در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سلام! چطورید شترگاوپلنگیهای حالا یکسال بزرگتر شده دیار من؟ خوب هستید؟ تعطیلات عید خوش گذشت؟ برای ما هم بد نبود که هیچ ، خیلی هم خوب بود چون توانستم باز هم گوشه دیگری از این خاک عزیز را ببینم. بگذریم مطابق معمول برویم سراغ نامهها و این بار نامه مرداب تنها:
دوست خوبم! خواندن نامه ات مرا تا سرحد جنون آزرد. از خواندن خاطرات تلخ و عذاب آور کودکی ات بیش از پیش ناراحت شدم و مثل همیشه از این که فقط میتوانم به درد دلهایت گوش کنم و برای رفع مشکلاتت کاری از دستم بر نیاید حرص خوردم. راستش میدانی، واقعیت این است که خیلی از آدمها از جمله پدر تو را هیچ وقت نمیشود عوض کرد. من نمیدانم او چرا با شما چنین رفتاری دارد؟ شاید بلد نیست محبت کند. شاید در زندگی او کسی نبوده که محبت کردن را به او یاد دهد، شاید فکر میکند مهربانی همان فریادهایی است که میکشد و کتکهایی است که میزند. ولی تو یک چیز را هیچ وقت نباید فراموش کنی: این که او در هرحال پدرت است و هیچ وقت او را نمیتوانی از زندگیات حذف کنی؟ گفتهای که حوصله درس خواندن نداری، ولی همه امیدت رفتن به دانشگاه است. من میدانم که درس خواندن در آن شرایطی که تو داری چقدر کار دشواری است ولی اگر فکر میکنی این تنها راهی است که ترا نجات میدهد، پس شروع کن. کافی است اراده کنی و با تمام وجود بخواهی که به هدفت برسی. آن وقت دیگر هیچکس نمیتواند مانع ات شود. هیچ کس نمیتواند آزارت بدهد. مرا ببخش که در این جای تنگ مجبورم بهتو جواب بدهم. باز هم منتظر نامهات هستم.
علیرضا 21 ساله از تهران: نامه تو هم رسید و فکر میکنم اگر فرصتش باشد بتوانیم آن را چاپ کنیم. راستش علیرضا تو از من راهنمایی نخواسته بودی ولی من با خواندن نامه ات به این نتیجه رسیدم که تو آدم دست و پا چلفتی هستی. ببخش که اینقدر رک حرف میزنم، خب پسرجان حالا هم که دیر نشده یا زندگی به آخرش نرسیده. طرف از کره زمین که بیرون نرفته فقط دانشگاهش عوض شده، خیلی راحت ، البته اگر از احساس خودت مطمئنی میتوانی بروی سراغش و قضیه را فیصله بدهی. با سکوت کردن که دیدی چیزی حل نمیشود، پس بهتر است دست از این تردید برداری و بزنی به سیم آخر. خیلی وقتها این سیم آخر اتفاقا خوب جواب میدهد.
امیدوارم در نامه بعدی ات خبرهای خوبی برایم داشته باشی که اینجوری دل ما هم کلی شاد میشود.
خب، تا از صفحه بیرونمان نینداخته اند برویم. تا هفته بعد درود و بدرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: