یوسف علیخانی‌

دید و بازدید از سهل‌انگاری‌ها

جاده شلوغ است، ترافیک را رد می‌کنی، از میان گردوغبار می‌گذری تا برسی به صف طویلی که مانده‌اند تا بلیت تهیه کنند و برسی به جایی که دیدنی است؛ اینجا یک مکان گردشگری است. تا اینجا مشکلی نیست و تهیه بلیت، امری مرسوم در تمام جهان است که برای دیدن آثار باستانی و تاریخی باید بلیت تهیه کرد و وارد آن شد، اما مساله بعد از آن است:
کد خبر: ۱۶۶۷۳۱

1- آیا در ورودی شهر تابلویی دیده‌اید درباره مکان‌های گردشگری آن؟

2- آیا تابلوها دست شما را گرفته‌اند تا برسید به آن مکان؟

3- فکری برای شلوغی آدم‌ها و خودروها شده است؟

4- راهنماها مطلعند و کارشناس یا عده‌ای داوطلب که غم فرهنگ دارند و ایران دوستی؟

5- کتابچه راهنما را از کجا باید تهیه کرد؟ از کتابفروشی‌های شهر یا از باجه‌های اختصاصی نداشته مکان‌های گردشگری؟

6- یک گردشگر غیر بومی ‌وقتی وارد مثلا اصفهان، شیراز، مشهد، کرمان، قزوین، تبریز، اردبیل، یزد، همدان و رشت می‌شود چقدر از آداب و رسوم و مکان‌های گردشگری (تاریخی، طبیعی و مذهبی) آن شهر مطلع است؟

وقتی از اصفهان با آن ترافیک سنگین چهارباغ و اطراف زاینده‌رود می‌گذری و  صف‌های آنچنانی را رد می‌کنی و می‌رسی به باجه‌های بلیت و بعد آن شلوغی بی‌اندازه که به ضرب و زور می‌توانی فلان تابلوی نقاشی شاگردان رضا عباسی در چهلستون و کاشی‌های فیروزه‌ای مسجد امام و طاق‌نماهای زیبای حمام علی‌قلی‌آقا و مسجد سید و کلیسای وانک را ببینی، هنگام خروج از شهر، احسنتی به شهرداری و میراث فرهنگی می‌گویی که چنین به کار خود در ماه‌های آرام و خلوت سال رسیده‌اند که تابلوها تو را به هر آنجا که می‌خواهی می‌رسانند و آن وقت این شهر می‌شود کلیشه سفرهای نوروزی هر سال و شیراز و مشهد و بندرعباس که در کنار آن در فهرست شلوغ ترین‌ها هستند.

اما آیا به برخی از شهرها توجه شده است که بیشترین آثار باستانی و تاریخی و طبیعی و مذهبی را در دل خود به یادگار دارند؟

چقدر به قزوین توجه شده که میزان گردشگران نوروزی‌اش به کمتر از نیم میلیون نفر می‌رسد حال آن که همین چند سال پیش این شهر به عنوان شهر باستانی جهانی معرفی شد؟

چقدر به تبریز توجه شده که خیابان‌هایش بی تابلویی راهنما، گردشگران ناشناس را دست خالی از خود بیرون می‌فرستند؟

کرمان از جمله شهرهایی است که اگر همت کنی، می‌توانی فراوان فراوان کتاب درباره آثار باستانی و تاریخی و فرهنگ مردمش به دست بیاوری، اما آیا به کاستی‌ها هم توجه شده است؟

کسی با گرفتن بلیت مخالف نیست که اگر میراث فرهنگی تنها با تکیه بر دریافت بلیت از گردشگران بی‌شمار نوروزی  که امسال شمار سفرهای نوروزی از مرز 50 میلیون هم گذشت  می‌تواند پولسازترین باشد که هست، اما این پولسازی آیا تنها به دلیل دریافت بلیت میسر می‌شود یا فکری هم برای افزودن سالانه سرانه آن هم می‌شود؟

پول پول می‌آورد و آثار باستانی نیاز به مرمت دارد و فرهنگ نیاز به ثبت، میراث فرهنگی تا چه میزان توانسته به ثبت فرهنگ و آداب و رسوم مردم همت بگمارد؟

با نگاهی به محققان این عرصه می‌توان دریافت بیشترین فراوانی کتاب‌ها از آن ِ کسانی است که بی‌هیچ حمایتی از میراث فرهنگی کار کرده و به روستا، شهرک، شهر و کشور خود همت گمارده‌اند و زمان سفر همچون دیگر گردشگران نوروزی، به جیب میراث پول می‌ریزند تا به آبادانی و مرمت آن توجه بیشتری شود.

این یادداشت به هیچ وجه قصد تخریب وجهه میراث فرهنگی و دیگر نهادهای ذی‌ربط را ندارد که تنها تلنگری می‌زند به نداشته‌ها.

گردشگر نداریم؟ داریم.

گردشگران بلیت نمی‌گیرند؟ می‌گیرند.

گردشگران سال به سال بیشتر نمی‌شوند؟ می‌شوند.

پس وقتی گردشگر داریم که بلیت می‌گیرد و هر سال هم سفرهایش را ادامه می‌دهد چقدر برای راحت خیال او خوراک تهیه می‌شود؟ خوراکی از جنس فرهنگ که کشور و پیشینه اثر را به مردم‌ بشناساند. این گردشگر چه دریافت می‌کند جز دیده‌های شخصی‌اش؟

چرا وقتی این همه محقق بومی‌ در اختیار داریم که در باره روستاها، شهرک‌ها و شهرها و اماکن گردشگری (تاریخی، طبیعی و مذهبی) تحقیق می‌کنند و با خرج خود کتابشان را به انتشار می‌رسانند، استفاده نمی‌کنیم تا کاری منظم صورت گیرد و تمامی‌گردشگران با دستانی پر از اطلاعاتی فراوان از سفر بازگردند؟

چرا وقتی شهری چون قزوین از شهرهایی است که فراوان فراوان آثار باستانی دارد و از شهرهای درجه اول تاریخی به شمار می‌رود، این طور سوت و کور می‌ماند در ایام تعطیلات و گردشگران تهرانی به جای 150 کیلومتر رانندگی در اتوبان بی خطر، 1000 کیلومتر می‌رانند تا به شیراز برسند و به این شهر نمی‌روند؟

آیا گیلان یعنی فقط دریا؟

کرمان یعنی فقط کویر؟

تبریز یعنی فقط ستارخان و باقرخان؟

کردستان یعنی فقط کوهستان؟

اگر گیلان را فقط دریا می‌دانیم و کرمان را فقط کویر و تبریز را فقط ستارخان و کردستان را فقط کوهستان می‌شناسیم، به علت سهل‌انگاری و ندانم‌کاری‌هایی است که همچنان ادامه دارد. برای دید و بازدید این ندانم‌کاری‌ها و سهل‌انگاری‌ها، می‌توان هر نوروز به تمام نقاط ایران سفر کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها