این در حالی است که درآمد جهانی انیمیشنسازان در سال 1993 چیزی حدود یک میلیارد دلار بیشتر نبوده و الان این رقم سرسامآور شده است. 4 میلیارد ناخالص که البته باید سهم بازارهای DVD و محصولات جانبی را از این رقم کم کرد، ضمن این که این مبلغ مربوط به فروش جهانی است.
همچنان که پیشتر هم گفتیم اگرچه سهم تولیدات رایانهای و دیجیتالی، کارتون را از رکود نجات داد؛ اما یک عامل غیرقابل انکار دیگر نیز وجود داشت و توانست تماشاگران را نسبت به دنیای آینده انیمیشن بسیار امیدوارتر کند و این عامل همانا بازگشت گاه و بیگاه ستارههای سالهای دور و قهرمانان بازنشسته بود، چراکه بیحس و حال بودن تعدادی از قهرمانان رایانهای پس از یکی دو بار حضور در پرده نقرهای واقعا داشت نگرانکننده میشد. این نگرانی را کنار فروشهای فوقالعاده و محبوبیتهای خارقالعاده قهرمانان نسل جدید اگر تصور کنیم؛ درمییابیم که حتی این فروش و محبوبیتها هم در سالهای آتی به تنهایی نمیتوانست گریز از بنبست رکود در دنیای فانتزی شود. کارتونهایی مانند شرک فقط برای قسمت اول چیزی حدود 270 میلیون دلار در امریکای شمالی فروختند و مجموع فروش کارتون این قهرمان در قسمتهای دوم و سوم به رقم حدودا 750 میلیون دلار نیز رسید. اما در تولید انیمیشن با وجود موفقیت یک اثر آنچه رمز پیروزی است فقط استمرار است و بس. نگرانیها با شکستهایی مطلق در دنیای فانتزی بین سالهای 2004 تا 2007 نیز بسیار دردآور بود: «تختههای شنا بالا»، «پشت پرچینها»، حتی «پاهای شاد» با وجود موفقیتهای نسبی ولی زنگ خطر جدی را به صدا درآوردند. کار تا جایی بالا گرفته که عمدتا طی 2 سال اخیر کارتونهایی برای دریافت اسکار بهترین انیمیشن سال کاندیدا میشوند که آنچنان که باید و شاید کارهایی قوی به حساب نمیآیند.
تمامی این رخدادهاست که باعث میشود طی این چند ساله زمزمه حضور کاراکترهای قدیمی به گوش برسد و البته تجربیات به دست آمده نیز امیدوارکننده بوده یا حداقل درس عبرت واقعا جدی و ضروری برای صاحبان استودیوهای انیمیشن به وجود آورده (کارتون «لونی تونز» محصول 2003 را به یاد بیاورید که به صورت یک فیلم انیمیشن زنده قصد بازگرداندن ستارههایی مانند باگزبانی، والتی و تعداد دیگر را داشت، اما نهایتا فقط
20 میلیون دلار فروخت و شکست سختی خورد). بر این اساس که باید داستانهای جدید با فضا و مکان تازه را در اختیار ستارههای قدیمی قرار داد.
از سویی دیگر استمرار حضور ستارههای فعلی روی پرده نیز از سیاستهای در حال اجرای صاحبان استودیوها است. شرک 3 در حالی در می 2007 به روی پرده رفت که پیش از این برای اولین بار در می 2001 یعنی دقیقا 6 سال پیش معرفی شده بود و شرک دوم نیز در می 2004، با این حال پس از 6 سال سرشار از موفقیت شرک 4 در راه است؛ کارتونی که قرار است 2 سال دیگر یعنی تقریبا در می 2010 به اکران سراسری راه یابد. این روند همان قضیه استمرار حضور قهرمانان جدید را میدهد. اما همین قهرمانان حداقل در سال 2010 دیگر جدید به حساب نمیآیند و حداقل از عمر خود «شرک» 9 سال خواهد گذشت. همین امر ضرورت خلق قهرمان جدید در دنیای فانتزی و همچنین بازگشت تعدادی از ستارههای قدیمی را بیش از پیش جلوهگر میسازد.
اما یک تجربه مناسب که در جولای سال گذشته به بار نشست در حال حاضر به یکی از اصلیترین مطالعات و دغدغههای دنیای انیمیشنسازان تبدیل شده است. به خاطر دارید که تابستان سال گذشته «فیلم سیمپسونها» «»The Simpsons movie براساس کاراکترهای مجموعه کارتونی معروف و بسیار پرطرفدار «سیمپسونها» تولید و به اکران سراسری رسید و با استقبال فراوان روبهرو شد و چیزی حدود 200 میلیون دلار فقط در امریکایشمالی فروخت. موفقیت کارتون «فیلم سیمپسونها» باعث شد انیمیشنسازان به بررسی کاراکترهایی بپردازند که علیرغم حضور پرسابقه در تلویزیون و پخش به صورت سریالهای کارتونی تلویزیونی هنوز فرصت یا برنامهای برای حضورشان روی پرده نقرهای صورت نگرفته است.
اگرچه چنین تولیداتی با ریسک بسیار بالایی آماده میشوند اما با موفقیت «فیلم سیمپسونها» (که پشتوانهای حدود 24 سال پخش منظم از شبکه فاکس داشت) به هر حال این روند نیز در حال حاضر در دست بررسی و مطالعه است.
به هر روی با تولد کاراکترهای محبوبی مانند باگزبانی در سال 1938 هیچ کس فکر نمیکرد این کاراکتر پس از حضور در 170 آیتم و فیلم و سریال در سال 1963 بازنشسته شود. اما این روند غیرقابل انکار است. چنانچه «وودی وودپکر» در سال 1940 متولد شد و در سال 1972 مفتخر به بازنشستگی گردید و به نظر میرسد هر کاراکتری روزی باید از حضور فعال خداحافظی کند؛ اتفاقی که برای شرک محبوب نیز احتمالا در سال 2010 با پخش چهارمین قسمت و در 9 سالگیاش روی خواهد داد.
دنیای فانتزی آنقدر بزرگ و وسیع است که حتی حضور صدها کاراکتر نیز میتواند بخش اندکی از قلمرویش را اشغال کند و در طرف دیگر علاقهمندان پرشمار انیمیشن در سراسر جهان منتظرند تا قهرمانان فانتزی جدیدی ببینند یا این که هنرنمایی دوستان قدیمی و کاراکترهای سالهای گذشته را نظارهگر باشند. به هر حال انیمیشنسازی تعطیلبردار نیست و علاقهمندی به این نوع سینما هم روز به روز فزاینده نشان میدهد.
مهدی تهرانی