رابطه ناسالم

راز قتل زن جوانی که قربانی یک رابطه پنهانی شده بود، پس از 10 روز عملیات فنی پلیس فاش شد. به گزارش خبرنگار ما، ماموران پلیس استان کرمان اولین برگ پرونده سهیلا زن قربانی را زمانی داخل پوشه قرار دادند که یکی از اعضای خانواده این زن به پلیس اطلاع داد، سهیلا به طرز مشکوکی ناپدید شده است. ماموران در اولین تحقیقات خود متوجه شدند، سهیلا 35 ساله بوده و تنها زندگی می‌کرده است. بنابراین اولین فرضیه مبنی بر داشتن رابطه با یک مرد مطرح و راننده آژانسی که سهیلا بیشتر اوقات با ماشین وی تردد می‌کرد شناسایی شد.
کد خبر: ۱۶۷۷۱۱

این مرد جوان که ادعا می‌کرد هیچ رابطه‌ای با سهیلا ندارد گفت: «چون من خوب رانندگی می‌کردم سهیلا هر وقت که می‌خواست جایی برود با من تماس می‌گرفت، اما من رابطه خاصی با این زن نداشتم».

آنچه ظن پلیس را نسبت به حامد برانگیخت، حرف‌های ضد و نقیضی بود که وی در مورد زمان آخرین دیدارش با سهیلا گفت. بنابراین کارآگاهان تصمیم گرفتند به شکل کاملا نامحسوس این مرد را تحت نظر بگیرند و برای اجرای نقشه خود با لباس مبدل در نزدیکی خانه حامد و محل کارش قرار گرفتند. چند روز بعد از آغاز این عملیات نامحسوس، ماموران مخفی متوجه شدند حامد برای فروش مقداری طلا وارد چند مغازه طلافروشی شد و سرانجام طلاها را به مبلغ ارزانی فروخت و بسرعت دور شد. این حرکت حامد باعث شد تا پلیس یک‌بار دیگر حامد را بازداشت کند و این‌بار مرد جوان لب به اعتراف گشود و گفت: «من سهیلا را کشته‌ام».

وی ادامه داد: «‌چند ماه قبل او را به عنوان مسافر سوار ماشینم کردم و بعد از کمی صحبت با هم آشنا شدیم و از آن به بعد با هم رابطه برقرار کردیم. من به سهیلا نگفته بودم که همسر دارم و به همین خاطر رابطه ما بیشتر شد، از سهیلا یک میلیون تومان پول خواستم و گفتم اگر طلاهایش را هم بدهد، من برای شغل جدیدی که می‌خواهم به راه بیندازم او را شریک می‌کنم. »

متهم گفت: «مدتی گذشت و سهیلا فهمید که به او دروغ گفتم. من تلاش زیادی کردم که سهیلا از من ناراحت نشود. روز حادثه همسرم که تازه زایمان کرده بود به خانه پدرش رفت و قرار بود که چند روزی در آنجا بماند و من هم سهیلا را به خانه‌ام بردم. او دوباره از من سراغ پول و طلاهایش را گرفت. هر چه اصرار کردم چند روزی بیشتر به من فرصت دهد قبول نکرد و ما با هم درگیر شدیم و در یک لحظه آنقدر گلویش را فشار دادم تا خفه شد. بعد جسد را به خرابه‌ای چند کیلومتر آن طرف‌تر از محل زندگی‌ام بردم تا پلیس به من ظنین نشود. چند روز بعد که فکر می‌کردم سوءظن پلیس نسبت به من برطرف شده است، طلاهایی را که از سهیلا برداشتم به طلافروشی بردم تا بفروشم. چند طلافروشی رفتم چون کاغذ خرید نداشتم و مقدار زیادی هم طلا بود کسی از من قبول نمی‌کرد تا این که طلاها را 2 قسمت کردم و بعد هم به قیمت بسیار پایینی فروختم.»

ماموران پلیس با همکاری متهم محل دفن جسد را شناسایی کرده و پس از بیرون آوردن جسد سهیلا و شناسایی وی از سوی خانواده‌اش، جسد وی به دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها