در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتی اگر در حال حاضر بخواهیم به دلیل نبود آمار و ارقام، بسادگی زیر بار این ادعا نرویم، میتوان به حجم قابل توجه برنامههای صبحگاهی اشاره کرد که هر روز از شبکههای مختلف پخش میشوند و روز به روز هم بر کمیت و کیفیت آنها اضافه میشود. این برنامهها که قرار است با تماشای آن آماده رفتن به محل کار و تحصیل شویم، در کنار کارکردهای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی باید بتواند در مخاطب خود نشاط و شادمانی هم ایجاد کند.
برنامههای تلویزیونی صبحگاهی تا حدود زیادی مجریمحور هستند و این مجریان برنامهها هستند که قرار است با شیوههای خاص و منحصر به فرد خود، مخاطب را به تماشای این برنامهها ترغیب کنند. اولین و سادهترین شیوهای هم که مجریان برای رسیدن به این مقصود انتخاب میکنند، انتخاب لحنی صمیمی برای ایجاد صمیمیت است.
برنامههای صبحگاهی مانند بیشتر برنامههای زنده بر عنصر بداهه استوار هستند و حالا این مساله در یک برنامه مجریمحور، به همان اندازه که میتواند به یک نتیجه خوب و جذاب منجر شود، میتواند یک برنامه اعصاب خردکن را هم به دنبال داشته باشد. شکی نیست که صمیمیت هم باید مانند هر چیز دیگری پایه و اساس درستی داشته باشد. یک مجری تلویزیونی ممکن است در محیط کاری با همکاران خود خیلی صمیمی و از نگاه آنها فردی بامزه باشد؛ اما این مساله قطعا نمیتواند نظر همه مردم ایران باشد. از سوی دیگر، اصرار بر این لحن صمیمی در کنار بداههپردازیهایی که هیچ تناسبی با رسانه تلویزیون ندارد و تنها در روابط شخصی میتواند کاربرد داشته باشد، سبب میشود مخاطب بسادگی چنین برنامههایی را از فهرست علاقهمندیهای خود حذف کند. متاسفانه بسیاری از تعاریفی که گفته شد، مدتهاست شامل حال برنامه «صبح بخیر ایران» شده است. این برنامه که اولین برنامه صبحگاهی تلویزیون بود، در طول سالهای گذشته مسیر پرفراز و نشیبی را سپری کرده و همواره در دورههای مختلفی اوج و فرود داشته است. زمانی این برنامه به اجرای چهرههای استخواندار شناخته میشد و سفرنامهاش، هر علاقهمندی را به خود جذب میکرد؛ اما مدتی است مجریان جوان این شبکه با لحنهای بشدت خودمانی خود تلاش میکنند تا با استفاده از سبکهای رایج اجرای تلویزیونی، در این بازار پررقابت برای خود مخاطبی دست و پا کنند.
این مجریان هیچ عنصری را برای جذابیت فراموش نکردهاند و حتی کاریکاتور خود را هم کشیدهاند و با قرار دادن آن در پسزمینه برنامه، تلاش کردهاند این فضای فرح بخش را تشدید کنند؛ اما این چیزی نیست که برای مخاطبی که تازه از خواب بیدار شده، جذابیتی داشته باشد.
برنامههایی مانند صبح بخیر ایران که به نمادهای یک شبکه تبدیل میشوند، نباید این گونه مورد بیمهری قرار بگیرند. اگر چارچوب و هدفگذاری اولیه این برنامهها درست باشد، دیگر نیازی به چنین لحنهای تصنعی نیست. میتوان با سادهترین چیزها مخاطبان را پای تلویزیون نشاند.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: