در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز بیستم فروردین ماه است و پانزده سال پیش در چنین روزی سید مرتضی آوینی اجر و مزد بسیاری از مجاهدتهای خویش را به صورت عیدی دریافت کرد و با رنگین نمودن فکه با خون خویش بار دیگر اعلام داشت که خون شهدا هرگز از طراوت نمیافتد. در این رهگذار آثار تولید شده توسط این هنرمند متعهد از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، ولی نکتهای که شاید کمتر مورد توجه واقع گردیده و کمتر به آن پرداخته شده، شرایط زمانی و مکانی است که طی آن آثار شهید آوینی طراحی، تولید و پخش میشد.
با آن که در جایگاه رفیع آثار سید در زمان دفاع مقدس آن هم همگام با رزمندگان در مناطق مختلف جبهههای نبرد تردیدی وجود ندارد، اما منظور آثاری است که پس از اتمام جنگ توسط این شهید هنرمند خلق گردید.
با پایان دفاع مقدس جریانی ایجاد شد که فکر اصلی و هسته مرکزیاش در آن طرف خاکریز قرار داشت؛ جریانی که از سوی دشمن عمدا و متاسفانه توسط بعضی از همراهان سهوا سالهای حماسه و دفاع را زیر سوال میبرد. در آن زمان سوالهایی پی در پی مطرح میشد که قلب حماسهسازان و بازماندگان روزگار شجاعت و شهادت و جوانمردی را به درد میآورد. که چرا جنگ (مقاومت)؟!... چرا مرگ (شهادت)؟!... چرا جنگیدهایم (مقاومت کردهایم)؟!... چرا عدهای کشته شدهاند (شهادت) و عدهای مجروحند (جانبازان)؟!... چرا ؟!... و چراهای بسیاری از این دست.
این سوالات توسط رسانههای آن طرف خاکریز و رسانههایی که در این سو چونان ستون پنجم عمل میکردند! حملهای را آغاز کردند که حماسهای دیگر را طلب میکرد. این تهاجم و یا با تعبیر بهتر شبیخون فرهنگی فقط دفاع مقدس را هدف نگرفته بود، بلکه تمام باورهای مقدس را زیر آتش گسترده قرار داده بود و در مقابل، دفاعی بسیار گستردهتر از دفاع مقدس را در میدان فرهنگ و رسانه میطلبید.
برای یادآوری شرایط مذکور و جوی که پس از این جریان حاکم شد میتوان به برخی سخنان که متاسفانه گاه بر زبان عدهای از همراهان جاری میشد اشاره کرد که قطعا تحت تاثیر حمله جدید دشمن بود؛ در گوشه و کنار گاه و بیگاه میگفتند: دیگر بس است!... تا کی باید بگوییم جنگ (دفاع) ؟! ... یادآوری خون و خونریزیها (حماسهآفرینیها) چه فایدهای دارد؟!... دیگر جنگ (دفاع) تمام شده چرا این مقوله را رها نمیکنید؟!...
سید که در آوردگاه دفاع مقدس آبدیده شده بود، خطر این شبیخون را با تمام وجود احساس میکرد، از این رو سلاح خود را زنگارزدایی کرد و مردانه در مقابل این جریان ایستاد، این مقاومت جانانه نه تنها چونان سدی مستحکم در مقابل حملات گسترده دشمن قرار گرفت، بکله به دلیل حقانیت، صداقت و صراحت شهید آوینی آرام آرام به جریانی فرهنگی تبدیل گشت تا همگان بدانند که چرا ما از خاک و ناموس خود دفاع کردهایم. تا همگان بدانند ایران و اسلام با واژه غیرت عجین شده است، تا از این پس کسی سوال بیهوده درباره حق و دفاع از حق نپرسد.
این جریان فرهنگی زیبا با پشتوانه بسیار قوی که از خون شهیدان مدد میگرفت سید را روز به روز صیقل داد و به آیینهای تمامنما مبدل کرد. در تمامی آثار شهید آوینی محتوی بسیار درخشان به مخاطب منتقل میگردید که مهمترین دلیل آن استفاده دقیق از فرم بود. از طراحی، نویسندگی، فیلمبرداری تا تدوین و صداگذاری همه و همه با دقت و شناخت صورت میگرفت. آن روز که سید تمام دستنوشتههایش را در حیاط منزل سوزاند که به قول خودش حدیث نفس بوده است، هنرش را با تعهد در هم آمیخت. این آمیزش به سید قلمی بخشید که تا والاترین درجه شهید اهل قلم پیش رفت و از دل چشمههای حکمت را بر زبانش جاری ساخت و زبان ویژهای که در ابتدای گفتار به آن اشاره گردید را به سید عطا کرد. از این رو به جرات میتوان گفت شهید آوینی الگوی تمام عیار هنرمند متعهد است.
شهید آوینی هنرمند جریانساز فرهنگی است.
شهید آوینی فیلمساز مولف است.
و شهید آوینی سید شهیدان اهل قلم است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: