با احمد طوسی، سرمربی صنعت نفت آبادان‌

می‌خواهیم زنده بمانیم‌

لیگ برتر فوتبال به نیمه رسیده بود که کاسه صبر مدیران صنعت نفت لبریز شد و حکم به برکناری ابراهیم قاسم‌پور دادند؛ قاسم‌پوری که پیش از آغاز فصل مدیران صنعت نفت او را با سلام و صلوات آورده بودند، اما احمد طوسی که شاید جوان‌ترها کمتر با او آشنا باشند آمد تا در دریای متلاطم لیگ برتر سکاندار کشتی طوفان‌زده صنعت نفت باشد. ساعتی با طوسی همکلام شدیم و در مورد صنعت نفت و تیم ملی نقطه نظراتش را شنیدیم:
کد خبر: ۱۶۷۰۰۷

بهتر است از آخر شروع کنیم. چرا پس از چند برد، مقابل راه‌آهن شکست خوردید، آن هم در خانه؟

البته صحبت کردن از گذشته خیلی فایده ندارد، ولی هر بهانه‌ای داشته باشیم باید بپذیریم که شکست در آبادان یک گناه نابخشودنی است. باید صداقت داشت و از حقیقت حمایت کرد. وقتی راه‌آهن از ما بهتر بوده و از موقعیت‌هایش بهتر استفاده کرده است، من نباید تلاش آنها را نفی کنم. شما پس از هر باخت با سیلی از تماشاگران افسرده و عصبانی روبه‌رو می‌شوید که از زمین و زمان ناراضی‌اند و شما به عنوان مربی احساس می‌کنید که منفورترین آدم این شهر هستید؛ بنابراین باید تماشاگران درک کنند که هیچ کس دوست ندارد شکست بخورد.

به نظر شما اشکال کار کجاست؟

ببینید، تاریخ همیشه نسبت به مغلوب‌ها بی‌رحم بوده است. خیلی مهم است که بازیکنان بدانند چرا و چگونه تمرین می‌کنند. توانایی متقاعد کردن بازیکنان به کاری که می‌کنند خیلی سخت است. شما فوتبال‌های حال حاضر لیگ ایران را نگاه کنید. بازیکن‌ها نمی‌توانند سه تا پاس صحیح به همدیگر بدهند. هنوز آمار لو دادن توپ‌ها خیلی بالاست. ما یک تیم انتهای جدول هستیم، ما استقلال و پرسپولیس نیستیم. برای ما هم، یک امتیاز حیاتی است.
متاسفانه وقتی ما در آبادان بازی می‌کنیم استرس زیاد است. این موضوع بازیکنان تیم را وحشت‌زده می‌کند.
تماشاگر دوست دارد تیمش را پیروز ببیند و از تیمش گل می‌خواهد. این فشارها، افکار ما را مغشوش و مجبورمان می‌کند که از لاک دفاعی بیرون بیاییم و گاهی این بیرون آمدن‌ها ما را غافلگیر می‌کند.

شما مدت‌ها بود که در ایران مربیگری نکرده بودید. پیش از آمدن به آبادان و پذیرش هدایت صنعت نفت، چه ذهنیتی راجع به این موضوع داشتید؟

من وقتی به آبادان آمدم به دنبال کوچه‌های گمشده جوانی و بچگی‌ام بودم. حالا که به آبادان آمده‌ام و روی صندلی مربیگری می‌نشینم، می‌بینم باختن در آبادان یک گناه نابخشودنی است؛ البته پیش از پذیرش سرمربیگری مدتی در کنار صنعت نفت به عنوان مدیر فنی حضور داشتم. فوتبال ما در مجموع یک فوتبال کند، مریض و بدون حرکت است و برای تغییر آهنگ آن باید خیلی زحمت کشید. قصد نصیحت کردن ندارم و خود را دانای کل نمی‌دانم و خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم. هدف من این است که تیم را از بن‌بست فعلی بیرون بیاورم.

فوتبال ما به یک برنامه‌ریزی بلند‌مدت نیاز دارد. تیم نفت پیش از من شکل گرفته بود و به لحاظ بازیکن مشکلاتی وجود داشت.

یک تیم خوب مثل یک ارکستر خوب است. هر کسی در این ارکستر وظیفه خود را باید به نحو احسن انجام دهد. وقتی یک نفر کارش را درست انجام نمی‌دهد کار همه خراب می‌شود.

پذیرفتن هدایت یک تیم ته جدولی آن هم خوزستانی، ‌خطرناک نبود؟

بله، بسیار هم خطرناک بود. به هر حال شما نمی‌توانید مخالف جریان آب شنا کنید، ولی باید شجاعت داشته باشید و بگویید که می‌شود کارهایی کرد. ما این را نشان دادیم و از 6 بازی 11 امتیاز گرفتیم.

ما تیم مس کرمان را در خانه‌اش بردیم که خیلی تیم‌ها نتوانستند این کار را انجام بدهند. ما در یک عصر جدید زندگی می‌کنیم. در زمین فوتبال جایی برای کم‌کارها، پرتوقع‌‌ها و تنبل‌ها نیست. در صنعت نفت مشکلات زیاد است و دست و پنجه نرم کردن با این مشکلات ما را قوی‌‌تر می‌کند. شما به من بگویید که چند نفر از بازیکنان صنعت نفت را می‌شناسید؟ مسلما خیلی کم. باور کنید راه‌ انداختن همه این بچه‌‌ها واقعا کار سختی است.
بعضی از آنها حتی با هم حرف هم نمی‌زنند.

پس می‌‌توان نتیجه گرفت که شما کار دشواری را پیش رو داشته و دارید؟

گرفتاری‌های ما در اینجا گرفتاری‌های یک تیم معمولی نیست، اما من هرگز در برابر خطر احساس کوچکی و ضعف نکرده‌ام. امیدوارم بچه‌‌های صنعت نفت هم به چنین تفکری برسند. مهمترین اثر یک مربی، تاثیر روحی و روانی است. بازیکنان باید یاد بگیرند که زندگی فقط فوتبال نیست. آنها باید در زندگی شخصی هم رشد کنند. ممکن است ما همه تیم‌ها را ببریم، ولی تمام این بردها فراموش می‌شوند. مهم این است که بچه‌ها در زندگی برنده‌ باشند، نه این که اگر من نبودم بگویند طوسی چقدر آدم بدی بود و خوب شد که رفت.

شما چقدر آدم خطر‌پذیری هستید؟

اصلا مربیگری با خطر کردن آمیخته شده است. فوتبال امروز عصر تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای است. شما تمرین می‌کنید که چگونه تصمیم بگیرید. ورزش ما نیاز به تعریف درستی از ماهیت ورزش دارد. ما هنوز نتوانسته‌ایم علم را در ورزش کاربردی کنیم. نظریه‌‌های بعضی از آدم‌های حاضر در ورزش ما پیشینه علمی و آکادمیک ندارند.

پیش از پذیرش مربیگری صنعت نفت، از جو حاکم بر آبادان اطلاع لازم را داشتید؟

آبادان خیلی عوض شده است. آبادان مانند زمان جوانی ما نیست. یک روز در تیم آبادان دکتر صفری، دکتر کوهزاد، مهندس ارجمندی و... حضور داشتند؛ ولی نگاه کنید که الان پول چقدر سطح کار را پایین آورده است. من امیدوارم که مسوولان به فکر باشند و بدانند که آینده بچه‌های ما فقط در فوتبال خلاصه نمی‌شود.

ما مربی نشده‌ایم که هر روز این بچه‌ها را زجر بدهیم. آنچه مهم است این که شما هر کاری را به نحو احسن انجام دهید. مدیریت یک هنر است. ساختار باشگاهی خیلی از باشگاه‌های ما به معنی واقعی باشگاهی نیست. شما برای پیشبرد کار به طرح و برنامه‌ریزی نیازمندید. بازیکنان تیم ما هیچ‌کدام آدم‌‌های حرفه‌ای نیستند. حل مشکلات و تقسیم کار، به افرادی در سطوح مختلف نیاز دارد که همفکر باشند.

مهم‌ترین مشکلی که در بدو ورود به تیم با ‌آن مواجه بودید، چه بود؟

خیلی ‌چیزها، به هر حال تیم نتایج بدی گرفته بود و من سعی کردم ساختار تیم را تغییر دهم. همیشه وقتی یک جابه‌جایی اتفاق می‌افتد باید تمام جوانب را در نظر گرفت. کل تیم که فقط من نیستم.

بعضی وقت‌ها لجاجت‌های این بچه‌ها مثال‌زدنی است. ما باید ببینیم آیا آدم‌هایی که می‌خواهند با شما کار کنند به ادامه کار امیدوارند یا امیدشان رنگ باخته است؟

شما در آبادان هیچ تفریحی ندارید. تفریح مردم فقط فوتبال است. ما می‌خواهیم مردم را شاد کنیم، اما توان ما حدی دارد. به هر حال اشتباه پیش می‌آید و همین اشتباهات سبب یادگیری می‌شود. وقتی من تیم را تحویل گرفتم تمام هدفم حفظ تیم در لیگ بود. نوع کار در تیم ما با کار در تیم‌های بالای جدول متفاوت است. ما می‌خواهیم زنده بمانیم و به خواست مردم احترام بگذاریم، اما مردم باید قبول کنند که راه ما راهی پرخطر و شبیه یک جنگ است.

با خودتان دستیار نیاوردید؟

خیر. من دوست داشتم که از همین نفرات و پتانسیل داخلی استفاده کنم، ما باید از خودمان بپرسیم که فرشتگان نجات صنعت نفت از کجا می‌آیند. ما در تیم 2 بازیکن برزیلی داریم، ولی آن‌قدر ضعیف کار می‌کنند که اصلا متاسف می‌شویم که چرا این همه پول برای استخدامشان هزینه شده است، مثلا همین رناتو. حتی پیمنتا هم مثل سابق نیست. اینجا مساله گره خوردن احساس و اندیشه‌هاست. مردم از آنها گل می‌خواهند، ولی پیمنتا دیگر شناخته شده و روی او یارگیری می‌شود. ما تیمی با جراحت‌های بسیار هستیم، ولی امیدوارم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.

دارایی تیم را از لحاظ بازیکن چطور می‌بینید؟

اجازه بدهید به این سوال پاسخ ندهم، چون ممکن است به آنها که این تیم را بسته‌اند بربخورد. من دوست ندارم کسی را ناراحت کنم.

انگار دل پری از این قضیه دارید؟

خودتان می‌دانید که اوضاع چطور است. خیلی مهم است که شما در آگاهی بتوانید کارتان را پیش ببرید فوتبال ما نیاز به یک نوسازی اساسی دارد، ولی اگر حاصل این نوسازی یک ساختار درست نباشد هیچ فایده‌ای ندارد. باید به میان جوانان رفت و دست نیاز به سوی آنان دراز کرد. نمی‌شود در تاریکی مبارزه اصولی کرد. آدمی که به اصالت گفته خودش ایمان دارد و از آرمان‌های مورد قبولش دفاع می‌کند باید آشکارا پیامدهای ناشی از آن را بپذیرد یا اساسا از آن صرف‌نظر کند. ما یک تیم جوان هستیم. من بازیکنانی را گرفتم که هیچ وقت توسط مربیان قبلی استفاده نمی‌شدند. آنها سرمایه‌های آینده هستند.

برخورد هواداران صنعت نفت با شما چطور بوده است؟

من از هیچ‌کدام بدی ندیدم و ممنون آنها هستم. حتی اگر آنها دشمن باشند.

من امیدوارم هیچ وقت هیچ تماشاگری در شهر ما به تیم حریف توهین نکند. امیدوارم که زود تصمیم نگیرند و احساساتی نشوند. باید صبر و حوصله داشت و به استقبال خطر رفت.

خوزستان یک منطقه فوتبال‌خیز است. شما چقدر نظریه استفاده صرف از بازیکنان بومی را قبول دارید؟

کاملا قبول دارم. کنفوسیوس جمله معروفی دارد که می‌گوید به جای این‌که به تاریکی لعنت بفرستیم بهتر است یک شمع روشن کنیم. ما باید به‌دنبال بچه‌های خوزستان برویم و اگر قرار است ببازیم بهتر است با آنان ببازیم، نه با بازیکنان برزیلی. بازیکنان برزیلی پولشان را می‌گیرند و پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند و می‌روند. آنهایی که می‌مانند مانند بچه‌های این آب و خاک هستند. همه جای دنیا برای استفاده از بازیکنان خارجی محدودیت‌هایی گذاشته می‌شود، ولی در ایران کنترل کیفی خاصی از سوی فدراسیون انجام نمی‌شود. در فوتبال ما پول خیلی زیاد شده است. هیچ وقت حجم نقدینگی تا به این حد نبوده است و اضافه بر آن بی‌برنامگی.

جایگاه آبادان را در فوتبال ایران در کجا می‌دانید؟

آبادان یک روز پنج شش بازیکن ملی داشت و حالا مردم دلشان برای آن روزها تنگ شده است. مردم با گذشته زندگی می‌کنند. هنوز مجسمه مرحوم دهداری در استادیوم آبادان است، هنوز قدیمی‌تر‌ها حمید جاسمیان و مرحوم برمکی و مرحوم سالیا را به یاد می‌آورند. اینها تاریخ این شهر بودند. هنوز مردم از عبدالرضا برزگری و ابراهیم قاسم‌پور خاطره دارند، اما فراموش نکنیم که روزهای بدی بر این شهر گذشته است. جنگ تحمیلی ضربه سختی برای همه بود؛ اما با واقعیت چه می‌شود کرد؟

هدف این نیست که ما پشت باشگاه‌های کم‌بضاعت را به خاک برسانیم. آنها به پرورش بازیکنان تازه نیاز دارند؛ اما این کار به زمان نیاز دارد. ما باید مثل هر آدم منصفی واقع‌بینانه و بدون نیرنگ به مصاف واقعیت‌ها برویم. حالا فصل بیداری است و آینده متعلق به کسانی است که سخت کار می‌کنند.

به حفظ صنعت نفت در لیگ برتر چقدر امیدوارید؟

به ماندن اطمینان دارم. ما باید خودمان را باور کنیم. همه معجزه‌ها ابدی نیستند. امیدوارم نسخه‌ای که من برای صنعت نفت می‌پیچم حاوی داروهای شفابخش باشد. وقتی ما می‌بازیم یکی از غم‌انگیزترین روزهای این بچه‌هاست.

موضع شما در ارتباط با انتخاب علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی چیست؟

علی دایی یک آدم استثنایی در فوتبال ایران و غیرقابل جانشین است. باید به دایی فرصت داد. یک عده نشسته‌اند و مدام ایراد می‌گیرند. نق زدن راحت‌ترین کار است. من صمیمانه امیدوارم که او موفق باشد.

مربیگری تیم ملی برای علی دایی زود نبود؟

علی دایی 39 سالش است. او بالا و پایین این فوتبال را دیده و به تمام مسائل احاطه کامل دارد. به قول معروف دیگران رفتند و ما هم می‌رویم. باید به آدم‌ها شانس داد. چه کار می‌شود کرد؟ کاش همان زمان برانکو، علی دایی به عنوان دستیار روی نیمکت تیم ملی می‌نشست و تجربیاتش را بیشتر می‌‌کرد، ولی ما همه چیز را خراب کردیم. به هر حال هر آمدنی یک رفتنی دارد. امیدوارم روزی که دایی از تیم ملی می‌رود کارنامه درخشانی از خودش برجا گذاشته باشد.

هدایت یک تیم باشگاهی با یک تیم ملی چقدر تفاوت دارد؟

خیلی، تنها پوست‌کلفت‌ها قادر به هدایت یک تیم ملی هستند.

استفاده گسترده علی دایی از چهره‌های جوان و تازه‌نفس را تایید می‌کنید؟

مربیگری، سلیقه‌ای است. ارنج کردن تیم به دایی مربوط می‌شود. من الان تصویری از جوانی خودم را در چهره دایی می‌بینم و امیدوارم اشتباهات من را دایی تکرار نکند. او باید برخی کدورت‌های سابق را به فراموشی بسپارد و این مساله زمان می‌خواهد.

به عنوان یک مربی باتجربه چه توصیه‌ای به علی دایی دارید؟

چیزی که علی دایی را از دیگران متمایز می‌کند دید عالی اوست. هیچ چیز نباید از چشم او پنهان بماند. گذشت، از علی دایی مربی بزرگی می‌سازد.

چکیده‌ای از حرف‌های خودمانی‌

- باختن در آبادان یک گناه نابخشودنی است‌

- یک تیم خوب مثل یک ارکستر خوب است. هر کسی در این ارکستر وظیفه خود را به نحو احسن انجام ندهد کار همه خراب می‌شود

- ما تیم مس کرمان را در خانه‌اش شکست دادیم که خیلی تیم‌ها نتوانستند این کار را انجام بدهند

- من هرگز در برابر خطر احساس کوچکی و ضعف نکرده‌ام‌

- مردم باید قبول کنند که راه ما راهی پرخطر و شبیه یک جنگ است‌

- باید میان جوانان رفت و دست نیاز به طرف آنان دراز کرد

- علی دایی یک آدم استثنایی در فوتبال ایران است و غیرقابل جانشین‌

محمد طاهری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها