درباره فیلم پرستیژ

اسرار فاش نشدنی‌

تماشای «پرستیژ» (2006) حکم مرور و مشاهده یک حرکت جادویی را دارد که چند جادوگر قصد سحر کردن آن بیننده را دارند؛ حقه‌ای که کریستوفر نولان، کارگردان فیلم (خالق «بی‌خوابی») به کار می‌گیرد. کارگر می‌افتد و آدم را کاملا درگیر موقعیتی می‌کند که کاراکترهایش در آن قرار دارند. پرستیژ مثل خود قصه فیلم، سرشار از کلک و حقه به تماشاچی است. نولان نکته‌ای را در دل فیلم مطرح می‌کند و کمی بعد حرف دیگری می‌زند و گفته قبلی را نقض می‌کند. لحن روایتی فیلم، فریبنده و جذاب و پرکشش است و نقطه اوج آن را بسختی می‌توان حدس زد.
کد خبر: ۱۶۶۳۸۴

چرخش‌های قصه، غافلگیرکننده هستند و باعث دردسرهای ذهنی زیادی برای تماشاچی می‌شوند. اسراری که در قصه وجود دارند تا دقایق آخر فاش نمی‌شوند و همین باعث می‌شود پیگیر حوادثی باشیم که در طول ماجرا رخ می‌دهند. این اتفاقات و حوادث حدس‌زدنی نیستند و با خود نوعی شگفتی را به همراه می‌آورند، البته نباید این فیلم را با بی‌خوابی مقایسه کرد. این دو فیلم نه‌تنها از نظر شکل ظاهر و محتوا با یکدیگر متفاوتند، بلکه ساخت و پرداخت آنها نیز با هم قابل مقایسه نیست، مثل فیلم‌های کلاسیک سینما، پرستیژ هم در پرده آخر خود حرف‌های اصلی‌اش را می‌زند و باعث حیرت بیننده‌اش می‌شود. شعبده‌بازی‌های مختلف فیلم بشدت جالب توجه هستند و لذت زیادی به بیننده خود می‌دهند. کاملا مشخص است که نولان هنگام ساخت فیلم از کمک چند مشاور شعبده‌بازی کمک گرفته است. نولان به این ترتیب فیلمی خوش ساخت، شیک و مقبول ارائه کرده که بسختی می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. یکی از دلایل جذابیت فیلم بکر بودن سوژه و کاراکترهای آن است. نولان به شکلی زیرکانه نقش‌های 2 شعبده باز رقیب را به 2 بازیگر مطرح و موجه (یعنی هیو جکمن و کریستین بل) داده و با این کار مانع می‌شود که بیننده خیلی راحت و سریع دست به انتخابات بزند. یکی از این دو را به عنوان کاراکتر مورد علاقه خود برگزیند. در عین حال این دو کاراکتر مجموعه‌ای از خصلت‌های مثبت و منفی را در دل خود دارند و بیشتر خاکستری هستند تا یک آدم خوب خوب یا آدم
بد بد. این دو برای دستیابی به خواسته‌های خود دست به اقدامات عجیب و غریبی می‌زنند که هر آدم دیگری هم اگر جای آنها بود، همین کار را می‌کرد. موش و گربه به بازی این دو در دل این رقابت خصمانه (برای بیرون کردن حریف از داخل گود) موقعیت‌هایی را خلق می‌کند که بسیار تماشایی و غیرکلیشه‌ای هستند. هر حرکت یکی از این دو باعث واکنش و حرکت تازه‌ای از جانب طرف مقابل می‌شود. این واکنش‌ها و کنش‌ها شکل ویژه‌ای به ماجراها و سیر پیشرفت آنها می‌دهند و خط اصلی قصه را پیش می‌برند. تلفیق شعبده‌های مختلف با این حرکت‌ها، جذابیت خاصی به وجود می‌آورند که بشدت چشم‌نواز هستند. در این ارتباط اقدام نولان برای طرح قصه‌اش در 3 دوره مختلف زمانی معنی خاصی پیدا می‌کند. کل قصه پرستیژ درباره وسوسه‌های انسانی و قیمتی است که باید برای رسیدن به آنها پرداخت. حال و هوای علمی  تخیلی فیلم شکل‌ دیگری به آن می‌دهد و پرستیژ را از یک قطعه دوره‌ای به چیزی فراتر از یک ملودرام ماجراجویانه تبدیل می‌کند. با آن که کاراکترهای اصلی فیلم شعبده‌باز هستند، ولی فیلم تلاش نمی‌کند شیوه کار شعبده‌بازان و حقه‌‌های پشت صحنه آنان را به تماشاچی معرفی کند. حتی چند حقه‌ای که برای او فاش می‌شود نوعی تقلب و دروغ را در خودش دارد و بیننده در شگفت می‌ماند که باید آنها را قبول کنید یا خیر.

راجر ابرت، منتقد قدیمی سینما هم در نقد خود بر این فیلم می‌نویسد: «درام اجتماعی و پر رمز و راز کریستوفر نولان دقیقا درباره همان چیزهایی است که می‌خواستم در یک فیلم سینمایی که درباره شعبده‌بازی ساخته می‌شود، وجود داشته باشد. از همان صحنه‌های آغازین فیلم و حضور مایکل کیس، همه چیز به وسیله فیلمساز توضیح داده می‌شود. هر حقه شعبده‌بازی (به قول خود شعبده‌بازان)‌ 3 لایه دارد و پرستیژ هم به پیروی از این قانون، فیلمی لایه‌لایه است. با کنار زدن هر لایه، تماشاچی به نکات و چیزهای تازه‌ای می‌رسد. نولان موفق می‌شود در دل یک موقعیت واقعی، فضایی خیالی خلق و دروغ‌های خود را به شکلی ارائه کند که کاملا حقیقی به نظر می‌رسند. کارگردان بعمد فضای فیلمش را به عصر ویکتوریایی می‌برد تا بتواند حس و حال قصه‌اش را منطقی و مقبول به نمایش بگذارد. در عین حال، او به خط اصلی قصه کتاب سامرست موگهام (که فیلم براساس آن ساخته شده)‌ کاملا وفادار مانده است. نولان فضایی را که نویسنده در کتابش خلق کرده، خیلی خوب روی پرده به تصویر کشیده است. تکنیک‌هایی که کاراکترهای اصلی فیلم ارائه می‌کنند، خیلی یادآور دیوید کاپرفیلد است و حقه‌هایی که آنها استفاده می‌کنند، شباهت زیادی به حقه‌های این شعبده‌باز کلاسیک دارد. برخی از منتقدان سینمایی می‌گویند قصه فیلم در عالم واقعیت هم رخ داده و کلیت آن یک افسانه نیست، در حالی که حتی اگر بپذیریم این قصه رنگ و بویی واقعی دارد، باز هم در طول ماجراها هیچ یک از 2 شعبده‌باز حقه‌های خود را توضیح نمی‌دهند و حاضر به افشای شیرین‌کاری‌های خود و مسائل پشت پرده آن نمی‌شوند. تماشای پرستیژ برای کسانی که دوستدار شعبده‌بازها و کارهای بامزه آنها هستند، قطعا جذاب خواهد بود. کسانی هم که علاقه زیادی به این نوع چیزها ندارند هم از دیدن آن لذت خواهند برد، زیرا نولان قصه پرتنش و سراسر کشش خود را طوری تعریف می‌کند که بیننده‌اش جذب تمام لحظه‌های آن شود. این هم یک جور شعبده‌بازی است که هنرمند جادوگری مثل کریستوفر نولان می‌تواند آن را انجام دهد.

کیکاووس زیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها