در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع مهمترین مشکل پیامک از دیار باقی در همین ناهماهنگی و عدم تناسب فرم و محتوا رقم میخورد، به این معنی که قصد دارد محتوای کمیک و طنزی را در قالب ساختار و فرمی جدی و غیرکمدی قرار دهد. شاید علاقه مقدم به قصهگویی و تلاش برای خلق طنز موقعیت، توجه وی را به چیدمان دراماتیک و داستانی طنز کشانده است. این مساله البته در تصویربرداری و وجوه بصری اثر تاثیر مثبت داشته و نمیتوان جذابیت و کشش صوری آن را نادیده گرفت.
قصه پیامک از دیار باقی، تازه و ناب نیست و مثل همه آثار اخلاقی و نصیحتگونه بر مذمت ثروتاندوزی و دنیاطلبی بنا شده است که با ازدواج مجدد و پنهانکاریهای آن میآمیزد و مهارت شریفینیا در ایفای چنین نقشهایی که در حافظه هنری مخاطب سابقهای طولانی دارد، موجب میشود تا سریال به لحاظ موضوعی دارای جذابیتهای مخاطبپسند باشد؛ بویژه طرح مساله مرگ مجازی و ترس نهفته در آن بر هیجان موضوع میافزاید.
منتها سرعت عمل در ساخت مجموعههای مناسبتی که مقدم، ید طولانی در آن دارد، موجب شده است چفت و بستهای قصه بویژه ذیل مفهوم طنز چندان جفت و جور نشود و در نهایت کار قابل قبولی بیرون نیاید. در این باره باید انتخاب بازیگران و شیوه بازیگری برخی از آنان مثل افسانه بایگان، حامد کمیلی و سروش گودرزی را به آن اضافه کرد. نوع بازی آنها اگرچه دارای ویژگیهای شخصیت طنز نیست؛ اما متناسب با موقعیت کمیک قصه هم نیست. درست برعکس شریفینیا، شفیعیجم، حمید لولایی و نادر سلیمانی که بازی متناسب و قابل قبولی ارائه میدهند.
در این میان اما نباید بازی خوب رامین راستاد را در نقش یک کارگر آذری فراموش کرد. وی در زیر تیغ هم نشان داد که بازیگر توانایی است.
«پیامک از دیار باقی» بیشتر به یک اثر جنایی پلیسی و تعقیب و گریزی پهلو میزند تا یک طنز تمامعیار. نوسان کارگردان نیز در دوگانگی طنز و جدی که البته سنگینی آن بیشتر بر صورت دومی است، در این سردرگمی تاثیر مضاعفی میگذارد و اساسا شتابزدگی در پیشبرد داستان آزاردهنده است. فیلمی که به قول کارگردانش 7 6 ماه زمان لازم داشت؛ اما در 2 ماه تولید میشود، از این ضعفها مصون نیست.
پیامک از دیار باقی به لحاظ مضمونی از 2 ساحت کلی بهره گرفته است؛ یکی مناسبات انسانی و اجتماعی موجود در جامعه که بر مبنای مقتضیات معیشتی بنا شده و منافع مادی، بنیانهای اخلاقی آن را سست کرده و دیگری ارزشها و انگارههای مذهبی که در این آشفته بازار به فراموشی سپرده شده است.
تلفیق این دو واقعیت اجتماعی در بستر ساختاری طنزآمیز به واسطه بافت مذهبی جامعه ما و تجربه موفق آثار سینمایی در این زمینه، مخاطب ایرانی را به پیگیری قصه کنجکاو میکند و قطعا نام سریال از این منظر توجه بیننده را مجذوب خود میکند. هماوردی پیامک و تلفن همراه و فناوریهای مدرن روز با مرگ و آخرت و فضای ماورایی کنتراست معنایی بامزهای است که میتواند دستمایه خوبی برای پرداخت طنزآمیز باشد که علی عطشانی به نوعی آن را در «پوست موز» به نمایش گذاشته است. منتها آنچه همین موضوع را در «پیامک از دیار باقی» به چالش میکشاند و آن را از فضای طنز و کمدی دور میسازد، پیشفرضهای قدرتمند اخلاقی و هدایت شده داستان به سوی پند و عبرتگیری و تصویرسازیهای پررنگ اخلاقی است. در واقع در این شرایط، کمیک بودن و پرداخت طنازانه داستان و اثر هنری به حاشیه رانده میشود و از هدف بودن به ابزار و وسیله شدن تنزل مییابد.
تحول اخلاقی دیگر دارد به یک معضل رفتاری در سینما و تلویزیون ما بدل میشود و این پیام اغراقآمیز و کهنه بویژه در مجموعههای مناسبتی دائم در حال بازتولید شعاری است. لذا شاید زمان پخش این سریال در ایام نوروز مناسب نبود یا دستکم اگر در مناسبتهای مذهبی نمایش داده میشد از دامنه اثرگذاری اخلاقی بیشتری برخوردار میبود.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: