ایالا‌ت شکست‌خورده‌

نیات مشکوک‌

نظام تامین اجتماعی فقط به مردم عادی کمک می‌کند و نه افراد ثروتمند. بنابراین طبیعی به نظر می‌رسد اگر این طرح باید به ورطه نیستی فرستاده شود، در عوض، نظام خدمات درمانی، برای افراد ثروتمند بخوبی کار می‌کند؛ چرا که ثروت، مراقبت‌های بهداشتی را بدقت جیره‌بندی می‌کند و در عین حال، به دلیل دیوانسالاری و نظارت بیش از حد، داروهای فوق‌العاده گرانقیمت و دیگر ناکارآمدی‌های مفید، سودهای کلانی به جیب قدرت‌های خصوصی سرازیر می‌شود. با موعظه‌هایی راجع به مسوولیت‌پذیری، مردم عادی را می‌توان معالجه کرد.
کد خبر: ۱۶۹۵۹۶

البته دلایل دیگری نیز برای از میان بردن نظام تامین اجتماعی وجود دارد. این دلایل بر پایه اصولی قرار دارد که ارزش‌های اخلاقی سردمداران سیاسی و بخش‌هایی را که نمایندگی‌اش می‌کنند، پایمال می‌کند  و نه افراد رای‌دهنده به آنان که طبقه متفاوتی از جمعیت را تشکیل می‌دهند. تامین اجتماعی بر این فرض مبتنی است که بیوه‌زنان از کارافتاده در آن سوی شهر باید غذایی برای خوردن داشته باشند و کودکان خیابانی باید بتوانند در مدرسه‌ای مناسب تحصیل کنند. چنین افکار شرارت‌باری باید از ذهن زدوده شوند. این تصورات از دهه 1850 بر سر راه «روح جدید قرن» قرار گرفته‌اند: «ثروت به دست آر و همه‌کس جز خویشتن را فراموش کن». طبق تفکرات صحیح، تقصیر من نیست که بیوه‌زنان با افراد نامناسب ازدواج کردند و یا والدین کودکان، تصمیمات سرمایه‌گذارانه اشتباهی انجام دادند. پس چرا من باید برای مراقبت از آنان، چند سنت به بودجه عمومی کمک کنم؟ در عوض «جامعه دارای حق مالکیت» از هیچ یک از این نقایص اخلاقی، رنج نمی‌برد.

با توجه به انتخابات سال 2004 چیز چندانی راجع به نگرش‌ها و افکار عمومی نمی‌آموزیم، ولی می‌توان از مطالعاتی که مخفی نگه داشته می‌شوند بسیار آموخت و جریان کلی امور به شناخت ما از موقعیت فعلی دموکراسی امریکا می‌افزاید.

در عین حال، بیشتر کشورهای جهان صنعتی چندان هم از امریکا عقب نمانده‌اند؛ چرا که اقشار ثروتمند و زورمدار، سرمشق‌های دیکته شده از سوی سران کشورهایشان را یاد گرفته و به کار می‌گیرند.

فرجام سخن

کسانی که با تاریخ آشنایند از این امر متعجب نمی‌شوند که خلاء فزاینده دموکراتیک در ایالات متحده همواره با اعلان ماموریت‌های مسیحایی و بردن دموکراسی به جهان مصیبت‌زده، توام بوده است. اعلام نیات خیرخواهانه از سوی نظام‌های قدرت بندرت جعلیات کاملی بوده‌اند و مساله مذکور در این باره نیز صدق می‌کند. تحت شرایطی،گونه‌هایی ازدموکراسی بواقع قابل پذیرش هستند. همان طور که یکی از پژوهشگران حامی ترویج دموکراسی (توماس کاروسرز) استنباط می‌کند: همواره برای خارج از ایالات متحده، خط مشی راسخ و مستمری را می‌یابیم مبنی بر این که دموکراسی فقط و فقط در صورتی قابل قبول است که با منافع اقتصادی و راهبردی ایالات متحده، سازگار باشد.

به شکلی دیگر، این آموزه داخل کشور را نیز دربر می‌گیرد.

گاهی اوقات جناح لیبرال صلح‌طلب طیف سیاسی امریکا فی‌المثل رابرت پاستور، مشاور امنیت ملی کارتر در امور امریکای لاتین، صادقانه به تنگنای اساسی پیش روی سیاستگذاران ایالات متحده اعتراف کرده‌اند. وی توضیح داد که چرا دولت امریکا مجبور بود از رژیم فاسد و آدمکش سوموزا در نیکاراگوئه حمایت کند، و زمانی که این امر ناممکن از آب درآمد، تلاش کرد حداقل از گارد ملی آموزش دیده از سوی امریکا پشتیبانی کند، حتی در اوقاتی که این گارد با وحشیگری که یک ملت با دشمن خود بندرت آن گونه برخورد می‌کند، مردم نیکاراگوئه را قتل‌عام می‌کرد که به کشته شدن حدود 40 هزار نفر منجر شد. دلیل این امر کاملا شناخته شده بود: ایالات متحده نمی‌خواست نیکاراگوئه یا دیگر ملت‌های منطقه را کنترل کند، ولی در عین حال نمی‌توانست تحمل کند که تحولات منطقه‌ای از کنترل خارج شود. امریکا می‌خواست مردم نیکاراگوئه به طور مستقل عمل کنند، مگر در صورتی که آنان طوری رفتار می‌کردند که بر منافع ایالات متحده تاثیر نامطلوبی داشته باشد.

برنامه‌ریزان دولت بوش پس از حمله به عراق با تنگناهای مشابهی مواجه شده‌اند. آنان می‌خواهند عراقی‌ها نیز مستقل عمل کنند، مگر این که این کارشان تاثیر نامطلوبی بر منافع ایالات متحده داشته باشد. بنابراین عراق باید در محدوه هایی خاص، مستقل و دموکراتیک باشد. باید به هر طریق، همانند نظم سنتی در امریکای مرکزی، دولت وابسته و مطیعی در عراق تاسیس شود. در سطحی کلی‌تر این الگو به طور کامل طیف مخالف ساختارهای نهادینه شده را نیز دربرمی‌گیرد. کرملین قادر بود با مشت آهنین خود دولت‌هایی وابسته را که به دست نیروهای سیاسی و نظامی داخلی اداره می‌شدند، حفظ کند.

آلمان نازی نیز توانست همین کار را حتی در زمان جنگ در اروپای تحت اشغال خود انجام دهد و ژاپن فاشیست نیز در منچوری همین کار را کرد. ایتالیای فاشیست به دستاوردهای مشابهی در آفریقای شمالی نائل شد و در عین حال عملا به نسل‌کشی پرداخت، ولی این اقدام به هیچ وجه وجهه مطلوب آن در غرب را خدشه‌دار نکرد و شاید هم الهام‌بخش هیتلر شد. نظام‌های سنتی امپریالیستی و نواستعماری، اشکال متفاوتی از این عملکرد را از خود نشان داده‌اند.

با وجود شرایطی که به طور غیرعادی مطلوب هستند، دستیابی به اهداف سنتی در عراق به طور شگفت‌انگیزی، مشکل از آب درآمده است. اندکی پس از تهاجم به عراق، مخمصه توام کردن میزانی از استقلال با کنترل شدید بروز کرد و مقاومت غیرخشونت‌آمیز مردمی، مهاجمان را وادار کرد تا حق قانونگذاری مردم عراق را به جای آن چیزی که خود انتظار داشتند، بپذیرند. این پیامدها حتی دورنمای کابوس‌واری از یک عراق کم و بیش مستقل و دموکراتیک را به وجود آورد که خود را در یک ائتلاف شیعی ضعیف جای می‌دهد که از ایران، شیعیان عراق و به احتمال زیاد، مناطق مجاور شیعه‌نشین عربستان سعودی تشکیل می‌شود که مستقل از واشنگتن، بخش اعظم نفت جهان را در کنترل خود خواهد داشت.

اثر: نوام چامسکی‌
مترجم: یعقوب نعمتی  ورو جنی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها