در جستجوی قاتل خانوادگی‌

«توطئه خانوادگی» (1975)‌ آخرین اثر سینمایی آلفرد هیچکاک است که آن را براساس قصه کتاب ویکتور کانینگ ساخته است. ارنست لهمن کار نگارش فیلمنامه فیلم را انجام داده است. کارن بلاک، بروس درن، باربارا هریس، ویلیام دوین و اد لاوتر بازیگران اصلی فیلم هستند. قصه فیلم درباره مادام بلانش (هریس)‌ است که با هویت جعلی و با همکاری نامزدمش جورج (درن)‌ که راننده تاکسی است، دست به کلاهبرداری از آدم‌های معمولی می‌زنند و با کمک قدرت‌های ویژه‌ای که دارند، موفق به انجام این کار می‌شوند.
کد خبر: ۱۶۷۸۵۰

 یک بیوه پیر به نام جولیا آنها را استخدام می‌کند تا نوه‌اش را برایش پیدا کنند. سال‌ها پیش و پس از یک رسوایی خانوادگی و اجتماعی، این نوه از جمع خانوادگی جدا شده و توسط افراد دیگری بزرگ شده است. در همین اوضاع و احوال یک زوج باهوش یعنی آرتور (دوین)‌ و نامزدش فران (بلک)‌ متهم می شوند که در یک سری از آدم‌ربایی‌های محدوده شهر سان‌فرانسیسکو نقش داشته اند. آرتور در کار خرید و فروش الماس است که کار مهمی است. به زودی زندگی و فعالیت‌های این دو به ماموریت مادام بلانش و نامزدش گره می‌خورد و ماجراجویی‌های مختلف قصه فیلم را به وجود می‌آورد.

هیچکاک از آن دسته فیلمسازانی است که معروف است ترجیح می‌دهد در فیلم‌هایش به جای بهره‌گیری زیاد از دیالوگ و حرف، به زبان تصویر با تماشاچی خود طرف شود. با این حال، شروع «توطئه خانوادگی» با صحنه‌ای پرحرف شروع می‌شود. مادام بلانش در این صحنه در حال صحبت با یک پیرزن عصبی است و خیلی وراجی می‌کند. صحنه به گونه‌ای است که اطراف آنها را عتیقه‌های زیادی پر کرده و سایه‌های پرعمق در خدمت حرفی هستند که کارگردان می‌خواهد بزند. بلانش با حالتی عجیب و غریب پیشگویی‌هایی درباره حوادث سال‌های دور این پیرزن می‌کند و به او می‌گوید خواهرش دارای فرزندی بوده که توسط افراد دیگری بزرگ شده است. با مرگ مادر بچه، هویت این بچه نامعلوم و مبهم باقی می‌ماند و حالا این پیرزن که از مرگ می‌ترسد، می‌خواهد وارثی برای ثروت خود داشته باشد. پس مایل است این بچه‌ ناشناس را پیدا کند. با آن که سکانس افتتاحیه فیلم پر از دیالوگ است، اما خیلی زود متوجه می‌شویم قصه فیلم نیازمند این پرحرفی بوده است. زیرا اگر در مقام تماشاچی این صحبت‌ها را نشنویم، خط اصلی قصه فیلم از دستمان درمی‌رود.

خواهرزاده این پیرزن، حالا باید مردی 40 ساله باشد. بلانش می‌داند اگر آنها بتوانند مردی را به جای خواهرزاده پیرزن جا بزنند با پول خوبی روبه‌رو خواهند شد. اما کمی صبر کنید! این یک فیلم هیچکاکی است و قرار نیست در آن اوضاع به شکلی عادی پیش برود. به همین دلیل ماموریت بلانش و نامزدش از مسیر اصلی و طبیعی خود دور شده و وارد فضا و ماجراجویی‌های تازه و عجیب و غریبی می‌شود، مادام بلانش باید دست به اقدامات پیش‌بینی نشده‌ای بزند. او باید خواهرزاده گمشده را پیدا کند و باربارا هریس به قدری نقش بلانش را طبیعی و ساده بازی می‌کند که بیننده احساس می‌کند حق با اوست. نامزد او جورج تجربه کار بازیگری هم دارد و در عین حال نقش یک کارآگاه را هم بازی می‌کند. پاداش 10 هزار دلاری رقم کمی نیست که او و بلانش ماموریت خود را ناتمام بگذارند.

نکته جالب قصه فیلم پیچ ناگهانی آن است. زمانی که بلانش و جورج داخل تاکسی در حال عزیمت به سمت خانه هستند، ماشین آنها نزدیک است با یک زن تصادف کند. ماشین رد می‌شود دوربین هیچکاک به جای دنبال کردن آنها، به سراغ زن می‌رود. زن کسی نیست جز همسر آن خواهرزاده گم شده! به این ترتیب، تماشاچی با یک قطع هیچکاکی روبه‌رو می‌شود. خود هیچکاک عقیده داشت که نباید وقت تماشاچی را گرفت و باید اطلاعات لازم و ضروری را خیلی زود و سریع به او داد. قصه آخرین فیلم سینمایی هیچکاک خیلی پیچ در پیچ و لابیرنتی است و چرخش‌های ناگهانی زیادی دارد. البته او مثل همیشه قصد گول زدن یا فریب دادن بیننده‌اش را ندارد. زیرا می‌داند تماشاچی قصه فیلم او را تا انتها دنبال می‌کند. هر جا که تماشاچی فکر می‌کند به پایان ماجرا رسیده و حالا همه چیز حل می‌شود، ناگهان چیز تازه‌ای وارد قصه می‌شود که باعث تداوم ماجراها می‌شود.

فیلمبرداری فیلم نقشی مهم و کلیدی در دل قصه دارد. نوع انتخاب زوایای دوربین به گونه‌ای است که کمک زیادی به پیشبرد قصه فیلم می‌کند. در حقیقت دوربین در برخی صحنه‌ها از حالت ناظر خارج شده و با زوایایی که انتخاب می‌کند نقش مکمل صحنه‌ها را به عهده می‌گیرد و نکته خاصی را به بیننده القا می‌کند. برای مثال در چند صحنه (و از جمله صحنه گورستان)‌ دوربین از زاویه بالا بازیگران را گرفته و این نوع انتخاب زاویه، حالت آدم‌های گیر افتاده را به شخصیت‌های قصه می‌دهد. هیچ انتخاب لنز دیگری نمی‌‌توانست این حس و حال و فضا را القا کند. حتی نوع انتخاب بازیگران چهار نقش اصلی هم مثال زدنی است. بازیگرانی که این نقش‌ها را بازی می‌کنند در خودشان نوعی سادگی، صمیمیت، راحتی (و حتی حماقت)‌ دارند که این کاراکترها را دیدنی‌تر می‌کند.

«توطئه خانوادگی» پنجاه و سومین فیلم سینمایی هیچکاک است که طی 50 سال فعالیت هنری کارگردانی کرد. او قرار بود پس از این فیلم، دست به کار ساخت فیلم تازه‌ای شود که مرگ به او مهلت این کار را نداد. شاید به همین دلیل است که منتقدین سینمایی آخرین ساخته هنری او را فیلمی خالص ارزیابی کرده‌‌اند که در آن توجه ویژه‌ای به جزییات شده است. در عین حال، رگه‌های کمدی این فیلم هیچکاک خیلی بیشتر از کارهای قبلی‌اش است.
هیچکاک که همیشه در فیلم‌هایش شوخی‌‌های کوتاهی هم داشت،‌ در این فیلم مقدار آن را بیشتر کرده است و این نکته یکی از تازگی‌های کارهای او بود که البته فرصتی برای ادامه پیدا نکرد.

کیکاووس زیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها