سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

به‌به خوش گذشت! حیف کم بود

خدا را شکر روزهای شلوغ و پرکار نوروز به خوبی و خوشی به پایان رسید و مردم از امروز به شکل رسمی‌سر کار و زندگی خودشان برگشتند و به اصطلاح روز از نو، روزی از نو. به قول قدیمی‌ها تا بهار و نوروز دیگر کی مرده، کی زنده و البته به قول مسعود شصتچی به‌به، خوش گذشت. اصلا چرا نباید خوش بگذره، 2 هفته تعطیلات، سفر، دید و بازدید، تلویزیون، سینما و هزاران چیز دیگر که می‌تواند لحظات خوب و خوشی را برای کودکان، نوجوانان و جوان‌ها رقم بزند.
کد خبر: ۱۶۶۸۰۱

آخرین شنبه سال گذشته در ویژه‌نامه قاب کوچک برنامه‌های نوروزی سیما را معرفی کردیم و چنان به زمان بندی،  کنداکتور و تنوع برنامه‌های شبکه‌های مختلف تلویزیون باور داشتیم که از همان زمان انتشار آخرین شماره قاب کوچک در سال گذشته فهمیدیم که این قاب کوچک و تلویزیون را در تمام تعطیلات نوروزی از خود دور نخواهید کرد.
  البته تلویزیون هم سنگ تمام گذاشت و به جز چند تغییر جزئی، تغییرات دیگری در کنداکتور خود به وجود نیاورد و حسابی آبروداری کرد. برای نمونه  اصلا قرار نبود فیلم اخراجی‌ها از شبکه سه سیما پخش شود. این خبر مربوط به چند ماه پیش بود که شبکه 3 تیزر فیلم اخراجی‌ها را نشان داد و اعلام کرد بزودی این فیلم را نمایش می‌دهد، بعد از این اعلام برنامه بود که یک نفر پیدا شد و با چند خبرگزاری مصاحبه کرد و گفت اگر تلویزیون فیلم اخراجی‌ها را پخش کند او هم خودش را می‌سوزاند! چنین شرایطی باعث شد که شبکه 3 از خیر پخش فیلم اخراجی‌ها بگذرد و روا ندارد که برای پخش یک فیلم سینمایی که در سینماها به روی پرده رفت و حدود 2 میلیارد تومان برای تهیه کننده و پخش کننده خود پول به همراه آورد و بعد هم سی دی‌های آن دست به دست گشت و اکثر مردم آن را دیدند، یک نفر خود را بسوزاند.

مرد هزار چهره بار دیگر توانایی مهران مدیری را به رخ همه کشید و نشان داد که او در زمینه ساخت سریال‌های کمدی توانمند است‌

عید امسال هم هیچ خط و خبری از نمایش این فیلم نبود تا ‌این‌که یک شب در همان اوایل نوروز شبکه 3 زیرنویس داد و تیزر پخش کرد که بله، اخراجی‌ها در راهند و بزودی به شبکه 3 می‌آیند. ما که به شهرستان رفته بودیم برای ‌این‌که از دیگران عقب نمانیم کلی ذوق زده شدیم و ساعتمان را تنظیم کردیم که نکند یک وقتی هنوز روی ساعت قدیم کار کند و ما از دیدن فیلم اخراجی‌ها جا بمانیم اما راستش را بخواهید هی دلمان شور می‌زد که نکند در ایامی‌که روزنامه‌ها هم تعطیل هستند آن بنده خدا دوباره به سرش بزند که با دیدن اخراجی‌ها خودش را به آتش بزند، هی دلمان شور زد و هی به اینترنت وصل شدیم و دیدم نه بابا انگار طرف دلش را به آب زده و حسابی خنک شده و دیگر کاری به کار ‌آدم‌های بی دین و بی‌ادب که در مقابل دوربین مسعود ده‌نمکی سر از جبهه درآورده‌اند، ندارد. البته دربرخی از هم‌ولایتی‌ها که اخبار روز را از طریق روزنامه و اینترنت پیگیری می‌کنند دلیل این سکوت را ساخت اخراجی‌های 2  ذکر کردند و گفتند آن مرد معترض منتظر است که ده‌نمکی اخراجی‌های 2 را هم بسازد و او یک باره خود را آتش بزند چون در غیر این صورت ده‌نمکی حیا نخواهد کرد و هر چی اخراجی در دنیا هست را مقابل دوربین ردیف خواهد کرد و در پایان هم همه آنها را به رستگاری خواهد رساند.  با همه اینها اخراجی‌ها از شبکه سه سیما پخش شد و الحمدلله اتفاق ناجوری رخ نداد تا عید مردم را خراب کند. امسال خدا را شکر نوروز با ربیع‌الاول مصادف شد و به قولی عید ما شکر اندر شکر شد،  بنابراین حیف بود اگر اتفاقات کوچک آن را خراب می‌کردند.

اصلا عید امسال عید خوبی بود،  باور نمی‌کنید به قول سینمایی‌ها یک فلاش‌بک بزنید و اخبار تلویزیون را در ایام تعطیلات مرور کنید،  خبرها بیشتر حول اخبار توریستی شهرها می‌گذشت و ‌این‌که چه شهرهایی چه آثار دیدنی دارند،  آب و هوا چگونه است و یا ‌این‌که در جاده‌ها چگونه برانید چون پلیس با صدها یا بهتر بگوییم هزاران چشم مراقب شماست که اگر جان هموطنانتان را به خطر بیندازید با شما برخورد می‌کند.  اخبار 20 و 30 هم نبود که اخبار جدی را به روش نرم خبر به اطلاع شما برساند و روزنامه‌ها هم تعطیل بودند و نمی‌توانستد نرخ مسکوکات، خانه، زمین، پودر ماشین لباسشویی، روغن، تظاهرات بوداییان تبت و. . .  را برای شما تفسیر کنند و بله، به‌به، خوش گذشت.  بی‌خبری و هوای آفتابی و یک عالمه فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی و فوتبال ایرانی و خارجی و تساوی فوتبال ایران و کویت و البته کلوز آپ علی دایی و درشت چهره افشین قطبی بعد از باخت پرسپولیس مقابل ذوب آهن اصفهان همه و همه هدیه‌های پر و پیمانی بود که تلویزیون برای تعطیلات تدارک دیده بود. تا یادم نرفته این را هم بگویم که دیدن چهره محمد نوری که با صدای جاودانه‌اش سرود ای ایران را می‌خواند در شب و روزهای 12 فروردین از تلویزیون خودش کار بی‌نظیری بود بخصوص ‌این‌که به پایان تعطیلات چیزی نمانده بود و مردم باید دوباره به سر کار و زندگی خود بر می‌گشتند و حتما رسانه‌ها با لحن جدی‌تری اعلام می‌کردند که اعراب برای چندمین بار در اجلاس خود تملک جزایر سه گانه ایرانی را مطرح کرده‌اند و گفته‌اند که این جزایر ایرانی به کشور امارات تعلق دارد و مسلما مردم هم با شنیدن این خبر،  اول سالی از کوره در خواهند آمد و با محمد نوری هم زبان خواهند شد و از کشور و ملیت خود دفاع خواهند کرد.   

به‌به،  چه می‌کنه این مهران مدیری‌

آقای قاضی من بیگناهم، همش تقصیرآقای جندقی بود که به من لذت عبور از چراغ قرمز را چشاند، تقصیر خاندان طبیبیان بود که به من نشان داد شهرت چه لذتی دارد، تقصیر معاون کلانتری بود که به من نشان داد قدرت، عجب چیزی است، تقصیر شاعران الکی خوش بود که به قول زنده‌یاد حسین پناهی به من نشان دادند که با شعر می‌توان از جهنم زندگی بهشت ساخت و تقصیر خانواده قزاقمندیان  بود که به من نشان دادند با ثروت و پول هرچند از راه خلاف به دست آید چه زندگی مجللی می‌توان داشت. آقای قاضی من اصلا خودم نمی‌خواستم اینجوری شود، دیگران با ساده لوحی خود مرا به راه‌هایی بردند که اصلا فکرش را هم نمی‌کردم.  من آدم بدی نبودم شرایط باعث شد تا من بد شوم و بد فکر کنم و هوس سوء استفاده به سرم بزند.

مرد هزار چهره بار دیگر توانایی مهران مدیری را به رخ همه کشید و نشان داد که او در زمینه ساخت سریال‌های کمدی  بسیار توانمند  است و از طرفی نشان داد که پیمان قاسم‌خانی و گروه نویسندگانش به اطراف خود به خوبی نگاه می‌کنند و به اصطلاح زیر باد خنک کولر و یا کنار گرمای شومینه متن سریال نمی‌نویسند، آنها با دقت به اتفاقات جامعه و ‌آدم‌های آن می‌نگرند و با کاربردهای طنز آشنا هستند اثری می‌سازند که هم مردم را بخنداند و هم آنها را وادارد که کمی ‌فکر کنند و ‌آدم‌های شبیه مسعود شصتچی را در اطراف خود شناسایی کنند و برای نمونه بگویند، محاکمه این آدم چقدر شبیه محاکمه‌های اولیه شهرام جزایری است.  در این میان فقط باید کمی ‌دل به دل مردم خونگرم و دوست داشتنی شیراز داد و به آنها گفت، زیاد ناراحت نباشید و جوش نیاورید. باز هم خدا پدر سازندگان سریال مرد هزار چهره را بیامرزد که صفا و صمیمیت شیرازی‌ها را به نمایش گذاشتند،  شصتچی فقط می‌گوید من اهل شیرازم، نه لهجه شما را ناجور ادا می‌کند و نه بزرگان شما را دست می‌اندازد، او فقط از دیگران شکایت می‌کند که او را گول می‌زدند.

پیامک سر کاری

حالا دیگر همه سیروس مقدم را می‌شناسند و می‌دانند سریال‌هایی که او می‌سازد ارزش دیدن را دارند. بازیگرانی چون محمدرضا شریفی‌نیا، حمید لولایی، افسانه بایگان، حامد کمیلی و نادر سلیمانی هم اعتماد مردم را به خود جلب کرده‌اند و ثابت کرده‌اند که در آثار خوب بازی می‌کنند و یا ‌این‌که حضور آنها باعث می‌شود آن اثر قابل دیدن و پیگیری شود.  با همه اینها سریال پیامک از دیار باقی که در ایام نوروز از شبکه یک پخش شد نشان داد که یک فیلمنامه خوب و منسجم چقدر می‌تواند در موفقیت یک اثر سهیم باشد. فیلمنامه این سریال هرچند وامدار سریالی چون مسافری از هند و فیلم سینمایی دنیا بود اما با چیدن موقعیت‌های دراماتیک کنار هم و استفاده از فن روانی غافلگیر کردن مخاطب توانست به یکی از سریال‌های موفق نوروزی تبدیل شود و نام خود را در کنار سریال‌های داستانی جدی که توانسته مردم را هم بخنداند و هم سرگرم کند به ثبت رساند. ‌این‌که یک سریال حتی با نام خود بتواند مخاطب جذب کند، موفق است؛ ‌این‌که مردم سریال را پیگیری می‌کنند تا متوجه شوند چرا نام سریال پیامک از دیار باقی است و این پیامک را چه کسی برای زنده‌ها می‌فرستد.

اینجا، آنجا، همه جا پلیس‌

پلیس‌ها امسال تلویزیون را قرق کرده بودند، هر شبکه را برای دیدن انتخاب می‌کردی اثری از پلیس در آنجا می‌دیدی، انیمیشن‌های آموزشی، برنامه‌های ترکیبی، مسابقه، اخبار، برنامه‌های  کودک، سریال، فیلم و... در همه جا پلیس‌ها حضور داشتند و مستقیم و غیرمستقیم آموزش می‌دادند. این برنامه‌ها آنقدر زیاد و متنوع بود که سردار رویانیان را به چهره سال تبدیل کرد. این سردار وظیفه‌شناس با لباس فرم و لبخند همیشگی و البته قاطعیت مستتر در پشت عینک نیمه‌دودی خود چنان احکام راهنمایی و رانندگی و جاده‌ای را توضیح می‌داد که هیچ راننده‌ای دیگر جرات خلاف کردن به سرش نزند و البته این پلیس محبوب چنان اعتماد همه را به خود جلب کرده است که همسران و فرزندانی  که در جاده، خیابان و بزرگراه کنار مرد خانواده می‌نشینند مثل یک گشت نامحسوس هی مدام توی گوش او می‌گویند شنیدی سردار رویانیان چی گفت، مراقب باش. بیچاره رانندگان که ناخواسته همیشه یک پلیس همراه و نامحسوس کنار خود دارند.  حتی با برنامه‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود رانندگان زمانی هم که تنها هستند و زن و فرزند همراهشان نیست فکر می‌کنند عروسکی که به آینه جلوی ماشین آویخته‌اند دارد به آنها توصیه‌های ایمنی را گوشزد می‌کند.  در چنین شرایطی شما راننده‌ای را مجسم کنید که با خودش نکات راهنمایی و رانندگی را زمزمه می‌کند و در همین حال پلیسی را می‌بیند که با دوربین‌های مخصوص از او فیلم می‌گیرد، بیخود نیست که امسال آمار واژگونی خودروها افزایش یافته است، با این حجم برنامه پلیسی و توصیه و البته گشت نامحسوس رانندگان باید هم سرگیجه بگیرند و واژگون شوند.

طفلکی بچه‌ها

تلویزیون امسال برای بزرگترها سنگ تمام گذاشت و کلی فیلم و سریال نشانشان داد تا حوصله‌شان سر نرود اما شما فکر کنید اگر گروه فیتیله هم تصمیم می‌گرفتند عید را به تعطیلات بروند و برنامه نداشته باشند بچه‌ها باید به چی تلویزیون دل خوش می‌کردند. تلویزیون نه برای آنها فیلمی‌تدارک دیده بود و نه سریالی.  فقط چند کارتون خارجی بود که بچه‌ها به دیدن آنها رغبتی نداشتند و همین که پلاتوهای برنامه‌ها تمام می‌شد آنها هم از پای تلویزیون بلند می‌شدند و ترجیح می‌دادند شب همراه بزرگترها به تماشای مسعود شصتچی و منصور سیم‌خواه بنشینند و همراه با آنها بخندند.

بچه‌ها عمو پورنگ و امیرمحمد را دوست دارند و به آنها و دکور برنامه که معمولا در فضای بسته  و داخل استودیو است عادت کرده‌اند اما امسال نوروز که هوا هم گرمتر از سال‌های قبل بود پورنگ و امیرمحمد هم به فضای باز آمده بودند و انگار تصمیم داشتند با تغییر فضا و دکور برای بچه‌ها تنوع ایجاد کنند اما واقعیت این است که این فضای جدید و رویکرد برنامه که بیشتر مسابقه و آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی بود نتوانست با ذائقه بچه‌ها کنار بیاید و آنها را راضی کند. البته گروه فیتیله و عمو قناد هم تغییراتی در برنامه خود داده و مهمانان و بازیگران جدیدی را به جمع خود آورده بودند که برای بچه‌ها جذاب و دیدنی بود. یکی از دلایل موفقیت آنها را می‌توان در انتخاب درست بازیگران مهمان و عجین شدن آنها با کلیت برنامه دانست.

با تمام اینها نوروز 87 نیز به پایان رسید و تا نوروز سال آینده 347 روز دیگر باقی است، بنابراین می‌توان در این روزهای باقیمانده طوری برنامه‌ریزی کرد که همه گروه‌های سنی و مخاطبان از برنامه‌های ویژه تعطیلات نوروزی بهره‌مند شوند. در این برنامه‌ریزی می‌توان کهنسالان را هم دید و برای آنها هم برنامه‌هایی را در نظر گرفت. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها