در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در لباس مخصوص پرواز در فضا حتی چاک دگمهها را هم نباید نبسته بگذارید. یک ماه پس از فرود، چیلدری مچ لیر را درست موقع این کار گرفت.
<چاک> لباس فضانوردی یک لوله نرم لاستیکی روی مجاری ادرار است. چاک به یک کمیزدان میرسد که یک گیره فنری دارد. گیره را باز میکنید و استفاده میکنید. بعد گیره را میبندید و یک شیر خروجی را باز میکنید تا محتویات کمیزدان را داخل خلا تخلیه کنید.
لیر به پیادهرویهای طولانی عادت داشت. او عاشق چشمانداز بیابانهای مریخ بود: آسمان ارغوانی استوار و تیرگی ملایم غبارهای نارنجی چرخان، افق بستهای که ناگهان قطع میشد، تهینگی بیپایان. از آن مهمتر: او احتیاج به فضا داشت. او تمام وقتش را روی در اتاق مخابرات بیگانهها میگذراند که سقفش فاصلهای اندک با سرش داشت و همه اسباب و اثاثیه دیگر نزدیک آرنجهای استخوانیاش بود.
داشت از پیادهروی برمیگشت و چیلدری را دید که بیرون میآید. چیلدری متوجه شد شیر بیرونریز لباس لیر باز است و فنرش شکسته. لیر چند ساعت تمام بیرون بود. اگر نیازی به تخلیه داشت حتما بدنش در خلا‡ از هم میگسیخت و تا سرحد مرگ خونریزی میکرد.
هیچوقت کاملا نفهمیدیم چیلدری آن بیرون چه چیزهایی بار لیر کرد. اما لیر با صورتی که تا بناگوش سرخ شده بود داخل آمد و با هر نفسش فحشی میداد. با کسی در موردش حرف نزد.
روانشناسهای ناسا نباید این دو نفر را روی سیارهای به این کوچکی کنار هم میگذاشتند. بازنگری، بینظیر است، نه؟ اما هم چیلدری و هم لیر بهترین گزینههای شایستهای بودند که سلامتیشان برای زندهماندن در سفر مناسب بود. بودند اخترفیزیکدانهایی که به شایستگی لیر باشند اما چند دهه سنشان بیشتر بود و اعتبار چیلدری هم به هزار ساعت پرواز فضاییاش بود. او یکی از آخرین انسانهایی بود که روی ماه قدم گذاشته بودند.
هر کدام از ما فرداًفرد بهترین انسان موجود برای سفر بودیم. چقدر شرمآور!
ادامه دارد
نویسنده :لَرینیوِن
مترجم : حسین شهرابی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: