قاب خوانندگان‌

مدیری در چهره جدید

شاید همواره یک حادثه و یک اتفاق بسیار آنی و پیش پا افتاده، بستر مناسبی برای حوادث و وقایعی خاص می‌شود، وقایعی که معمولا در قصه‌ها و داستان‌هایی که نام مهران مدیری در‌ آن به چشم می‌خورد کم نیستند. نوروز امسال مجموعه‌ای دیگر از ساخته‌های مهران مدیری بر روی آنتن شبکه سوم سیما رفت که به مانند ساخته دیگر این کارگردان دارای افت و خیزهای متعددی بود، مجموعه‌ای با عنوان «مرد هزار چهره»، قصه، آغازی پر حرارت دارد، شروعی که بیننده با دیدن پلان‌های نخست آن بشدت علاقه‌مند پیگیری‌آن می‌شد، اما دیری نگذشت که در همان بخش‌های نخست قسمت اول، مرد هزار چهره تبدیل به یک داستان خطی ساده بدون کمترین افت و خیز گشت. البته وجه تمایز این سری از ساخته مهران مدیری، برپایی یک موضوع و یک محور کل در داستان بوده.
کد خبر: ۱۶۶۸۰۳

کسانی که ساخته‌های این هنرمند را دیده‌اند می‌دانند که معمولا، مدیری در طول سریال، خط اصلی داستان را (که براساس نیاز و استقبال مخاطب است) تعیین می‌کند اما این بار، در مجموعه «مرد هزار چهره» انصافا چنین نبوده و کاملا داستان دارای چارچوب دقیق و رسای دراماتیک می‌باشد.

نکته دیگری که باز بر این مجموعه حائز اهمیت است چرا که در مقام قیاس با دیگر ساخته‌های مدیری، آثار قبلی او از این حیث رنج می‌برد، ورود دقیق مدیری به حوزه طنز است. در «مرد هزار چهره» جایگاه اصلی طنز بدقت و ظرافت خاص لحاظ شده. داستان با شروع هیجانی و فضای سنگین ورود یک متهم آغاز می‌شود، متهمی که با تکرارهای متعدد پلان‌های نخست تاکید برهزار چهره بودن او هست، وقتی دادگاه تشکیل می‌شود و متهم به پشت تریبون می‌رود، مخاطب ناگهان شوکه می‌شود، چراکه با شخصی ساده با بیانی آرام و شکسته روبه‌رو می‌شود که خیلی در نگاه اول، جسارت و خلاف به او راهی ندارد. از اینجا داستان شروع به یک حرکت روایی ساده می‌کند و متهم خود را با رویکرد خاص اخلاقی‌اش معرفی می‌کند. او خود را کارمند منضبط و دقیق اداره ثبت احوال معرفی کرده و چگونگی ورودش به حوزه‌های خلاف را تعریف می‌کند. یک درخواست نابجا در شب خواستگاری‌اش از سوی پدر زن آینده‌اش، به ناگهان مسیر آرام و هموار زندگی او را سخت و پیچیده و درهم می‌کند. این ورود به بحث اگر چه  به کندی و سردی همراه است، اما در طول قصه با جذابیت همراه است.

در «مرد هزار چهره» با وجودی که این پتانسیل وجود داشت تا قصه با نوسان و جذابیت‌های خاص توامان شود، اما شاید به دو دلیل عمده، کمی رنگ باخته است. اول نوع حرکات و برخوردها که دیگر در کارهای مدیری کاملا کلیشه‌ای و تکراری شده، تکه کلام‌ها، حرکات چهره و بدن، نوع نگاه‌ها، مکث‌ها، هر کسی را به یاد مجموعه‌های پاورچین و شب‌های برره و باغ مظفر می‌اندازد مثلا سکوت‌های همراه با تعجب و نگاه‌های خاص مدیری به دوربین واقعا تبدیل به یک اثر تکراری محض شده، دوم قائل شدن بر شخص به عنوان کاراکتر اصلی و تاثیرگذار در«مرد هزار چهره» مخاطب شاهد است که از اول قصه تا پایان همه چیز حول یک شخص یعنی مرد هزار چهره با بازی مدیری می‌چرخد. البته این درست است که با توجه به نام و محور قصه این اصل باید رعایت شود، اما آیا این امر برای یک مجموعه 13 قسمتی چند صد دقیقه‌ای هم صادق است؟ آیا باعث دلزدگی و خستگی برای بیننده نمی‌گردد؟ البته  گویا این جزیی از روند هنری «مدیری» است چرا که در اکثر مجموعه‌های طنز وی همه چیز معطوف به چند شخصیت و آن هم حول شخصیت محوری با بازی خودش می‌چرخد.

به هر حال در یک جمع‌بندی کلی، «مرد هزار چهره» با دارا بودن یک داستان و موضوعی قوی اگر پردازش دقیق و هنری  فنی کاملی می‌شد و کلیشه‌های تکراری در آن حذف می‌شد، قطعا به عنوان بهترین اثر تلویزیون در نوروز 87 باید از آن یاد می‌کرد.

           محمد عرفان کلاکی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها