با امید زندگانی از بازیگری تا اجرا

مسیرم را اشتباه آمدم‌

در رشته تئاتر تحصیلکرده است و از همان دوران کودکی به نوعی با دنیای هنر عجین شده است. پدرش از نوازندگان و آهنگسازان چیره دست بود. امید زندگانی تجربه بازی‌های مختلفی را در فیلم‌ها و مجموعه‌هایی مانند فراری، نرگس، پرواز در حباب، رسم شیدایی و... کسب کرده است، اما از یک جایی به بعد ناخواسته در مسیر دیگری قرار گرفت که همین امر باعث شد تا از رویاهایش بازبماند. با زندگانی به بهانه حضورش در سریال سرنوشت و کارهایی که در زمینه اجراهای تلویزیونی داشته است به گفتگو نشستیم.
کد خبر: ۱۶۸۲۸۹

در این سال‌ها بیشتر به عنوان مجری فعالیت دارید تا بازیگری، این اتفاق چه‌طور افتاد؟

به جرات می‌توانم بگویم که من جزو اولین بازیگرانی بودم که به عنوان مجری، بازیگر در برنامه‌های مختلف حضور پیدا کردم. در سال 76 پس از بازی در سریال «بازگشت به خانه» اجرای برنامه از خواستگاری تا ازدواج به من پیشنهاد شد و موفقیت آن برنامه موجب شد که اجرای برنامه‌های متعددی به من پیشنهاد شود و تا به خود آمدم متوجه شدم که دیگر به آن شکل پیشنهادی برای بازی ندارم. حتی آن زمان هم هنوز نمی‌دانستم که چه اتفاقی دارد می‌افتد و افتادن در این مسیر شانس‌های زیادی را از من گرفت.

چرا؟

چون خیلی از کارگردان‌هایی که حتی قبلا با آنها کار کرده بودم معتقد بودند که چهره‌ام برای مخاطبان دستمالی و عادی شده است. بنابراین کمتر به عنوان یک بازیگر به من اعتماد می‌کردند.

در حالی که در هالیوود بازیگری مثل نیکول کیدمن مسابقه‌ای را اجرا و بابت آن مبلغ گزافی هم دریافت می‌کند. از یک جایی به بعد سعی کردم با این مساله مبارزه کنم، اما خیلی دیر شده بود.

در واقع اجرا باعث شد که از حرفه بازیگری دور بمانید؟

بله. دقیقا البته به شخصه معتقدم که اجرای برنامه تلویزیونی یکی از زیر مجموعه‌های بازیگری است. چرا که یک مجری براساس نوع برنامه‌ای که اجرا می‌کند عواطف، بیان و حتی طرز رفتارش را براساس همان چیزی که می‌خواهد بگوید و اجرا کند به بازی می‌گیرد و به همین دلیل اجرا تفاوت با بازیگری ندارد و به تنهایی یک هنر است.

پس از قبل برنامه‌ای برای اجرای برنامه‌های تلویزیونی نداشتید؟

خیر. به هیچ‌وجه. یکدفعه در این مسیر قرار گرفتم. که اگر می‌‌دانستم تا این حد به من لطمه وارد می‌کند، هیچ‌گاه به دنبال آن نمی‌رفتم.

اجرا چه لطمه‌ای به شما زد؟

خیلی دوست داشتم در زمینه بازیگری پیشرفت کنم و به اصطلاح به قله برسم ولی خب این اتفاق نیفتاد و اجرا باعث شد که از اجرای نقش‌های متفاوت فاصله بگیرم و دور بمانم.

ولی خیلی از بازیگران معروف در حال حاضر اجرا می‌کنند و موفق هم هستند؟

بله. ولی افراد پیشکسوتی مانند داریوش ارجمند و احمد نجفی، اما نمی‌دانم چرا وقتی پای جوان‌ترها به میان می‌آید قضیه فرق می‌کند و آنها دچار تکرار و دستمالی شدن می‌شوند.

خب اگر تا این حد کار اجرا به شما لطمه وارد کرده است، چرا آن را ادامه دادید؟

برای ابراز وجود و باقی ماندن.

کمی هم در مورد نقش‌هایتان صحبت کنیم. در بیشتر کارهایتان تیپ بودید تا شخصیت. قبول دارید؟

بله. البته شخصیت هم بازی کرده‌ام، مانند مجموعه‌های نرگس و پرواز در حباب که در هر دو به گونه‌ای نقش مثبت هم داشتم.

در نقش‌های اول هم کمتر حضور داشته‌اید.

بله. بیشتر نقش مکمل و حتی مکمل دو یا سه را ایفا کرده‌ام. به هر حال نقش‌های مختلف چه کم‌رنگ و چه پررنگ تجربه هستند و این تجربه‌ها قطعا برای بازیگر مفید فایده خواهد بود.

به نظر خودتان تولد دوباره هنری شما در زمینه بازیگری با کدام یک از کارهایتان بوده است؟

پرواز در حباب و نرگس. چرا که هر دو این مجموعه‌ها توانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند و به گونه‌ای دیده شوند.

آقای زندگانی در تله‌فیلم‌هایی که اخیرا از شما شاهد بودیم مانند معصوم قصه‌ای به آن شکل وجود ندارد و کاملا مشخص است که دارید بداهه کار می‌کنید تا از روی متن؟

بله. کاملا حق با شماست. حتی من در سریالی بازی کردم که اصلا فیلمنامه‌ای نداشت و مجبور بودم خودم به تنهایی همه چیز را پیش ببرم و حتی بازیگردانی کنم. چراکه بازیگران شناخته‌ شده‌ای در آن حضور نداشتند. به هر حال یکی از عمده‌ترین مشکلات ما در این سال‌ها در زمینه ساخت تله‌فیلم و سریال همین نداشتن و ضعف فیلمنامه‌هاست.

پس اهل ریسک کردن هم هستید؟

من اسم این کار را ریسک‌پذیری نمی‌گذارم بلکه یک نوع بلاهت است، چون اگر بخواهم تنها ریسک کنم دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم. چون وقتی تو خطر می‌کنی بالاخره یک جایی ضربه می‌خوری. البته قبول دارم که در سال‌های گذشته نسبت به کارم کم‌توجه بوده‌ام.

فکر می‌کنید کدام قسمت از این پازل را اشتباه چیدید؟

فقط در همین حد می‌توانم بگویم که در یک برهه‌ای صداوسیما با من قهر کرد، همین.

برویم سراغ مجموعه سرنوشت. چه شد که نقش سعید را عهده دار شدید؟

در وهله اول توانستم با نقش و همین‌طور کارگردان کار ارتباط برقرار کنم و این عوامل باعث شدند که نقش سعید را بپذیرم.

شخصیت سعید را چطور دیدید؟

در ابتدا آن‌قدر حضور این کاراکتر کم بود که خودم پیشنهاد کردم آن را حذف کنند. چرا که بود و نبود آن چندان فرقی نمی‌کرد اما به‌تدریج این شخصیت در قصه‌ سرنوشت جای خود را پیدا کرد و یواش، یواش درگیر ماجرای شخصیت اول داستان یعنی سامیه شد و از این نظر بار قصه به‌ گونه‌ای بر دوش سعید و خانواده‌اش افتاد، اما مساله‌ای که وجود دارد این است که پایان قصه سعید چندان برایم دلچسب نبود.

چرا؟

به نظرم نقطه پایانی قصه سعید بد تمام شد در صورتی که می‌توانست خیلی بهتر از این باشد و جای کار زیادی داشت.

با قصه چقدر ارتباط برقرار کردید؟

قصه را دوست داشتم چون، تنها با یک قصه روبه‌رو نیستم بلکه با چندین قصه مواجه هستیم. در واقع چندین شاخه است که در یک جایی این شاخه‌ها به یکدیگر پیوند می‌‌خورند.

چه مدت سر این کار بودید؟

حدود چهار ماه‌

کمی هم در مورد فعالیت‌هایتان در زمینه موسیقی توضیح دهید؟

در حال حاضر روی آلبومم کار می‌کنم که اکثر ترانه‌های آن را خودم گفته‌ام و حسین پسندیده هم تنظیم آن را برعهده دارد.

به موسیقی به‌عنوان یک حرفه نگاه می‌کنید یا ...

نه این کار برای من کاملا یک کار دلخواه و خصوصی است. در واقع با موسیقی تنهایی‌های خودم را پر می‌کنم.

راستی با برادرتان (امین زندگانی)‌ هم رقابتی دارید؟

خیر به هیچ‌وجه، چون ژانر کاری او کاملا با من متفاوت است و در کل جوهره‌اش با من فرق دارد. برای مثال امین بیشترین تمرکزش را روی بازیگری گذاشته و کمتر به سمت کار اجرا یا حتی فعالیت‌های موسیقی آمده است و در حال حاضر هم که کمتر در مجموعه‌های تاریخی حضور پیدا می‌کند. بنابراین دیگر جای رقابتی باقی نمی‌ماند.

محبوبه ریاستی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها