در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در هر جای شهرری که باشی، یک نام با تو آشناست و آن نام خانواده سوریان است و پیش از همه، حمید که سه طلای فرنگی برای ایران بهدست آورده، سوریان از کودکیاش میگوید: بچه که بودم جثهام کوچکتر از همکلاسیهایم بود، در محل هم، همینطور، اما راستش همه از دست من عاصی بودند، چرا که خیلی شیطون بودم و کسی حریفم نمیشد.
حمید در دوم شهریور ماه سال 1364 در شهرری، در خانوادهای که پنج پسر بزرگتر از او بودند، به دنیا آمد، پدر از کودکی او را با الفبای کشتی آشنا کرد، بزرگتر که شد زیر نظر «حاج عبدا... زارع» در سالن کشتی بابک و مقدم شهرری فنون حرفهایگری کشتی را آموخت. عشق به کشتی باعث شد که در حیاط مدرسه گاهی اوقات با بچهها سرشاخ شود، اما خیلی زود به باشگاه رفت و کشتی در باشگاه را ادامه داد، سپس به مسابقات نونهالان راه یافت، از همان زمان مشخص بود که او کشتیگیر با تکنیکی است، این جمله را برادرش محسن میگوید که در دهه هفتاد از ملیپوشان فرنگی بود. حمید 14 سال بیشتر نداشت که به سال 1378 در مسابقات قهرمانی کشور، مقام کسب کرد، سپس مقامهای آسیایی و قهرمانی جوانان جهان، دوم جامجهانی و سرانجام سه طلای پیاپی جهانی در وزن 55 کیلوگرم نام او را جهانی کرد.
بچه محلها، همیشه مرا شرمنده میکنند، دستشان درد نکند، هر بار که از مسابقات جهانی میآیم، محل را چراغانی میکنند، تصاویرم را به در و دیوار میزنند، راضی نیستم این همه زحمت بکشند. از همین جا باید از آنها سپاسگزاری کنم. نمیخواهم نام کسی را بیاورم، چون نام آنها آنقدر زیاد است که ممکن است فراموش کنم، اما از همهشان سپاسگزارم، از جوانترین اهل محل تا پیرمرد محل... ایول به همهشان... جا دارد از پنجبرادر بزرگترم و همچنین پدر و مادر مهربانم هم تشکر ویژهای به عمل آورم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: