درباره فیلم دایره زنگی

گربه ‌روی ‌شیروانی ‌داغ

می‌گویند هرگونه سینمایی در برهه‌ای از زمان با استقبال روبه‌رو می‌شود و در زمانی دیگر شاید آنقدرها با اقبال مواجه نشود یا دست‌کم دیگر مورد توجه نباشد. سینمای ایران، سینمای خاصی است و به دلایل بسیاری باید با آن تنها مثل خودش برخورد کرد. یک واقعیت دیگر هم درباره این سینما وجود دارد و آن این‌که هیچ نقد و هیچ نقدنویسی نتوانسته باعث و بانی یک جریان در سینمای ما باشد. هر چه هست محصول تعامل سازندگان فیلم با شرایط اجتماع و اتفاقاتی است که در جامعه رخ می‌دهد. مردم هم تا حدودی به این قانون کلی گردن نهاده‌اند.
کد خبر: ۱۶۷۵۷۹

به همین دلیل است که وقتی فیلمی در جامعه با استقبال روبه‌رو می‌شود، خود به‌خود جریانی را به وجود می‌آورد که تا مدت‌ها ادامه پیدا می‌کند و عده بسیاری از فیلمسازان از اتفاق پیش آمده به سود خود استفاده و تلاش می‌کنند اثری خلق کنند که همان مختصات و مشخصات فیلم مقبول افتاده را داشته باشد.

 نگاه کنید که در همین چند ساله سینمای ایران چه موج‌های عجیب و غریبی را از سر گذرانده است. موج فیلم‌های تین‌ایجری، ملودرام، خانوادگی و ... همه شاهد مثال ماست.

در این میان البته گونه‌هایی هم بوده‌اند که فارغ از زمان خاصی به زندگی خود ادامه داده‌اند و سینمای طنز قطعا یکی از مورد توجه‌ترین این‌گونه‌ها بوده که به همان اندازه هم البته گاه مورد بی‌مهری قرار گرفته است.

دوام سینمای طنز در ایران محصول شرایط خاص اجتماعی و نیز روحیه طنزپردازی ایرانی است. همه ما با دلیل یا بی‌دلیل در جریان طنزهایی که به‌وسیله پدیده این روزها یعنی پیامک رد و بدل می‌شوند، قرار گرفته‌ایم.

روح طنز و طنزپردازی اساسا در نهاد ایرانی‌ها به شکل اعلایش وجود دارد و به‌همین دلیل کسی که می‌خواهد او را بخنداند باید از چنان مقامی برخوردار باشد که کارهایش بوی کهنگی و لودگی ندهد.

با این مقدمه سراغ فیلم «دایره زنگی» ساخته پریسا بخت‌آور می‌رویم که پیشتر مجموعه طنزی را با موضوعات اجتماعی و خانوادگی جلوی دوربین برده است. فیلمنامه دایره زنگی را اصغر فرهادی نوشته است و با وجود آن‌که تلاش کرده فضای سیال و روابط شخصیت‌های مختلف و متعددش حفظ شود در اجرا خیلی چیزها از دست رفته است.

دایره زنگی، فیلمنامه‌ای مشابه «هندوانه شب یلدا» دارد که آن را فرهادی نوشته و سعید آقاخانی کارگردانی کرده بود که داستان آدم‌های مختلفی که به‌واسطه سفر ادیسه‌وار یک هندوانه به هم مربوط می‌شدند.

 اینجا هم فضا همان است آدم‌های متفاوتی که ماجراها آنها را به یکدیگر مربوط می‌کنند و باعث می‌شوند روند قصه ادامه پیدا کند.

روایت این نوع داستان که اساسا درهم تنیده و کلاف می‌شوند، ممکن است در ایران خیلی قدمت نداشته باشد؛ اما در جهان به آن بسیار پرداخته شده است. ساختاری که بخت‌آور برای فیلمش انتخاب می‌کند، یکسره از سوی فیلمنامه به او تحمیل می‌شود و او تنها اجرا کننده آن است. تجربه ساخت آثار تلویزیونی هم علتی شده که بعضی مواقع فیلم تا اندازه یک فیلم تلویزیونی معمولی سقوط کند.

 معلوم است که فیلمنامه لبریز از شوخی‌هایی بوده که هر کدام به امید جذاب‌تر کردن فیلم طراحی شده‌اند؛ اما عجیب است که همه آنها بعد از اجرا آنقدر معمولی به نظر می‌رسند که گاه حتی به چشم نمی‌آیند.

مهران مدیری، محمدرضا شریفی‌نیا، امین حیایی و گوهر خیراندیش اگر چه بازی‌های خوبی ارائه کرده‌اند، اما هیچ چیز به فیلم اضافه نکرده‌اند.

 بد یا خوب مهران مدیری همان بازی همیشگی‌اش را ارائه کرده است. او در این فیلم فقط هست که باشد! اما البته هستند بازیگرانی که بازی متفاوتی ارائه می‌کنند. حامد بهداد یکی از آنهاست او در این فیلم در همان نقش کوتاهش ظرفیت‌های کشف نشده هنر بازیگری‌اش را به نمایش می‌گذارد، آن هم در نقش یک پسر امروزی الکی خوش  امید روحانی هم در نقش آدمی متعصب که آرایه‌های مذهبی دارد خوب بازی کرده، اما طراح لباس و کارگردان بد نیست یادشان باشد که یک آدم متعصب هیچ‌وقت یقه لباسش را آنقدر باز نمی‌کند و زنجیر درشت و زینتی دور گردنش نمی‌‌اندازد!

دایره زنگی با وجود آن که پاره‌ای از لحظات ما را حسابی می‌خنداند و باعث می‌شود هنرمندان محبوب تلویزیون را روی پرده سینما ببینیم فیلمی بشدت معمولی است که البته همچنان نگاه انتقادی  اجتماعی اصغر فرهادی را به دنیای اطرافش دارد. دایره زنگی در پرونده کاری سازنده‌اش می‌‌تواند یک شروع باشد برای رجعت از سیما به سینما. به امید آن که در آثار بعدی‌اش سینما نمود بیشتری داشته باشد.

مهدی غلامحیدری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها