در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما الان متفاوتتر از حضورتان در برنامهها هستید، در استودیو پرسروصدا، الان بسیار جدی؟!
خوب طنز در عین حال که میخنداند کاری بسیار جدی هم هست کسانی که در هنر طنز فعالیت میکنند همان اندازه که با خنده از مشکلات مردم مثل کرایه تاکسی و اجاره مسکن با زبان نیشدار حرف میزنند خودشان هم آن را حس کردهاند اما همه فکر میکنند ما حق نداریم ناراحت بشویم چون این دور از انتظار آنها هست تصور میکنند ما همیشه در حال گفتن و خندیدن هستیم.
از کی وارد رادیو شدید و با چه برنامهای؟
از 15 سالگی به عنوان بازیگر وارد رادیو شدم و سپس در اداره کل نمایش و در قصههای شب حضور پیدا کردم و اولین برنامه زنده که به عنوان مجری حضور داشتم جمعه خودمانی بود.
چی شد که فکر کردید در کار طنز موفقتر هستید؟
در کلاس اول راهنمایی یک نمایش طنز اجرا کردم که مزه شیرین بازیگری طنز با تشویق مدیر مدرسه زیر دندانم گذاشته شد به طور کلی تشویق در کارم تاثیر بسزایی داشته است.
البته طنز شاخهای است که نیاز به ذوق و قریحه خدادادی دارد من هم از این ذوق بیبهره نبودم با این حال کارهای مختلفی را تجربه کردم، اما آخر به این نتیجه رسیدم که تنها هنر باعث آرامشم میشود و این آرامش را در هیچ کدام از فعالیتها ندیدم به طوری که یک سال در کنار محمد نوری آواز کار کردم نقاشی و طراحی قالی هم یکی دیگر از مشغلههایم است. من هیچ وقت نیاز به مرخصی نداشتهام چون کارم تفریح من است و از این تفریح لذت میبرم.
چرا الان تمام برنامههای رادیویی طنز شده؟
جای شکر دارد؛ من وقتی سوار مترو میشوم به چهره آدمها خیلی دقت میکنم چهره اکثر افراد بسیار مغموم است که اگر رسانه و برنامههای طنز آن بتواند کمک اندکی در فراموش کردن غم و مسائل آنان باشد خدا را باید شکر کرد این خود موفقیت بزرگی است.
پیامبر اعظم نیز فرمودهاند: «کسی که بتواند دلی را شاد کند از مردان نیک روزگار است.»
ضمن این که تبسم از لبان خود ایشان نیز دور نمیشد به غیر از جنگهایشان که در آنها بسیار جدی بودهاند.
خوب دو تا نظر مخالف در اجرای برنامههای طنز در رادیو وجود دارد یکی این که طنز کار تصویری است و دیگری رادیو رسانه انفرادی است که مخاطب تنها در جمع به خنده میآید نه در تنهایی؛ حالا نظر شما چیست؟
دیدن و شنیدن کار آسانی است اما فکر کردن بسیار سخت است ارائه کار هنری به مانند طنز در رادیو بسیار مشکل است چون مخاطب رادیو باید بسیار باهوشتر از مخاطب تلویزیون باشد این خود دلیلی برای کاهش مخاطبان رادیو است چون مخاطب تلویزیون لقمه جویده شده تحویل میگیرد اما مخاطب رادیو بر اساس تفکر و تخیل پیام برنامه را دریافت میکند ضمنا اگر تلویزیون گل را نشان دهد منظور همان گل است اما وقتی رادیو از گل میگوید منظورش گلهایی است به اندازه تمامی شنوندگان.
اینشتین میگوید: کارخانه خیال همان کارخانهای است که هر چه بخواهی از آن به دست میآوری.
پس رادیو در هر شرایطی مخاطبان خاص خود را دارد.
این را هم بگویم سهم رادیو در انتقال مفاهیم 20 درصد است اما تصویر 80 درصد پس رادیو با سهم اندک خود باید آنچنان مثمر ثمر باشد که نتیجه را به 100 درصد برساند که راه رسیدن به چنین نتیجهای ارائه برنامههایی فاخر با کلامی نافذ و صنایع بدیع است.
گفته میشود طنز تلفیقی از صداسازی و کلام است منظور همین صداهای ناموزنی است که گاه از گویندگان میشنویم؟
نه این تصور غلط گوینده از طنز است که فکر میکند هر چه بیشتر ادا و اصول در بیاورد و تیپسازی کند مخاطب را بیشتر جذب مینماید اینطور نیست آن گوینده قطعا از تکنیک گویندگی در برنامههای طنز بیبهره است اگر هم تیپسازی کند تا مدت کمی جالب است بعد از آن کسالتآور خواهد بود چون طنز غیر از این که بخواهد جذابیتی ایجاد کند باید مخاطب را به فکر وا دارد و در عین حال فضای مفرحی هم داشته باشد.
اما الان افزایش برنامههای طنز دلیلی شده برای سرگرمکردن مخاطب؟
در این صورت وای به حال برنامهساز و رسانهای که خود را هم سطح مخاطب قرار میدهد رسانه باید مخاطب را بهدنبال خودش بکشاند نه اینکه با ساخت برنامههای صرفا سرگرم کننده به دنبال مخاطب باشد در اینصورت به مانند بسیاری از برنامههای تلویزیون در سطح دانش و مخاطب و یا کمتر از آن است.
منظورم این است که رسانهای وظیفه خود را درست انجام میدهد که مخاطبش را تا دو سه گام بالاتر ارتقا دهد و اعتلای فرهنگ مخاطب وظیفه رسانه به شمار میرود.
در برنامههای طنز گوینده بهعنوان نماینده مردم چقدر اختیار عمل دارد؟
محدودیتها همیشه وجود دارد خواه طنز خواه جدی اما همیشه گویندهای موفق است که بتواند در محدودیت به خلاقیت برسد اگر من بتوانم با تنها ابزار کلام کار فوقالعادهای انجام دهم آنوقت موفق هستم.
اجرای برنامههای طنز رادیویی در استودیو بهتر است یا خارج از استودیو؟
خوب گوینده در صدا راحتتر تیپسازی میکند تا تصویر شاید فکر کنید که دیده شدن رادیوییها باعث ایجاد تضاد میشود اما وقتی برنامهرادیویی روی صحنه میرود اگر فضای اجرا کاملا شناخته شده باشد نه تنها هیچ تضادی را ایجاد نمیکند بلکه به باور پذیری مخاطب هم کمک میکند.
شما در برنامه طنز چراغ سبز بسیار موفق عمل کردید تا حالا این فضا را تجربه کرده بودید؟
نه چراغ سبز طرحی نو است چون مخاطب را هیچوقت نصیحت نمیکند بلکه با افعال معکوس، آموزش میدهد و با تلنگری به وجدان مخاطب باعث میشود مخاطب کلاهش را قاضی اعمال خود کند. مثلا ما وقتی میگوییم آشغال خود را زمین بریزید کسی که تا حالا این کار را میکرده به فکر میرود. که آیا این عمل درست است یا نه؟
همانطور که خودتان گفتید چراغ سبز برنامه مخاطب مدار است نصیحت نمیکند اما گاهی توقعات مخاطب به اینجا محدود نمیشود؟
خوب این برنامه در سطح مخاطب نیست برای مخاطب است در غیر اینصورت با شکست مواجه میشود خوب وقتی برنامه غیر قابل پیشبینی باشد مخاطب عکسالعمل نشان میدهد و بیتفاوت نیست پس جذب برنامه شده و این همان موفقیتی است که انتظار آن را داشتیم.
چراغ سبزیها خیلی خوب کنار هم چیده شدند؟
خوب کبوتر با کبوتر باز با باز. همه جا همین است وقتی در ادارهای وارد اتاقی میشوی افرادی که دارای روحیه مشابه هم هستند حضور دارند در چراغ سبز هم همفکر و هماهنگ بودن عوامل برنامهساز باعث موفقیت برنامه میشود.
زیباترین عیدیای که گرفتهاید؟
من که تقریبا هر روز عیدی میگیرم و آن لبخندی است که سعی میکنم حتی شده به زور از اطرافیانم تحویل بگیرم.
بهترین عیدیای که دادهاید؟
هر وقت که بتوانم دل مادرم را شاد کنم حتما بهترین عیدی را دادهام.
یک عیدی هم به خوانندگان بدهید.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
یادمان باشد که همه ما برنده به دنیا آمدهایم و پیشاپیش سال نو مبارک.
سمانه عبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: