با شاهرخ‌خان برنده اسکار هندی

رقابت ،‌ حذف ‌طرف‌ مقابل ‌نیست‌

«چاک ده ایندیا» که می‌توان آن را «پیش به سوی پیروزی، هند» ترجمه کرد، سال گذشته میلادی فروش خیلی زیادی در کشور هند کرد. در کنار آن منتقدان سینمایی هم فیلم را ستودند و بازی شاهرخ‌خان را یکی از عوامل اصلی موفقیت عظیم آن دانستند. این بازیگر مسلمان هندی که در حال حاضر محبوب‌ترین و مطرح‌ترین بازیگر سینمای کشور خود (در کنار عامرخان و آمیتاب باچان)‌ است، برای بازی در نقش کبیر خان در این فیلم که مربی تیم هاکی زنان هند است جایزه بهترین بازیگر مرد سال سینمای هند را از مراسم جوایز فیلم فیر (اسکار هندی‌ها)‌ گرفت و یک بار دیگر ثابت کرد که پادشاه سینمای بالیوود (لقبی که سال‌هاست رسانه‌های گروهی به وی داده‌اند)‌ است. شاهرخ‌خان که دوم نوامبر 1965 در نیو دهلی به دنیا آمده، فعالیت هنری‌اش را در سال 1988 با حضور در یک مجموعه تلویزیونی شروع کرد. اولین فیلم سینمایی‌اش «راجو جنتلمن شده» (1992)‌ بود و با دومین فیلمش «دیوانه» در همین سال، نامش مطرح شد. پس از 5 فیلم غیرمطرح، در «بازیگر» (1993)‌ در نقش منفی ظاهر شد و به قول معروف یک شبه ره صدساله را رفت. در همین سال در فیلم بسیار موفق «دار» هم دوباره یک نقش منفی را بازی کرد. با فیلم پرفروش «کارن و آرجون» (1995)‌ نقش مثبت را تجربه کرد و ایفای نقش جوان عاشق‌پیشه در «داماد شجاع عروس را می‌برد» (1995)‌ تبدیل به قهرمان رمانتیک فیلم‌های سینمایی شد. پس از آن فقط در نقش‌های مثبت و رمانتیک بازی کرده است. فیلم‌های مهم و موفق او در این سال‌ها عبارتند از: پردیس، زغال، بله قربان (1997)‌، دل دیوانه است، هم شکل، از ته دل، دارد اتفاقی می‌افتد (1998)‌، پادشاه (1999)‌، محبت‌ها (2000)‌، گاهی خوشی گاهی غم (2001)‌، دیوداس (2002)‌، چالتی چالتی، ممکن است فردایی نباشد (2003)‌، من اینجا هستم، ویر و زهرا (2004)‌، معما (2005)‌، هیچ وقت از خداحافظی نگو، دون (2006)‌ و ام‌‌‌شانتی ام (2007)‌.
کد خبر: ۱۶۷۵۷۷

احساستان نسبت به جایزه‌ای که گرفته‌اید چیست؟

به صورت طبیعی، دریافت جایزه بازیگر را خیلی خوشحال می‌کند. البته طی این سال‌ها من جوایز متعددی از مراسم‌های گوناگون گرفته‌ام و این اولین باری نیست که مراسم فیلم فیر جایزه بهترین بازیگر مرد سال را به من می‌دهد. اما نمی‌دانم چرا هر بار دریافت این جایزه نوعی تازگی و جذابیت دارد و آدم در مقابل وسوسه آن تسلیم می‌شود. با این وجود، بدون اغراق برایتان بگویم که بهترین جایزه استقبال تماشاگران و تحسین منتقدان از فیلم بود. می‌دانید که در سینمای ما کمتر پیش می‌آید فیلمی همزمان توجه این دو دسته را جلب کند. فیلم‌های مردم‌پسند معمولا به دل منتقدان نمی‌نشیند و فیلم‌های محبوب منتقدان هم تماشاچی زیادی پیدا نمی‌کنند.

فکر می‌کنید چرا این‌طور شد؟

خب دلایل متعددی می‌توان برایش آورد. چاک ده ایندیا در حقیقت یکی از آن فیلم‌های سینمای بدنه نیست و استقبال عظیمی که از آن شد تعجب زیادی برانگیخت. البته این فیلم بسیار سالم و خوش ساخت است و فیلمنامه دقیقی دارد. همین عوامل باعث شد تا منتقدان از آن تعریف کنند. اما قصه فیلم، همان دلدادگی‌های مرسوم در سینمای هند نیست و کارگردان برای پیشبرد قصه از موسیقی و ترانه (که یکی از عناصر اصلی سینمای عامه‌پسند و فراگیر است)‌ استفاده نمی‌کند. فیلم حتی یک بازیگر زن بسیار مشهور هم ندارد و من هم در آن همان شاهرخ‌خان همیشگی نیستم. با این وجود ، این فیلم عناصر مهم و مثبت زیادی در خودش داشت که باعث جذب عموم تماشاگران می‌شد.

این‌طور به نظر می‌رسد که با کارهای جدیدتان قصد دارید شاهرخ‌خان جدیدی را به دنیای سینما معرفی کنید. بعد از نقش‌های غیرمتعارف فیلم‌های دون و هیچ‌وقت از خداحافظی نگو، حالا نوبت چاک ده ایندیا است. حتی در این فیلم شکل ظاهری شما هم تغییر کرده و ته ریش دارید.

همیشه طرفدار تنوع بوده‌ام و از نقش‌های متفاوت استقبال می‌کنم. اگر به کارنامه کاری‌ام نگاه کنید کاملا متوجه این مساله می‌شوید. می‌خواهم نقش‌های متفاوت را تجربه کنم و خوشحالم در موقعیتی قرار دارم که می‌توانم این کار را انجام دهم. چاک ده ایندیا هم جدای از این قضیه نیست. آن ته ریش را هم برای این ‌گذاشتم که آن فاصله زمانی چند ساله موجود در قصه فیلم به‌نوعی توجیه شود. فیلم با شکست تیم ملی در مسابقه‌های جهانی شروع می‌شود و بعد از چند دقیقه به 7 سال جلوتر می‌رود. در عین حال، این نوع گریم بیانگر دل‌شکستگی و غم درونی کاراکتر من نیز هست. کبیرخان در شرایطی دوباره به مسابقه‌ها برمی‌گردد که می‌داند سال‌ها قبل از سوی جامعه ورزش و رسانه‌ها طرد شده است. گریم ظاهری او حال و هوای درونی‌اش را آشکار می‌کند.

چطور به نقش کبیرخان رسیدید؟

از نظر ظاهری خیلی مشکل نبود. به تماشای فیلم‌های ورزشی نشستم و نوع رفتار مربی‌های تیم‌ها را زیر نظر گرفتم. چند بار هم به استادیوم رفتم و مسابقات را از نزدیک تماشا کردم. با چند مربی ورزشی بحث و گفتگو کردم تا به شناخت درستی از آنها و نحوه فعالیت‌شان برسم. اما کبیرخان، با بقیه مربی‌ها فرق می‌کند. او زخمی در دل دارد که گذشت سال‌ها آن را ترمیم نکرده است. به او لقب خائن داده‌اند و بسیاری عقیده دارند او با ضربه غلط خود در زمین بازی، بازی را به حریف  که از بد حادثه تیم ملی پاکستان است ‌ واگذار کرده است. کبیر خان حالا می‌خواهد تیم خود را برنده مسابقه‌ها کند تا ثابت کند درباره او قضاوت اشتباهی کرده‌اند. در حقیقت او از برنده شدن، به دنبال چیزهای دیگری است و هدف دیگری دارد. همین موضوع باعث چالش‌های درونی او با خودش و دیگران می‌شود.

شما که شرکت فیلم‌سازی هم دارید، چرا تهیه کنندگی فیلم را به‌عهده نگرفتید؟

فیلم توسط شرکت قدیمی و معتبر «یاش راج فیلمز» تهیه شده است. حضور در فیلم‌های این شرکت فیلم‌‌سازی برای من و هر بازیگر دیگری باعث افتخار است. یاش چوپرا کارگردان و تهیه کننده معتبر و قدیمی سینما از دوستان و همکاران صمیمی من است. وقتی مرا برای بازی در فیلم دعوت کرد، خیلی خوشحال شدم.

اولین احساسی که پس از خواندن فیلمنامه داشتید چه بود؟

تعجب کردم و شگفت زده شدم. اولین سوالی که از یاش چوپرا کردم این بود که آیا می‌توان از این قصه یک فیلم سرگرم کننده دو ساعت و نیمه درآورد؟ می‌دانید، قصه‌های ورزشی حال و هوای خاصی دارند و خیلی وقت‌ها در عمل چیز خوبی از آب درنمی‌آیند. اما یاش با اطمینان اعتقاد داشت که چاک ده ایندیا فیلمی تماشایی از کار در خواهد آمد. اطمینان او باعث آرامش خاطر من شد.

کارکردن با شیمیت آمین کارگردان فیلم چگونه بود؟

این دومین فیلمی بود که کارگردانی می‌کرد. وقتی سرصحنه فیلمبرداری ظاهر شدم، کمی نگران بودم. نمی‌دانستم چگونه کار می‌کند ولی خیلی زود نگرانی‌ام برطرف شد. شیمیت خیلی دقیق همه جوانب کار را در نظر داشت و هیچ نکته‌ای (حتی خیلی کوچک)‌ از دید چشم تیزبین او پنهان نمی‌ماند. شما وقتی فیلم را تماشا می‌کنید خیلی خوب متوجه این نکته می‌شوید. به او گفتم خیلی دوست دارم باز هم در فیلمی از او بازی کنم.

خیلی جالب است که فیلمسازان معتبر قدیمی همه به‌دنبال کار با شما هستند و شما در کنار همکاری با آنها، با جوان‌ها هم کار می‌کنید.

خب، این هنرمندان معتبر قدیمی هم روزی جوان و تازه‌کار بوده‌اند!  باید به جوان‌ها فرصت کار داد تا خودشان و استعدادهایشان را به نمایش بگذارند. سینمای ما به این چهره‌های جوان نیاز دارد تا بتواند به حیات خویش ادامه دهد.

این نکته را درباره بازیگران جوان و تازه وارد هم می‌گویید؟!

صددرصد! سینما به بازیگران جوان هم نیاز دارد، من این روزها نمی‌توانم نقش‌‌هایی را که 15 سال قبل بازی می‌کردم، بازی کنم. دیگر سن من به آن‌جور نقش‌ها نمی‌خورد. باید بازیگران جوانی باشند تا این نقش‌ها را به عهده بگیرند. البته رقابت در همه جا وجود دارد و ما بازیگران هم با هم رقابت داریم. اما رقابت به معنی حذف طرف مقابل نیست. رقابت یعنی تلاش برای بازی در یک نقش و فیلم بهتر و تلاش برای خلق یک بازی بهتر.

فکر می‌کنید کی بازنشسته شوید؟

جواب این سوال را چه کسی می‌داند؟ من تازه تبدیل به بازیگری با تجربه و پخته شده‌ام و می‌خواهم در آینده از این تجربیات استفاده بیشتری ببرم. تا زمانی که تماشاگران بخواهند مرا روی پرده سینما ببینند و فیلمسازان به سراغم بیایند، من در فیلم‌های سینمایی بازی می‌کنم و به بازنشستگی فکر نمی‌کنم.

یعنی می‌خواهید حداقل تا 30 سال دیگر جلوی دوربین ظاهر شوید؟

(می‌خندد)‌ جدی می‌گویید؟! امیدوارم این اتفاق بیفتد.

هیچ وقت تلاش نکردید در محصولات بین‌المللی بازی کنید؟

می‌‌دانم که استیون اسپیلبرگ با یک فیلمنامه دقیق و جذاب منتظرم نیست! تا به حال پیشنهاد بین‌المللی برای یک کار بزرگ نداشته‌ام. پس ترجیح می‌دهم پادشاه سینمای خودمان باشم. اما یک واقعیت را برایتان بگویم. سینمای هند خودش بزرگترین سینمای دنیاست. البته بعد از سفرهای چند ماهه‌ای که به لس‌آنجلس و نیویورک داشتم متوجه شدم سینمای ما مسائل را کمی با اغراق نشان می‌‌دهد. برای این که به آنها برسیم باید خودمان را از نظر تکنیکی به آنها برسانیم و در همان حال هویت فرهنگی و ملی خودمان را حفظ کنیم. نمی‌‌خواهم ستاره یک فیلم هالیوودی باشم، اما می‌خواهم در فیلمی بازی کنم که عموم تماشاگران را در سطح بین‌المللی درگیر خودش کند.

کار جدید چه دارید؟

دو فیلم تازه دارم که امیدوارم حداقل یکی از آنها برای نمایش در سال جدید آماده شود. اولی «آقا و خانم کانا» و دومی «رب نه بانا دی جودی» نام دارد. فیلمبرداری هر دو تمام شده و در مرحله تدوین قرار دارند.

در این فیلم‌ها هم یک چهره جدید ارائه می‌‌دهید؟

تا حد زیادی بله، ولی نخواهید درباره‌اش توضیحی بدهم. بحث در این باره را موکول کنید به زمانی که به نمایش عمومی در می‌آیند.

وقتی هند بازنده می شود

«چاک ده ایندیا» یک درام ورزشی خانوادگی است که شباهت زیادی به دیگر محصولات سینمای هند ندارد. خط اصلی قصه فیلم درباره یک قهرمان تیم ملی هاکی به نام کبیرخان (با بازی شاهرخ‌خان)‌ است. او که باعث باخت تیم ملی کشور خود در مقابل تیم پاکستان شده، از سوی رسانه‌ها و مردم لقب یک خائن را می‌گیرد و ترک خانه و آشیانه می‌کند. 7 سال بعد او بر می‌گردد تا تیم ملی هاکی زنان هند را در مسابقه‌های بین‌المللی سیدنی هدایت کند. تیم ناهمگون است و کسی او را به عنوان یک مربی مقتدر قبول ندارد. کبیرخان با تلاش زیاد تیم را تبدیل به یک گروه قوی و به کمک آنها مقام قهرمانی را در مسابقه‌ها کسب می‌کند. توجه عمده و اصلی فیلم به شاهرخ‌خان و کاراکتر اوست که می‌‌خواهد نوع جدیدی از فیلم را در معرض دید و قضاوت تماشاگران هندی قرار دهد. موفقیت چاک ده‌ ایندیا باعث رونق گرفتن تولید فیلم‌‌های ورزشی در این کشور آسیایی شده است. این اولین بار است که شاهرخ‌خان در ژانر سینمای ورزشی کار می‌کند و یک بازی عالی هم در آن ارائه می‌دهد. در عین حال قصه فیلم روی یک مضمون مهم مکث می‌کند و آن هم تیم هاکی زنان هند است که هیچ وقت حضور و بازی قوی در سطح جامعه نداشته و فاقد اسپانسر بوده است.

موفقیت فیلم در نمایش عمومی در عین حال باعث توجه بیشتر دست‌اندرکاران در هند به این ورزش‌ (و همچنین ورزش زنان در کل)‌ شده است. بخش مهمی از قصه فیلم اختصاص به رویارویی بازیکن‌ها با هم از یک سو و با مربی تیم خود از سوی دیگر دارد. در دل این صحنه‌ها، تمرین‌ها و مسابقه‌هاست که به نمایش در می‌آید. از قبل معلوم است که تیم هند قهرمانی مسابقه‌ها را به دست می‌آورد ولی کارگردان به شکلی جذاب تماشاچی را در تعلیق این مساله نگه می‌دارد. نه فقط شاهرخ‌خان، که بقیه بازیگران فیلم (که همگی تازه وارد و ناشناخته هستند)‌ هم بازیهای خوب و قابل‌قبولی ارائه می‌‌دهند. البته پیروزی نهایی تیم هند در مسابقه‌ها کمی غیرواقعی و غلو شده به نظر می‌آید؛ با این حال می‌توان گفت تماشاچی با فیلم گرم و سرگرم‌کننده سروکار دارد و این ضعف قصه فیلم را خیلی جدی نمی‌گیرد. کسانی که محصولات سینمای بالیوود را پیگیری می‌کنند، از دیدن این فیلم کمی غافلگیر خواهند شد، زیرا حال و هوای فیلم رنگ و بویی غیر از فیلم‌های رنگین و سرشار از موسیقی و ترانه هندی دارد.

شاهرخ‌خان بازیگر اصلی چاک ده‌ ایندیا می‌دانست با پذیرش بازی در این فیلم باعث رواج تولید کارهایی از این دست خواهد شد. او در سال‌های اخیر نشان داده که می‌خواهد بر خلاف رقبای خود همچون سلمان‌خان و هریتیک روشن، بازی‌های متفاوتی ارائه داده و نقش‌‌های تازه‌ای را به عهده بگیرد. اوکه بیش از 15 سال است لقب خان اول سینمای هند را به عهده گرفته، نمی‌خواهد به این آسانی موقعیت دست اول خود را از دست بدهد. در سالی که گذشت رقیب پر قدرت او عامرخان برای اولین‌بار پشت دوربین قرار گرفت و خیلی به نام «ستاره‌‌های روی زمین» را کارگردانی کرد.

این فیلم در نمایش عمومی با استقبال خوب تماشاگران و منتقدین روبه‌رو شد و راه را برای موفقیت‌های بیشتر شاهرخ‌خان بست. حالا شاهرخ‌خان باید دوباره به دنبال انجام کاری متفاوت‌تر باشد، که کارگردانی یک فیلم سینمایی یکی از این گزینه‌هاست، برخی از عوامل تولید در سینمای هند می‌گویند شاهرخ‌خان در کارگردانی فیلم‌هایش (و از جمله همین چاک ده‌ ایندیا)‌ دخالت می‌کند و به نوعی کارگردانی در پشت صحنه است. حتی اگر چنین باشد، باز هم کسی ایراد زیادی از او نمی‌گیرد. علتش هم این است که این فیلم‌ها عموما در نمایش عمومی با موفقیت خوبی روبه‌رو می‌شوند و این نشان می‌‌دهد که مداخلات او درست و منطقی است.

کوتاه شده: ازRedif.com
ترجمه: کیکاووس زیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها