با محمد میرکیانی، برنده جایزه کتاب سال‌

بازگشت به هویت‌کهن‌

مجموعه پنج جلدی «قصه ما مثل شد» که به کوشش محمد میرکیانی فراهم آمده، توانست جایزه کتاب سال را از آن خود کند. در سال 86 که مجموعه داوران محترم کتاب سال در تصمیمی حیرت‌انگیز حوزه داستان را از اخذ جایزه سالانه محروم دانستند، این بازنویسی خلاقانه در حوزه کودک و نوجوان خود غنیمتی است تا بیش از این حوزه ادبیات از «خودزنی‌های ادیبانه» آسیب نبیند و در جایزه نمادین کتاب سال، جای ادبیات داستانی و نماد قصه‌نویسی، خالی نباشد. «قصه ما مثل شد» گرچه یک بازنویسی خلاق است؛ اما قطعا ارزش‌هایی داشته که با کنارزدن رقبا بتواند سومین افتخار کتاب سال را نصیب نویسنده‌اش کند. در آخرین روزهای بهمن 86، سراغ این نویسنده رفتیم تا در این باره به گفتگو بنشینیم.
کد خبر: ۱۶۷۲۱۸

جناب آقای میرکیانی، ضمن تبریک اخذ جایزه کتاب سال، آیا یک اثر که در حوزه بازنویسی منتشر می‌شود، می‌تواند کتاب سال باشد و از دیگر کتاب‌های تولیدی پیشی بگیرد؟

به هر صورت داوران محترم کتاب سال معیارهایی داشتند که به این نتیجه رسیده‌اند. اما به نظر خودم این کتاب ویژگی‌ها و نکات قابل توجهی دارد که اگر اجازه دهید برمی‌شمارم:

اول عنوان کتاب است که برای یک کار کهن، بدیع است؛ چون بیشتر عناوین کهن عنوان خلاقانه‌ای ندارند. خلاقیت خیلی اهمیت دارد و در هر کاری فضاهای جدیدی ایجاد می‌کند.

دوم این که مقدمه پژوهشی دارد که نوجوانان را با امثال فارسی آشنا می‌کند.

سوم یکدست کردن زبان و نثر تمام قصه‌هاست؛ با این که از منابع مختلف انتخاب شدند و زبان آن یکدست نبود، کل 11 قصه دچار دست‌انداز کلامی نیست.

چهارم پرداخت داستانی روایت‌ها به سوی یک قصه خواندنی شدن است.

پنجم همان خلاقیتی که اشاره کردم، در انتخاب عناوین مناسب و جذب‌کننده برای هر قصه و روایت است.

ششم؛ سعی شده زبان قصه به حالت روایی و گفتاری نزدیک شود که نوجوان در آینده بتواندآن را قصه‌گویی کند.

هفتم؛ سهل و روان بودن متن قصه‌هاست و این به معنای سطحی بودن متن قصه‌ها نیست.

نکته مهم دیگر در مورد هشتم این است که در این قصه‌ها من به حوزه مردم‌شناسی برای نوجوانان نزدیک شدم و با اشاره به آداب و رسوم و روزگان آن زمان به قول یکی از دوستان دایره‌المعارف مردم‌شناسی برای نوجوانان ایجاد کردم.

نهم توجه به اقتصاد خانواده‌ها برای خلق و ارائه اثر است.

در این مجموعه در هر مجلد 22 قصه قرار دادیم که خانواده‌ها بتوانند با پول کمتری بهره بیشتری ببرند. در صورتی که می‌توانستم این 110 داستان را در 10جلد منتشر کنم. البته از 60 کتابی که تاکنون چاپ کردم، بیش از 40 تای آن‌ مجموعه داستان است. همین رویه را دنبال کردم که در کل شاید 500 قصه باشد.

مثلا در کتاب «شبهای شیرین» 110 قصه برای پدر و مادرها فراهم شده است.

درونمایه اصلی این داستان‌ها چیست و چرا سراغ این موضوع رفته‌اید؟

از نقطه‌نظر تاریخی ما بزرگ‌ترین منبع ادب و هنر تاریخ را داریم و منابع کهن ما در تمام جهان، بی‌نظیرند. هم در ادبیات عامیانه و هم ادبیات کهن.

آیا این منابع نباید در اختیار کودکان قرار بگیرد؟

در عصر ارتباطات واژه‌های قومی از ذهن کودکان و نوجوانان دور می‌شود و باید کاری انجام داد و اگر یک نویسنده کودکان بخواهد این کار را بکند، کار ساده‌ای در پیش‌ ندارد.

بازنویسی از چه ظرافت‌‌هایی برخوردار است و چه ضرورت‌هایی دارد؟

بازنویسی کار خلاقی است و کار ساده‌ای نیست. نویسندگان می‌‌توانند امتحان کنند و ببینند.

به نظر من، اگر به بازنویسی در هر دوره اهمیت داده نشود، هویت فرهنگی نزد نسل‌‌های بعدی بی‌‌اهمیت خواهد بود.

در واقع جایزه به مجموعه «قصه ما مثل شد» جایزه به اهمیت ادبیات عامیانه و کهن در کشور ماست.

من از آغاز نویسندگی از این مایه‌‌های کهن و عامیانه استفاده کردم. پاکستانی‌‌ها با ترجمه کتاب قصه ما همین بود به زبان اردو از آن استقبال کردند.

کتاب‌های «عمو رستم» و «دایی سهراب» که گویشی‌نو از رستم و سهراب بود، اما رئال و امروزی است. من در داستان «تن‌تن و سندباد» که از سوی نشر قدیانی منتشر شد، تن‌تن را وارد فضاهای قصه مشرق زمین کردم و در پایان مشخص می‌شود ما نیاز به عناصر غربی نداریم. البته نویسنده ادبیات کودکان باید در حوزه‌های مختلف خودش را آزموده باشد، نه این که از سر ضعف و ناتوانی به بازنویسی آثار هنری دست سوم بپردازد.

ادبیات کودک و نوجوان چه مقتضیاتی دارد که شما را این همه سال به خود جذب کرده است؟ نویسندگان جوان برای نگارش در این حوزه چه چشم‌اندازی دارند؟

تفاوتی بین ادبیات کودکان و نوجوانان با ادبیات بزرگسالان وجود ندارد. اما در رسالت‌‌ها باید با روحیات این قشر آشنا باشند.

موضوع بعدی این است که بدانیم کودک و نوجوان در حال آموزش است و آموزه‌های ما نباید با ‌آموزش‌های رسمی تناقض داشته باشد، بلکه باید در تعلیم کودک زمینه‌ساز باروری آموزش‌های مدرسه او باشد. در ادبیات کودکان و نوجوانان باید از میانگین واژگان بهره جست و در صورتی که حرفی تازه بود، با پانویس توضیح داد.

آقای میرکیانی، در آثار شما عنایت خاصی به فضاهای روستایی و محلی وجود دارد. آیا از این نوع ادبیات روستایی مقصودی را دنبال می‌کنید؟

البته اشاره درستی کردید، تعلیمی بودن به این معناست که چیزهای جدیدی یاد بدهیم، نه این که احساس شود یک آقا معلم ایستاده و درس می‌دهد.

در ادبیات روستایی سعی بر این است که سطح توقعات بچه‌ها منطقی شود.

پرسش آخر این که چه کارهایی را دنبال می‌کنید؟

من تنها نویسنده‌ای هستم که در کنار نویسندگی مدیریت اجرایی در همه سطوح داشته‌ام. اکنون در مدیریت گروه کودک و نوجوان مشغول پخش مجموعه پویانمایی قصه ما مثل شد هستیم. البته داستان «غوره» را نیز در حال پخش دارم.این وابستگی باعث نشده تاکنون کتابی از انتشارات سروش منتشر کنم، هر  چند دو سال هم عضو شورای کتاب کودک سروش بودم.

برگزیده سالهای دور

محمد میرکیانی، کارمند صداوسیماست و گرچه از کتاب «قصه ما مثل شد» برنامه‌ای پویانمایی روی آنتن دارد، اما معتقد است از همکاران رسانه ملی کمتر کسی او را می‌شناسد.

این نویسنده 10 سال سردبیر قصه ظهر جمعه بود و 2 سال سردبیر سوره نوجوان. مسوولیت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مسوولیت طرح و برنامه موسسه صبا، عضویت در شورای فرهنگی بنیاد فارابی و عضویت در شورای مولفان کتب درسی پایه پنجم ابتدایی را به عهده داشته است.

وی سال 1376 و 1366 مانند امسال برنده کتاب سال بوده است.

محمد صادق دهنادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها