خبری از کارت دعوت دایی نیست‌

سالی پرماجرا برای فوتبال ایران‌

فوتبال ایران قدم به سالی بسیار پرماجرا گذاشته است؛ سالی که در آن سرنوشت صعود کردن یا نکردنش به دور پایانی جام جهانی 2010 تا حد زیادی مشخص می‌شود و تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان کشور بخت خود را در مرحله نهایی پیکارهای قهرمانی قاره در این رده‌های سنی می‌آزمایند و تیم‌های باشگاهی ما (سایپا و سپاهان) بزودی زود می‌فهمند که تکلیف‌شان در فصل جاری جام قهرمانان باشگاه‌های آسیا چیست. البته لیگ برتر ایران نیز خرداد قهرمان فصل جاری خود را خواهد شناخت و از شهریور فصل بعدی کار خود را آغاز خواهد کرد.
کد خبر: ۱۶۶۲۲۴

اما طبق تمام محاسبات و برداشت‌ها و با هر نگاهی حضور تیم ملی ایران در دور مقدماتی جام جهانی در صدر تمامی امور قرار می‌گیرد و نتایج آن از هر چیز دیگری مهم‌تر است. تیم ملی ایران تا این لحظه 2 دیدار نخست خود را در گروه پنجم انتخابی این جام در قاره آسیا انجام داده است؛ اما سرنوشتش فقط در 4‌دیدار بعدی مشخص می‌شود و از حالا باید برای آن مسابقات دورخیز کند.

در این خصوص، ملی‌پوشان ایران طی فقط یک هفته و در تاریخ‌های 17 و 24 خرداد دو بازی متوالی را با امارات برگزار خواهند کرد و اهمیت این مسابقات در ترسیم سرنوشت تیم ما بسیار زیاد و بواقع غیرقابل توصیف است. دیدار رفت در تهران است و مسابقه برگشت در دبی خواهد بود، در پیشرفت نسبی تیم ملی امارات زیر نظر برونو متسو فرانسوی شکی وجود ندارد و اگر جز این بود این تیم چندی پیش جام خلیج‌فارس را که ویژه تیم‌های عربی این منطقه است فتح نمی‌کرد و در شروع مرحله انتخابی جام جهانی 2010 کویت را هم صفر  2 نمی‌برد.

ایران شروع بدی در این رقابت‌ها داشت و در 17 بهمن 86 در حالی در تهران با سوریه بدون گل مساوی کرد که اگر شانس نمی‌آورد و سیدمهدی رحمتی درون دروازه نمی‌درخشید، مسابقه را قطعا واگذار می‌کرد. ایران در این حدفاصل تغییر مربی داد و منصور ابراهیم‌زاده را کنار گذاشت و با هدایت علی دایی روز 7 فروردین دومین بازی‌اش را در این چارچوب روبه‌روی کویت در خاک حریف انجام داد و 5 شب پیش از آن یک بازی دوستانه و خودشناسی هم با بحرین در منامه داشت.

تغییر روال کار تیم ملی و انتقال آن از عصر امیر قلعه‌نویی و سپس منصور ابراهیم‌زاده به دوران دایی به آسانی انجام نشده و معایب و مسائلی در این ارتباط بروز کرده است که احتیاج به بررسی عمیق سرمربی کنونی تیم ملی و دستیارانش دارد. بین روش کار و نوع نگرش دایی به مسائل فوتبال ملی و نیازهای تیم ملی با نوع نگرشی که اسلاف وی داشتند، تفاوت‌های محسوسی وجود دارد و با این که اسلوب و روش بازی تیم ملی در 2 دیدارش تحت هدایت دایی با زمان کار دو مربی قبلی فرق‌هایی داشته؛ اما تغییر اساسی باورهای تیم ملی و دگرگون کردن آن لااقل در زمان اندک غیرممکن است و دایی برای این مهم (اگر اصولا اجرا شدنی باشد) به دقت بیشتری نیاز دارد.

 او تعدادی جوان را که پیش‌تر برای تیم ملی بازی نکرده بودند، به اردوی ملی فراخوانده و این نویدبخش آینده‌ای روشن‌تر برای این تیم است؛ اما تا این جوانان مثل کریمی و مهدوی‌کیا و هاشمیان شوند، باید راهی طولانی را طی کنند و همین مساله است که به ادامه سال 87 اهمیتی بیشتر و حساسیتی فزون‌تر را ارزانی می‌دارد. با چنین حال و هوایی و در حالی که در فهرست اولیه دایی برای تقابل با بحرین و کویت اسامی جوان‌ترهایی مثل زیندپور، عمران‌زاده، غلام‌نژاد، بیک‌زاده، میداوودی، خالقی‌فر و امرایی آمده بود و از محسن خلیلی و علیرضا عباسفرد هم دعوت شده بود، تیم ملی آخرین بار در روزهای 16 تیر و 20 شهریور در برابر سوریه و کویت صف‌آرایی خواهد کرد.

اما این فقط قسمت اول ماجراست و اگر ایران یکی از 2 تیم صعود‌کننده گروهش باشد، تازه باید چشم به مرحله نهایی انتخابی جام‌جهانی در قاره‌ آسیا بدوزد که با قدری فاصله در مقایسه با مرحله اول به جریان خواهد افتاد و آن مسابقات طبعا سخت‌تر و سنگین‌تر است و ایام پر ماجراتر را برای ما به تصویر خواهد کشید. در آن مرحله 10 تیم صعود‌کننده از مرحله نخست به 2 گروه 5 تیمی تقسیم خواهند شد و دوره‌ای و رفت و برگشت ستیز خواهند کرد و از هر گروه 2 تیم به طور مستقیم بالا خواهند رفت و بلیت پرواز به آفریقای جنوبی را در سال 2010 دریافت خواهند کرد. همه اینها منوط به این است که تیم ملی ایران ابتدا از معبر مسابقات مرحله اول عبور کند، ولی از آنجا که از هر یک از گروه‌های 5 گانه 4 تیمی این مرحله 2 تیم بالا می‌روند، مساله فوق و موفقیت مورد بحث قابل دستیابی است.

در این راه تیمی از سوی دایی شکل گرفته که قدری جوان‌تر از معمول است و از آزمودن نکات تازه و مردان جدید و جوانان شایق باکی ندارد. از آنجا که این جوانان جویای نام هستند و برای رسیدن به جایگاهی بالا سنگ تمام می‌گذارند، بهره‌‌های آن به تیم ملی خواهد رسید.

حرف‌‌های فوق نشان داد که دایی مثل ایام بازیگری‌اش در کار خود جدی است و تیم ملی ایران را با همت و کوشندگی فزون‌تری راهی مسابقات بعدی خود در سال 87 می‌کند. سالی که هویت فوتبال ملی ایران را از نو شکل می‌دهد و کاملا مشخص است که پر دردسر هم خواهد بود.

زیرا وقتی سوریه و امارات آن‌گونه بازی می‌‌کنند که اخیرا دیده‌ایم، باید ایده‌‌ها و خوش‌باوری‌های سابق خود را کنار بگذاریم و مثل دایی برای جنگ‌‌هایی بزرگ‌تر آماده شویم. همین ستیزها و جنگ‌هاست که بسیار فراتر از حساسیت‌های گاه کاذب لیگ داخلی و جام حذفی و حتی جام قهرمانان باشگاه‌های آسیا، سیما و سرنوشت فوتبال ملی ایران را در سالی که تازه در اوایل آن قرار داریم (و در عصر منتهی شدن بیشتر راه‌ها به دایی) روشن خواهد کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها