در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روایت به همین سادگی شاید آنچنان با روایتها و چارچوبهای سینما تطبیق نداشته باشد و بیشتر در حوزه مستند بگنجد، اما با این تفاسیر، اثر جاذب و محکم در عرصه سینماست. قصه «به همین سادگی» آنچنان پایبند استفاده و بکارگیری از ابزار دراماتیک نیست، عدم وجود کشمکشهای داستانی، یا نبود تعلیق لازم در فیلم «به همین سادگی» موج میزند. روایت مستندگویانه و روانی ساده در کل اثر، «به همین سادگی» را کمتر از داستانهای پر از گره نخواهد کرد. آنچه بیش از هر چیز دیگری در به همین سادگی قابل توجه است، شخصیت محوری و کلیدی زنی به نام «طاهره» است که در تلاش و کوشش است تا خود را از وضعیت ناهنجار و سردرگم روزمره خلاص کند. شاید در نگاه اول نتوان چنین استنباطی داشت که «طاهره» به دنبال یک تغییر کلی است چرا که میرکریمی، طاهره را به عنوان زنی سنتی معرفی میکند، برخوردها، کلمات و حتی نوع پوشش بر چنین نکتهای صحه میگذارند، اما وقتی تماشاچی با ذهنها و هدف و فکر طاهره همراه میشود، برایش محرز میگردد که طاهره نگرانیها و دغدغههای بیش از یک زن مدرن و امروزی است و همین مولفه سبب میگردد تا بروز چنین رخدادی مرتبا موج زند. این وضعیت به نوعی عقبنشینی و ترک از اصول و مبانی نیست بلکه خروج از نماهایی تکراری و عادی است و اتفاقا میرکریمی، به دقت این اصل را رعایت کرده. «میرکریمی» زندگی شهری و گرفتاریهای حاصل از آن را عاملی جزء درگیری در زندگی شهری نمیداند و نتیجه و حاصل آن را، بروز مشکلاتی نظیر افسردگی، مشکلات عاطفی، روحی و غیره. میداند. «طاهره» در به همین سادگی واقعا خیلی آرام و ساده روایتی کامل و رسا از زندگیش را میکند. ارتباط او با اطرافیانش بویژه پسرش خود جای تامل دارد و انصافا بخشهایی تاثیرگذار را حادث میکند. «طاهره» وقتی با اشخاص رودررو میشود، نگاهها و ذهنیتهایش بروز پیدا میکند. این موضوع بخصوص در هنگام حضور او به همراه پسرش و همکلامی این دو کاملا آشکار میگردد. اتکا به نفس در طاهره و تبدیل شدن او به یک شخص منفرد و تنها اگرچه به عنوان هدف اصلی قلمداد میشود اما این خلا‡ مرتبا در وجود و زندگی او موج میزند، به عبارت دیگر تبدیل شدن طاهره به یک شخصیت محور حاصل از عواملی ویژه است که خیلی بسرعت در «طاهره» رنگ به خود نمیگیرد. با توجه به این که اثر «به همین سادگی» میرکریمی قائل به شخص است و به نوعی شخص محور است، نتیجتا حضور بازیگری خاص فقط میتواند به این نگاه جامه عمل بپوشاند، بازی تحسینبرانگیز «هنگامه قاضیانی» توانست آنچه در نگاه و ذهن میرکریمی بود را بروز دهد. قاضیانی کاملا در قالب نقش فرو رفته و آنچنان نقش «طاهره» را ایفا میکند که کسی نمیتواند نقصی بر آن وارد کند، بیشک چنین آثاری، بازیگرانی خاص و بدور از کلیشه را میطلبد که بتوانند بدون دغدغه، نقش را بروز دهند، به هر حال «به همین سادگی» را به عنوان اثری فاخر در سینمای کشورمان باید قلمداد کرد و البته بار دیگر میرکریمی با چنین اثر ارزشمندی ثابت کرد، جایگاهی خاص در سینمای ایران دارد.
حسین محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: