به بهانه انتشار کتاب «افسانه‌های افشار» گردآوری هادی غلام‌دوست‌

مه‌گون و خیال انگیز

هادی غلام دوست، نویسنده‌ 48 ساله لاهیجانی پیشتر با کتاب‌های دلواپسی (1379)، زخم (1380)، چتر قرمز (1384)، سفر تنهایی (1386)، غازهای وحشی (1386) و با چاپ قصه‌های گیلکی‌ در مجله گیله‌وا، به دوستداران ادبیات ایران معرفی شد. خلوت گزینی، بی‌علاقگی به حضور یافتن در محافل و مجالس و رنج تکه فلزها و سمومی که ارتش صدام حسین به او هدیه داده است، شرایطی فراهم کرد تا کمتر به چشم آید، ولی به جرات می‌توان ادعا کرد که به اعتبار حجم ارزشمند آثار منتشر شده و منتشر نشده‌اش و به اعتبار زبان و نگاهی که در همین آثار ارائه داده، شاخص‌ترین داستان‌نویس امروز گیلان است.
کد خبر: ۱۶۶۲۰۸

 نویسنده‌ای که خلق و خوی روستایی، انس و الفتش با ادبیات عامیانه نواحی ایران و نگاه کاوشگر و منتقدانه‌اش او را از آفت اسم‌ها و دنباله‌روی از سبک و شیوه‌های نوظهور در پهنه‌ای از ادبیات امروز، دور نگه داشته است.

هادی غلام‌دوست با سلسله داستان‌هایش که کاملا در حال و هوای شمال سیر می‌کند، ادبیات این منطقه را هم مجال نشو و نما داده است. کسانی که با کتاب‌های قبلی این نویسنده مانند دلواپسی و زخم و کتاب حاضرش با نام چتر قرمز آشنا شده‌اند، به رنگ ناحیه‌ای داستان‌هایش کاملا صحه می‌گذارند.

گرچه به گفته غلام دوست دیگ داستان گیلان روی آتش اجاق سرزمین ایران بار گذاشته شده، اما هر طبیعت برای خود رنگ و بویی دارد که خلق نظیر آن در گوشه‌ای دیگر امکان‌ناپذیر است.

داستان‌های هادی غلام‌دوست کاملا رنگ و بوی فرهنگ و طبیعت این مرز و بوم را دارد. آشنایی نویسنده با زیبایی‌های منطقه به‌گونه‌ای است که آدمی را به‌گونه‌ای باور نکردنی در فضای مناظر محیط رها می‌کند تا خواننده در فضای مهگون و خیال انگیزش غوطه‌ور شود، نه این که فقط او را به خواندن توصیفی بی جان وا دارد.

از سوی دیگر اشراف جاندار و زنده‌ نویسنده به باور‌ها و فولکلور این ناحیه نویدی است بر این که شاید ادبیات این خطه که رگه‌هایی از فرهنگ ایران باستان را در ضمیر خود نگه داشته و در سایر نقاط ایران تحت‌تاثیر فرهنگ‌های حاکم مغفول مانده است، از مرگ حتمی نجات یابد. باورهایی که پس از غبار قرون هنوز می‌تواند دل متحد یک ملت را بلرزاند و آنها را در توفانی‌ترین لحظات زندگی در امان دارد. دکتر صفا می‌گوید: «سالی که مغولان خاک ایران را با خون آبیاری کردند، ایرانیان نوروز را جشن گرفتند. این جشن معنی‌دار نشان ادامه‌ زندگی یک ملت است، یعنی که ما نمرده‌ایم.»

مراسمی مثل نوروز، شب چله و چهارشنبه‌سوری که شاید ظاهرا ساده و خرافی به نظر برسند، می‌توانند در لحظاتی حساس رگ اتحاد یک ملت را بجوشانند و یک مرگ را تبدیل به زندگی کنند.

این عرصه‌ها می‌تواند گستره‌ای باشد برای نویسنده که بسیاری از باورها و اعتقادات مردم این نواحی را توامان به ثبت و ضبط برساند. باورها و اعتقاداتی که حتی اگر هم عمیق باشند در فردای ورود قهری این گونه جوامع به عصر مدرنیته و ترقی، چاره‌ای جز عقب‌نشینی و حتی فراموشی ندارند.

«اگر آنها بتوانند یک عقرب سیاه پیدا کنند و بسوزاندش و دودش به مشام اسب برسد، حیوان خوب خواهد شد».

و گستره این گونه دوا و درمان‌ها در این اثر بسیار زیاد است و همچنین بسیار زیاد است روایات و افسانه‌ها و باورمندی‌های مردم در این جغرافیای کوچکی که گرچه خیلی از نظر مسافت با روستاها و شهرهایی که اصلا از ابتدایی‌ترین امکانات رفاهی و بهداشتی برخوردارند، دور نیست. اما زندگی فقیرانه این مردم، دسترسی نداشتن آنها به درمان و دارو و بهداشت، فاصله ایشان را به فرسنگ‌ها و سال‌ها رسانده است. هادی غلام دوست در این گستره حتی نقش خود را نه صرفا به عنوان یک رمان‌نویس، بلکه فراتر از آن تا حد یک محقق و پژوهشگر فرهنگی که به ثبت و ضبط افسانه‌ها و روایات و اعتقادات مردم می‌پردازد، ارتقا داده و براستی که خواندن این رمان چقدر برای جامعه‌شناسان و مردم شناسان نیز لازم و ضروری است تا به عمق روابط و پیچیدگی‌های زندگی مردم این منطقه به درستی پی ببرند. هادی غلام‌دوست، شیفته مردمش است. اگر نبود، محال بود بتواند این گونه ظریف و صریح به تمامی گوشه‌های زندگی این مردم سر بزند.

بتازگی نیز کتابی از این نویسنده توسط سازمان میراث فرهنگی با عنوان «افسانه‌های افشار» چاپ شده است. هادی غلام‌دوست در کتاب افسانه‌های افشار 72 افسانه کوتاه و بلند عامیانه را که در ماموریت معلمی به روستاهای دورافتاده منطقه افشار زنجان گردآوری کرده است، با طرح‌هایی مختصر و ژرف از محمدرضا ر. لاهیجی به دوستداران میراث معنوی گرانسنگ میهن ما هدیه کرده است. افسانه‌هایی ساده و صمیمی که برآیند سطوحی از نوع نگاه و جهان‌بینی انسان در مواجهه با جهان و جامعه و طبیعت‌اند؛ فهم انسانی طبیعت، تعریف رابطه انسان و جهان و درک ذهنی انسان از ساختار اجتماعی و فرهنگ جامعه.

نثر روان غلام‌دوست که طی بیش از 2 دهه تمرین و نگارش رمان‌های بلندی چون «سفر تنهایی» و «دسته‌گلی برای ماه زر» ساخته و پرداخته و جلا خورده است، ویژگی درخور توجهی است که افسانه‌های افشار را از قالب یک اثر پژوهشی متعارف بیرون آورده و در سطحی قرار داده است که برای هر خواننده‌ای دلنشین است.

نویسنده درباره زمان و مکان و چگونگی گردآوری افسانه‌های یاد شده می‌گوید:

«نگارنده این سطور در طول سال‌های (71  1362) زندگی در منطقه افشار، در کنار کار آموزگاری به روش‌های گوناگون، چه حضور یافتن در شب نشینی‌ها، جشن‌ها، عزاداری‌ها و چه در کلاس درس از زبان دانش‌آموزان و دیگر روش‌های ممکن، این افسانه‌ها را گردآوری و با رعایت کمال امانتداری ثبت نموده است».

از این نویسنده، کتاب‌های زیر آماده چاپ است:

فرهنگ مردم افشار، افسانه‌های گیلان (مجموعه افسانه)، دسته گلی برای ماه زر (رمان) و بالشی از خاک (رمان).

منابع و مآخذ در آرشیو روزنامه موجود است.

علی عبدلی‌

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها