در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از دیدگاه او میان جهان و زبان، تناظری یک به یک حاکم است یعنی اتمها یا اشیای بسیط سازنده عالم، به وسیله نامها و اسمها در زبان بیان میشوند و وضع و حالها در قالب قضایای بنیادی یا اتمی توصیف امور واقع نیز به وسیله قضایای مرکب صورت میگیرد که از به هم پیوستن قضایای بنیادی پدید میآیند. در نتیجه از دیدگاه او جهان عبارت است از وضع و حالهای موجود. پس میتوان دیدگاه ویتگنشتاین متقدم را این گونه نشان داد که امور واقع همان قضایای مرکب، وضع و حالها و قضایای بنیادی و اشیای بسیط همان اسمها هستند. (فلسفه تحلیلی، ص 128)
طبق نظریه تصویری معنا تنها قضایایی که واقعیات را تصویر میکنند، یعنی قضایای علمی، معنادار هستند. چنانچه ویتگنشتاین در بند 6/53 رساله مینویسد: «روش درست در فلسفه در واقع چنین خواهد بود؛ چیزی نگویی مگر آنچه بشود گفت یعنی قضایای علم طبیعی، یعنی چیزی که هیچ ربطی به فلسفه ندارد و هرگاه کسی بخواهد چیزی مابعدالطبیعی بگوید، برایش اثبات کنی که نتوانسته به برخی علائم در قضایایش معنی بدهد. هرچند این کار آن فرد را راضی نخواهد کرد، این روش تنها روش اکیدا درست است».
ناگفتنیها: ویتگنشتاین زبان را برای آن که بتواند مفید معنا باشد، مقید به شروطی سخت و محدودکننده میکند، به نظر او داوریهای اخلاقی و ارزشگذاریهای زیباشناختی جزو کاربردهای واقعی و معنادار زبان محسوب نمیشود. وی تمام این امور را متعلق به قلمرویی میداند که نام آن را «رازورزی» میگذارد. او قایل است یگانه راه برای سخن از دنیا، وصف واقعیتهایی است که جهان از آنها ساخته شده است؛ چراکه سایر امور ناگفتنی هستند.
کبری مجیدی بیدگلی
منابع:
1 - ویتگنشتاین، لودویک، پژوهشهای فلسفی، ترجمه فریدون فاطمی، تهران، سروش، 1380.
2 - دانالد گیلیس، فلسفه علم در قرن بیستم، ترجمه حسن میانداری، تهران، حکمت، 1381.
3 - علی پایا، فلسفه تحلیلی، تهران، انتشارات طرح نو، 1382.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: