لوتار ماتیوس از خودش، آلمان و جام جهانی 2010 می‌گوید

آفریقا باید به خود ببالد

لوتار ماتیوس آلمانی باسابقه انجام 150 بازی ملی و حضور در 5 دوره جام‌جهانی و 21 سال بازی سطح حرفه‌ای از نوادر 30 سال اخیر فوتبال جهان است و تقریبا به هر افتخار ممکن در این ورزش دست یافته است. او در فتح جام ملت‌های اروپا 1980 و نایب قهرمانی جام‌های جهانی 1982 و 86 شریک بود و وقتی ژرمن‌ها جام جهانی 90 را بالای دست بردند، او کاپیتان تیم بود و به همین خاطر و در ادامه همان موج از سوی فیفا به عنوان بازیگر سال فوتبال جهان گزینش شد. بازی‌های قوی و محکم و در عین حال فنی او با پیراهن بوروسیا مونشن گلادباخ، بایرن مونیخ و اینترمیلان، بسختی از یادها خواهد رفت. کسی که تا 40 سالگی به بازی ادامه می‌داد و سرانجام 7 سال پیش کفش‌ها را آویخت و مدت کوتاهی پس از آن مربی شد. او در این راستا تیم‌پارتیزان بلگراد صربستان را از نو مطرح کرد و با این که حضوری جنجال‌برانگیز و بسیار کوتاه‌مدت در تیم باشگاهی اتلتیکو پارانائنسه برزیل داشت و پس از گذشت فقط 7 هفته، از آن تیم جدا شد (و به روایتی فرار کرد!) اما وقتی مربی تیم ملی مجارستان شد، این تیم را به پیروزی خبرساز 2‌بر صفر مقابل آلمان در دیداری دوستانه رساند. ماتیوس که فوتبال را از پست هافبک وسط شروع کرد و سپس مدافع وسط شد، اینک گزارشگر و مفسر فوتبال در یکی از شبکه‌های تلویزیونی آلمان است. او در مصاحبه‌ای تازه از دیدگاه‌های خود می‌گوید:
کد خبر: ۱۶۸۴۷۴

برای ادامه سال 2008 چه برنامه‌هایی دارید؟

در درجه اول باید تیمی را بیابم و آن را مربیگری کنم و اگر به چنین مرحله‌ای برسم، باید به گونه‌ای باشد که در هماهنگی کامل با مدیران باشگاه منتخب‌ام باشد. در این حرفه هم باید برنامه‌هایی پیشرفته داشته باشید و هم رضایت مدیران را جلب کنید. این روزها هماهنگ بودن با روسای باشگاه بسیار مهم‌تر از موفق بودن در زمین و میدان مسابقه‌است.

شما چه در سطح ملی و چه در سطح باشگاهی سابقه مربیگری دارید. تفاوت‌های آن را در چه می‌بینید؟

وقتی در یک باشگاه مربیگری می‌کنید چون هر روز بالای سر بازیکنان هستید، به تبع آن حاکمیت بیشتر و بهتری بر شرایط دارید و همه کارها مشخص‌تر و تنظیم‌ شده است. در تیم‌های ملی این گونه نیست و چون وقت بسیار کمی دارید، فقط باید کارهای مربوط به هماهنگی نفرات را انجام بدهید. در واقع چنین تیم‌هایی به جای مربی، بیشتر یک روانکاو می‌خواهند و کسی که بتواند بازیکنان را در کوتاه‌مدت به یکدیگر جوش بدهد. فقط دو سه روز وقت دارید باتیم کار کنید و در این مدت بسیار کوتاه، هر گونه کار ریشه‌ای غیرممکن خواهد بود.

در 47 سالگی و در حالی که طی دوران بازیگری‌تان بسیار موفق بودید، کدام اهداف را دارید؟

اهداف من بسیار آسان و روشن است. این که در ادامه کار مربیگری‌ام موفق باشم و صاحب جام‌ها و عناوین قهرمانی شوم. اگر من بتوانم ترتیبی اتخاذ کنم که بازیکنان تحت نظرم به لحاظ انفرادی شکوفا شوند، بسیاری از مشکلات حل خواهند شد. زیرا خود به خود بر کیفیت کار تیم به لحاظ اصول بازی گروهی و کار تیمی اثر مثبت خواهند گذاشت.

در دوره طولانی پرداختنتان به فوتبال، کدام واقعه و اتفاق خاص را نقطه اوج و بالاترین دستاورد خود می‌دانید؟

بدیهی است که فتح جام جهانی 1990 جای شامخی را در کارنامه من اشغال می‌کند، ولی رساندن پارتیزان بلگراد به مرحله گروهی مسابقه‌های لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا رضایت بیشتری را به من بخشید. هیچ کس انتظار نداشت ما به آن مرحله برسیم و همین مساله به اهمیت کار ما می‌افزود. ما بازی رفت را در زمین‌مان واگذار کردیم، اما در دیدار برگشت در زمین نیوکاسل با همان نتیجه برنده شدیم و کار به ضربات پنالتی کشید و ما در آن مرحله به برتری 3 - 4 رسیدیم. آن واقعه، شادی و خودباوری فراوانی را به کل کشور صربستان بخشید.

به عنوان یک هافبک وسط سابق، کدام هافبک کنونی فوتبال دنیا را برتر از سایرین و کسی می‌دانید که ممکن است تبدیل به برترین بازیکن جهان شود؟

فوتبال در سال‌های اخیر به کلی عوض شده و معنا و شکل جدیدی یافته است و پیدا کردن آدم‌هایی مثل زیدان، پلاتینی، زیکو و مارادونا هر روز سخت‌تر می‌شود. امروزه دیه‌گو (هافبک برزیلی وردربرمن) را داریم که بازیکنی جالب و فنی و تعیین‌کننده ریتم بازی است؛ اما امثال او پیوسته کمتر می‌شوند. باستی‌ین شواین اشتایگر (هافبک جوان بایرن) بد نیست؛ اما او نیز امروز همان بازیکنی نشان نمی‌دهد که دو، سه سال پیش جلوه کرده بود.

توضیح بیشتری بدهید، اگر می‌گویید رل و نوع کار هافبک‌های بازی‌ساز عوض شده است، تشریح کنید که این تغییر چگونه و به چه شکلی است؟

نوع و فرم بازی آنها عوض شده است. اگر در گذشته حتما یک هافبک رو به جلوی بازی‌ساز مثلا با شماره 10 داشتیم، اینک چنان نفری را در میدان نمی‌بینیم و در هر باشگاه و در هر جای میدان، این فرم و ترکیب مورد نظر مربیان و بازیکنان است که حرف اول را می‌زند و سیستم بازی تیم را تعیین می‌کند. پلاتینی و مارادونا در زمان‌های خود بهترین بازی‌سازان بودند و هم توان فنی لازم را داشتند و هم هویت و شخصیت این کار را، حرکت آنها باعث پویایی و به حرکت در آمدن دیگران می‌شد و نه فقط بازی تیم خود را به راه می‌انداختند، می‌توانستند خودشان در حول و حوش 18 قدم حریف با یک ضربه کار را تمام کنند. الان بازیگران پرشماری را با چنین مسوولیت و طیف و چارچوبی نمی‌یابید.

ترکیب و سیستم دلخواه خود شما کدام است؟

من طرفدار بازی‌های تهاجمی از آن دست هستم که بارسلونا و آرسنال به اجرا می‌گذارند و بایرن مونیخ نیز در 10 هفته نخست فصل جاری و پیش از این که تحلیل برود، به نمایش می‌گذاشت و آن را در پنج، شش هفته آغازین نیم فصل دوم نیز تا حدی تکرار کرده است. در عین حال حرف من به این معنا نیست که یک تیم از فرط حمله وظایف تدافعی خود را فراموش کند.

دور پایانی مسابقات جام‌ ملت‌‌های اروپا 2008 نزدیک‌تر می‌شود. به گمان شما تیم ملی کشورتان در این پیکارها چه خواهد کرد و شانس کدام تیم‌‌ها را برای قهرمانی بیشتر می‌‌دانید؟

میدانی که صحبتش را می‌کنید، بسختی قابل پیش‌بینی است؛ زیرا سطح کار تیم‌ها، بیشتر به یکدیگر نزدیک است و تعداد ستاره‌ها در بسیاری از تیم‌ها زیاد است. در هر تیمی افرادی را می‌یابید که هر کدام در لیگ‌‌های اروپایی و در ترکیب یک تیم باشگاهی حرف اول را می‌زنند. در خصوص آلمان نمی‌دانم چه بگویم. اگر فقط نتایج برخی مسابقات اخیر شرط باشد، نباید آنها را در قواره‌های قهرمانی دانست؛ زیرا حتی در پیکارهای انتخابی گروهشان پس از چک دوم شدند. این را هم فراموش نکنید که حتی وقتی در جام‌جهانی 2006 میزبان بودند، زیر دست دو تیم اروپایی (ایتالیا و فرانسه) ایستادند. در جمع 50 بازیکن برتر سال جهان نیز که فیفا انتخاب کرد و سپس از میان آنها 4 کاندیدای اصلی (کاکا، کریستیانو، رونالدو و لیونل مسی) را برگزید فقط دو فوتبالیست آلمانی دیده می‌شوند، اینها به ما می‌گوید آلمان را نباید مدعی اول فتح جام دانست. در عین حال، این تیم زیرنظر یواخیم لو در 20 ماه اخیر پیشرفت بیشتر و محسوسی داشته است و این اصولا در ذات آلمانی‌هاست که در تورنمنت‌های بزرگ حضوری قوی و محکم و توام با عزم راسخ و اغلب موفق داشته باشند. بعید می‌‌دانم که این بار نیز چنین نباشد. با این اوصاف فکر می‌کنم در ابتدای قضیه طیف وسیع‌تری از مدعیان را خواهیم داشت و تعداد کاندیداهای قهرمانی فزون‌تر از دفعات قبلی خواهد بود. در این ارتباط می‌توانم از اسپانیا، پرتغال و هلند و همچنین ایتالیا و فرانسه که به هر حال همیشه از تیم‌‌های برتر اروپا هستند،‌ یاد کنم.

و انتخاب‌ نهایی‌تان؟

اگر اصرار داشته باشید، ایتالیا و فرانسه.

قطعا تیم ملی فعلی آلمان را قوی‌‌تر از تیم کشورتان در سال 1990 که کشورتان را برای آخرین بار فاتح جام‌جهانی کرد، نمی‌‌دانید.

همین طور است. قوی‌تر نمی‌دانم؛ اما فوتبال و تبعات و الزام‌های آن در حال حاضر عوض شده است و نمی‌توان آن را با گذشته قیاس کرد و اصولا منصفانه نیست که بازیگران نسل فعلی را با نفرات تیم فوق‌العاده سال 1990 قیاس کرد. بازیگران تیم فعلی در حد خود خوب و تلاشگر هستند.

5/2 سال دیگر برای اولین بار یک دوره جام‌جهانی را در خاک آفریقا (کشور آفریقای جنوبی) خواهیم داشت. از دیدگاه شما این تحول چگونه خواهد بود؟

آفریقای جنوبی و کل قاره و ملت آفریقا باید بابت میزبانی این جام و این که برای اولین‌بار برگزار‌کننده چنین مسابقه بزرگی خواهند بود، به خود ببالند. برای تمام آفریقایی‌ها فرصتی عالی پدید می‌آید تا فوتبال را به‌گونه‌ای لمس و تجربه کنند که برایشان بی‌سابقه بوده و آثار ترمیمی و مثبت آن را روی زندگی تمامی اهالی قاره سیاه حس کنند و بیش از پیش در چنین راه‌هایی قدم بردارند. من فکر می‌کنم چه به لحاظ اجتماعی و چه از دیدگاه اقتصادی، این جام آثار مثبت بزرگی را بر آفریقا خواهد نهاد.

خودتان چه؟ آیا هنوز آرزوی حضور روی نیمکت یکی از تیم‌‌های حاضر در جام ‌(2010) را دارید؟

رهبری یکی از تیم‌های حاضر در جام‌جهانی، برای هر مربی‌ای افتخار است و از آنجا که به عنوان یک بازیکن در این جام شرکت داشته‌ام، بسیار مایلم که این قضیه به صورت یک مربی هم تکرار شود. بدانید که از چنین مساله‌ای هیچ ابا و ترسی ندارم.

منبع: Mirror

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها