در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به همین سادگی فاقد قصه و تعلیقهای داستانی است و خیلی ساده و مستندگونه، یک دور کامل از زندگی زنی را نشان میدهد که در ملال و خستگی روزمرگی و تکرار دست و پا میزند و برای نجات از این وضعیت بغرنج تلاش میکند.
«به همین سادگی» فیلمی شخصیتمحور است که تمام عناصر و مولفههای داستانی آن در بازگویی و نمایش دنیای درونی و بیرونی زنی تنهاست که به واسطه بازی خوب هنگامه قاضیانی بویژه در میمیکها و نگاهش برونفکنی میشود و ملال یک زندگی تکراری و خمودگی آن به مخاطب منتقل میشود، اصلا قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد و مثلا مخاطب با تعلیقهای سینمایی گره بخورد و سرگرم شود، تنها قرار است همین ملال زندگی که امروزه به تجربهای مشترک بویژه در دنیای مدرن و شهری بدل شده به تماشاگر منتقل شود تا وی تصویری واقعی و بیتعارف از واقعیت زیست جهان خود را ببیند.
برای همین است که با کندی ضرب آهنگ فیلم و فقدان هیجان داستانی، با قهرمان تنهای فیلم همذاتپنداری میکنیم. همین شیوه روایت میرکریمی محل مناقشه منتقدان قرار گرفته است به این معنی که اهل فن دو رویکرد متفاوت به فیلم «به همین سادگی» داشتهاند. عدهای طرح مستندگونه و ضدقصه آن را نپسندیدند و آن را با ذات سینما بیگانه دانستند به عبارت دیگر آنان معتقدند سینما باید در درجه اول بتواند دارای توانایی قصه گفتن و داستانپردازی باشد و پیام خویش را به واسطه صورتهای دراماتیک خود به مخاطب منتقل کند و الا فرقی میان آن با گزارش و خبر و مستند نیست. گرو دوم اما با تقسیم سینما به دو شکل داستانی و غیرداستانی معتقدند به همین سادگی توانسته پیام خویش را با به خدمت گرفتن درست تصویر و دوربین و کارگردانی در بستر فیلمی ضدقصه بیان کند و مخاطب را علیرغم وجوه غیردراماتیک یا دستکم تعلیق خویش با قهرمان فیلم پیوند بزند و همزبانی ایجاد کند مثل تجربهای که رخشان بنیاعتماد در خونبازی به دست داده است.
«تنهایی» آن هم نوع مدرن و شهری زدهاش که با نوعی افسردگی همراه است، کیفیتی روحی عاطفی است که در ساحت درونی آدم اتفاق میافتد و لایههای عمیق و پیچیدهای از تجربه رنج را در ضمیر ناخودآگاه انسان شکل میدهد. بیان نمایشی این حالت قطعا دشواریهای خاص خود را دارد بویژه این که قرار باشد این بازنمایی در قالب یک فیلم سینمایی به مخاطب عرضه شود. با این حال چیزی مرموز در ذات به همین سادگی وجود دارد که تو را با وجود ملالانگیزی و کندی فیلم با خود همراه میکند و تا ته قصه میبرد و میرکریمی به خوبی از پس این کار برمیآید. شاید برای همین قدرت سینما را باید به هنر کارگردانی آن نسبت داد که به داستان روح میبخشد و آن را زنده میکند، اما شاید به همین سادگی به تمام معنی، ملالانگیز و خستهکننده میشد اگر بازی درخشان قهرمان اصلی داستان اتفاق نمیافتاد. هنگامه قاضیانی قطعا پدیده بازیگری جشنواره امسال بود که یک تنه بار فیلم را بر دوش کشید و آن را به سمت روح قصه پیش برد. در واقع میرکریمی با به همین سادگی، بازیگر زن توانایی را به سینمای ایران معرفی کرد.
همچنین باید به انتخاب درست کارگردان در نقش کودکان نیز توجه داشت بویژه ارتباط خوبی که میان مادر و پسر بچه برقرار میشود سکانسهای زیبای فیلم را خلق میکند. در واقع در نیمه دوم فیلم که با ورود بچهها به خانه اتفاق میافتد فضای دراماتیک فیلم بیشتر میشود و به واسطه همین تعاملی که طاهره با فرزندانش پیدا میکند بخش عمدهای از ملال و بیحوصلگی و خستگی، خود را نشان میدهد و به سطح آشکارتری میرسد و البته با فضای کنتراستی که میان دنیای بچهها با دنیای طاهره به وجود میآید تنهایی وی پررنگتر جلوه میکند و برجسته میشود.
«طاهره» اگر چه ظاهری سنتی دارد اما دغدغههای یک زن مدرن در او موج میزند و همین کشمکش میان تضادهای این دوگانگی و فقدان پویایی زندگی بیرونیاش به ملالت جهان او دامن میزند. در واقع آنچه که در عمق رنجهای او ریشه دارد و به خلا‡ای بزرگ در زندگی طاهره بدل شده است فقدان فردیت است. فردیتی که در پس وظایف سنتی زن ایرانی سرکوب میشود و فرصت خود بودن و حتی زن بودن را از وی میگیرد. تلاش طاهره برای حضور در کلاس شعر و شاعرانگی برای برون رفت از این بحران صورت میگیرد که باز هم در سلطه روزمرگی و تکالیف ما دارند رها میشود و ناتمام میماند.
«به همین سادگی» گرچه قصه سادهای را روایت میکند که فراز و نشیب خاصی ندارد و موقعیتسازی پیچیده و تعلیقهای پرکشمکش در آن نیست اما دشواری ساخت چنین آثاری که وفاداری خود را با مولفههای سینمایی حفظ کند و در عین حال ضد قصه باشد بسیار زیاد و چه بیشتر از سینمایی داستانی و کلاسیک است. فیلم بدون این که شعارهای فمینیستی بدهد و به دام مردستیزی و فضای مبارزات زن محورانه شود به دفاع یا دستکم بیان درست موقعیت زنان در جامعه ما دست میزند و ریشههای عمیقتری از سرنوشت تاریخی آنان را به جای سطحینگریهای سانتیمانتالی و پرهیاهو بازنمایی میکند که حتی اگر آن را تجربهای تازه برای میرکریمی بدانیم باید به آن ارج نهاد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: