در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او نمیداند لازمه رهایی از این غفلت، تغییر نگاه او به دنیاست و نه بالا رفتن میزان اطلاعاتش. شاید در هیچ دورهای از دوران حیات بشر روی زمین، اطلاعات بشر از طبیعت و پیرامون آن تا این حد زیاد نبوده است، اما در عین حال در هیچ زمانی معرفت او درخصوص مسائلی که به مقتضای زندگی در زمین با آنها روبهرو است نیز تا این حد اندک نبوده است.
برای همین، ملاک و میزان و مناط تشخیص بشر امروز برای پیشرفته بودن نیز همین است؛ دستیابی به تکنولوژی هر چه پیچیدهتر برای تمتع از حیات به هر قیمت ممکن؛ در چنین دنیایی اگر مسیحع نیز بار دیگر ظهور کند و تمام هم خود را مصروف این مهم که گفته شد نکند، میخواهد باشد یا نباشد. قبله بشر مدتهاست عوض شده است و در این قبله جدید ربالنوع تمتع است که پرستیده میشود. اما به محض آنکه پای غایات دیگری در میان باشد، لامحاله همه این پیشرفتها بیاعتبار و بیمعنی میشود. همچنان که با رنسانس، حقیقت در محاق رفت و از گردونه توجه خارج شد و قطعیت علوم طبیعی جای آن را گرفت. شاید ذکر این مساله برای ما که در این سوی عالم در جایی زندگی میکنیم که آن طرفیها جهان سومش نامیدهاند و جزو کشورهای عقبمانده به حساب میآید، آنقدر انتزاعی مینماید که ترجیح میدهیم به جای آن به درون همان عالمی بخزیم که همه آنها را قبول دارند.
اما با هر انقلابی که روی میدهد، بسیاری از این عادات در هم میریزد و پوستهای از غفلت را کنار میزند؛ اما خیلی زود ارزشهای تعریف شده جدید خود رفته رفته عادات جدیدی میشوند که باید آنها را به کناری نهاد و آنگاه انقلابی دیگر لازم است تا این حجابهای جدید را خرق کند و از پس آن انقلابی دیگر و این همان چیزی است که با طبع اولیه بشر سازگاری ندارد. طبع بشر طالب استقرار و بهسامان شدن امور خویش در یک نظام نهادینه شده است تا متضمن استقرار و ثبات در عین حفظ آرمانهایی باشد که غایت انقلاب بوده است. در پناه این امنیتخاطر است که میخواهد به کار دنیای خویش بپردازد. پس هر چه این امنیت را تهدید کند، بد است و باید دور انداخته شود.
شهید آوینی انقلاب اسلامی ایران را آغاز وضعی جدید در دوران حاضر میدانست و بر این گفته خود تاکید میورزید. چرا؟ او انقلاب اسلامی را طلیعه ایجاد تغییری ماهوی در تفکر و نحوه نگرش به عالم و به دنبال آن تغییر نسبت با جهان پیرامون خویش یافته است.او میپنداشت حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی و بهتر بگویم بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینیره برای من کافی بود تا باور کنم عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار او است، فاصلهای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی که در وجود انسانهایی جست که به مقام خلیفهاللهی مبعوث شدهاند.
شهید آوینی به ما میگفت بشر غربی اکنون در آخرین منازل سیری که در پیش گرفته، به حقیقت این تعریف از انسان که حیوانی ناطق است واقف شده است و مفری میجوید تا خود را محفوظ دارد و آن را نمییابد. چنین مردی با چنین اندیشه بالا و والای انسانی دست به قلم میبرد و مینوشت. دوربین را برمیداشت و فیلم میگرفت. او از واقعیت مینوشت و از حقیقت فیلم میگرفت. گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله پس از شروع جنگ به جبهه رفت. دو تن از اعضای گروه در همان روزهای اول جنگ در قصرشیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود از حلقه محاصره گریخت. گروه فیلمبرداری که سید اهل قلم نیز با آنان بود، به خونینشهر رهسپار شدند و تصاویری از ظلم و جنایت را ضبط و ثبت کردند.
شهید آوینی در سال 1365 تا 66 علاوه بر کارگردانی و مونتاژ مجموعه روایت فتح نگارش متن آن را به عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان گنجینه آسمانی. او در سال 1366 کتاب فتح خون (روایت محرم) را آغاز کرد. در سال 1367 در دانشگاه هنر به تدریس مشغول شد، اما تنها با گذراندن یک ترم به نوشتن مقالاتی در زمینه سینما و فیلم پرداخت که حاصل آن کتابهایی چون تاملاتی در ماهیت سینما، جذابی در سینما، آینه جادو، قاب تصویر، زبان سینما و... در فروردین 1368 ماهنامه هنری سوره نیز مجموعهای از مقالات سینماییاش را به چاپ رساند.
سالهای 1368 تا 1372 اوج فعالیتهای مطبوعاتی شهید آوینی بود. هنوز مردم و خانوادههای عزیز شهدا صحنه به صحنههای مجموعههای روایت فتح را به خاطر دارند و هرگز از یاد نمیبرند. او همچنان در جبههها بود و از رزمندگان فیلم میگرفت. مردی که سرچشمه اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومینع و آثار و گفتار حضرت امام خمینیره باز میگشت، با تفکر فلسفی غرب و آراء و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست؛ چرا که این شناخت زمینه خروج از عالم غربی و غربزده کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. مرتضی بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینیره بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است کهآن را عصر توبه بشریت مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصرعج و ظهور دولت پایدار حق منتهی خواهد شد و...
شهید مرتضی آوینی مستندسازی چیرهدست و تاثیرگذار بود و نویسندهای بود که همچنان در دنیای جدید علیه سیاهی میتاخت. او آغازی بر یک پایان بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: