jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۱۶۳۸۱۸   ۲۲ اسفند ۱۳۸۶  |  ۱۱:۰۵

نگاهی به وضعیت بیماری جذام در جهان

خانه دیگر سیاه نیست

سیمای بهداشتی درمانی جذام در دهه های اخیر تغییر کرده است و به این بیماری همانند دیگر مشکلات بهداشت عمومی نگریسته می شود، به طوری که بیماران به طور فزاینده ای در سرویس های خدمات بهداشت عمومی تحت درمان قرار می گیرند.

تمام کشورها به طور رسمی کلینیک های سرپایی را به عنوان پایه درمان جذام پذیرفته اند و آسایشگاه های جذام قدیمی و ننگ آور را از دور خارج کرده اند. این رویکرد خوش بینانه نیاز به حمایت قوی کارکنان بهداشتی و دیگران در تمام سطوح دارد تا درمان به طور کامل صورت بگیرد و عزت نفس بیماران تضمین شود.

با این حال ما از کسانی که مبتلا به جذام بوده اند، درمان شده اند و انتقال دهنده بیماری نیستند، اما دچار عوارض و معلولیت های ناشی از آن هستند کناره می گیریم ، در حالی که آنان مانند سایر معلولان هستند. نوع رفتار ما با آنان سبب می شود کسی که زمانی دچار بیماری بوده ، خودش را ایزوله کرده و از مردم دوری کند و این باعث افزایش مشکلات روحی و جسمی آنان می شود.

فراموش نکنیم از جمله راه های حذف بیماری جذام ، شناسایی زود هنگام بیماری و درمان دارویی به موقع و قبل از انتقال میکروب به اطرافیان و ایجاد معلولیت در بیماران است. پس باید بیماران جرات بیان بیماری خود را داشته باشند. این گزارش به بیماری جذام و مشکلات جدامیان می پردازد.

جذام طی هزاران سال بیش از هر بیماری دیگری باعث وحشت و انزوای انسان ها شده است . چینی ها از 500سال قبل از میلاد مسیح ، این بیماری را می شناختند. این بیماری 1350سال پیش از میلاد مسیح شرح داده شد که قدیمی ترین توصیف این بیماری به شمار می رود.

در تمدن های چین ، مصر و هندوستان جذام یک بیماری شناخته شده بوده است . هر چند سال هاست این بیماری در ایران تحت کنترل در آمده و مشکل بهداشتی محسوب نمی شود، اما بیماریابی زودرس و درمان سریع آن و همچنین آموزش آحاد جامعه درباره این بیماری یکی از وظایف شبکه های بهداشتی درمانی کشور محسوب می شود.

در گذشته های نه چندان دور اندکی بیش از یک قرن پیش خوره یا جذام نه بیماری که یک نفرین الهی به شمار می آمد و از گذشته های بسیار دور در تمدن های چین ، هند و مصر باستان شناخته شده بود و همواره ترس و وحشت بسیاری را در میان مردم ایجاد می کرد.

منشا این بیماری را می توان با پیدایش انسان های اولیه همزمان دانست . به دشواری می توان مبدا بیماری جذام را مشخص کرد. آثار این بیماری در اجساد مومیایی دیده و در کتاب انجیل نیز به این بیماری اشاره شده است.

علت گسترش چشمگیر بیماری جذام در اروپا طی قرون وسطی ، جنگ های صلیبی و قرن 13میلادی نقطه اوج کشتار این بیماری بود. در قرن شانزدهم ، جذام به کل از فهرست بیماری های مزمن اروپای مرکزی حذف شد. هر ساله 500هزار نفر به این بیماری خطرناک مبتلا می شوند.

در سال های نه چندان دور، بیماری جذام مساوی با تصویر وحشتناکی از نقص عضو، طرد و جدا شدن از اجتماع بود. آسیب اجتماعی این بیماری هنوز هم ادامه دارد، به نحوی که حتی شنیدن نام جذام برای برخی چندش آور است.

در اروپا به مبتلایان گفته می شد که شما برای اجتماع مرده محسوب می شوید آنان مجبور بودند لباس های خاصی بپوشند و زنگوله ای به خود ببندند که عبور آنان را از گذرها هشدار دهد.

جذام در حقیقت یک بیماری عفونی مزمن است که به وسیله یک نوع باکتری ایجاد می شود. این بیماری بیشتر پوست ، اعصاب محیطی ، مخاط دستگاه تنفسی فوقانی و چشم ها را گرفتار می کند، ولی بتدریج اعضای دیگر نیز گرفتار می شوند.

عامل این بیماری روی اعصاب حسی پوست اثر می گذارد و آنها را مختل می کند و در نتیجه نقاط انتهایی بدن بیمار مانند دست ها و پاها بی حس می شود. این عامل موجب می شود بیمار در سوختن یا بریدن های مکرر احساس درد نکند و در نتیجه ضایعات دائمی ایجاد شود. در ادامه روند بیماری ، عفونت به زخم ها افزوده و گاهی حتی نیاز به قطع عضو احساس می شود. این در حالی است که چشم ها و مخاط بینی از دیگر نقاط در معرض خطر هستند.

حمله باکتری جذام به اعصاب چشم باعث از بین رفتن رفلکس پلک زدن می شود. به این ترتیب محافظ اصلی چشم در مقابل صدمات از میان برداشته می شود و در ادامه ممکن است شخص دچار کوری شود.

تخریب مخاط بینی و از میان رفتن حالت طبیعی بینی و صورت از دیگر عوارض بیماری جذام است که برای سالیان سال باقی می ماند.

عامل بیماری جذام در سال 1873 به وسیله هانس کشف شد. در سال 1940 با کشف داروی داپسون یک موفقیت در کنترل بیماری به دست آمد که در آن بیماران به طور سرپایی تحت درمان قرار گرفتند و آسایشگاه ها جمع شدند. ولی بتدریج مقاومت در مقابل این دارو ایجاد و کنترل بیماری کند و دوره درمان طولانی شد. از سال 1981 با پیدایش رژیم های چند دارویی ، کنترل جذام که تا آن زمان غیر ممکن به نظر می رسید، به واقعیت پیوست و این درمان در میان بیماران قابل تحمل و بسیار موثر بود.

انتقال بیماری

این بیماری در هر سنی ممکن است به وجود آید، اما بیشترین شیوع سنی آن در بزرگسالان جوان است . به طوری که در مناطق بومی ، بروز سنی بیماری در سنین 20تا 35سالگی به اوج می رسد. جذام هر دو جنس را در تمام سنین مبتلا می کند، اما در بعضی نژادها بروز بیماری در مردان بیشتر از زنان است . تاثیر فقر، در بروز این بیماری به اثبات رسیده است . از نظر شغلی ، اکثریت جذامیان ایران را کشاورزان تشکیل می دهند.

جذام دارای دوره نهفتگی بسیار طولانی است که می تواند چند سال به طول انجامد. از آنجا که دوره نهفتگی بیماری طولانی است ، راه اصلی ورود عامل بیماری جذام به بدن مشخص نیست ، ولی محتمل ترین راه ، انتقال از طریق دستگاه تنفسی یا پوست است.

جذام نوع تر واگیردار است. در این نوع بیماری ، فرد بیمار در هر شبانه روز حدود 100میلیون میکروب جذام را از طریق ترشحات بینی خود به محیط خارج دفع می کند. با توجه به این که عامل جذام در بدن پشه خاکی و ساس هایی که از بیماران درمان نشده تغذیه کرده اند، یافت شده است ؛ احتمال این که بیماری از طریق نیش حشرات منتقل شود وجود دارد، ولی هنوز این مساله به اثبات نرسیده است.

95 درصد افراد جامعه در برابر این بیماری ، ایمنی طبیعی دارند و هرگز به این بیماری مبتلا نمی شوند و فقط تعداد کمی از مردم به آن مبتلا می شوند.

جذام تنها در صورت ارتباطات نزدیک و طولانی مدت در یک محیط سربسته با فرد بیماری که تحت درمان نباشد، انتقال می یابد و راه های انتقال آن از طریق عطسه یا سرفه در فضای محدود است و از طریق آمیزشی و از مادر به جنین در دوره بارداری منتقل نمی شود.

گفتنی است ، با توجه به شواهد ظاهری و آزمایشگاهی قابلیت انتقال بیماری در بیشتر موارد در عرض 3ماه پس از مصرف مداوم و منظم داپسون یا کلوفازیمین و در عرض 3روز پس از درمان با ریفامپین ، از میان می رود.

رهایی ندارند

جذامیانی که در سال های گذشته به این بیماری و عوارض آن گرفتار شده اند، هر چند اکنون بیمار نیستند ولی با تغییر شکل غیر قابل بازگشت در سیمای ظاهری دست به گریبانند و همین عامل سبب می شود آنان دچار انزوای اجتماعی شوند. جذامیان به واسطه ترس بی دلیل مردم از این بیماری به دلیل آن که بیماری شان غیرقابل علاج ، علیل کننده و مسری قلمداد می شود، از جامعه طرد و یا واکنش های شدیدی را از جانب اجتماع متحمل می شوند و علاوه بر رنج بیماری ، صدمات روحی ناشی از تنهایی را نیز تحمل می کنند.

امروزه جذام را براستی می توان بیماری فقر و محرومیت نامید. جذامیان در چرخه بسته ای از فقر گرفتار آمده اند. افراد فقیری که از تغذیه مناسب و بهداشت بهره ای ندارند، با از دست دادن مقاومت و کاهش سیستم ایمنی بدن بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند و بیماری خود به انزوای آنان در جامعه و در نتیجه به فقیرتر شدن آنها می انجامد. فقر در اینجا تنها کاهش دسترسی به غذای سالم و کافی نیست ، بلکه فقر فرهنگی را نیز می توان در زمره آن به حساب آورد، که به همان میزان فقر غذایی می تواند به ابتلا و شیوع بیماری کمک کند.

جذامیان با احساساتی چون طردشدن و خطرناک بودن دست به گریبانند.شاید یکی از ضروری ترین اقداماتی که برای امدادرسانی به جذامیان سابق باید انجام گیرد، اطلاع رسانی و شناسایی آنان به دیگر افراد جامعه است تا نگاه مردم عامی به این قشر نیازمند تغییر یابد و همچنین راه های امدادرسانی معنوی به این بیماران تسهیل شود. این بیماران بیش و پیش از آن که به کمک های مالی دیگران نیاز داشته باشند، به لبخندی مهرآمیز و دوستانه نیازمندند. با توجه به پیوستگی جذام و فقر می توان انتظار داشت که در روستاهای دوردست که دسترسی به امکانات ، آب سالم ، بهداشت و درمان وجود ندارد، می توان آثار این بیماری را یافت.

مبارزه جهانی

یکی از مهمترین دستاوردهای بهداشت عمومی در سال های اخیر پیشرفت قابل توجه در مبارزه علیه جذام از طریق به کارگیری وسیع درمان چند دارویی بوده است . کاربرد این روش موجب بهبود تمامی بیماران و کاهش معضل بیماری در کشورهایی شده است که جذام به صورت بومی در آنها وجود دارد.

این پیشرفت عمدتا به دنبال قطعنامه مجمع جهانی بهداشت در سال 1991 حاصل شد که به موجب آن تمام کشورهایی که جذام در آنها همه گیر بود، به یک هدف جهانی یعنی کاهش شیوع جذام به کمتر از یک مورد در 10هزار نفر جمعیت ، متعهد شدند. این تلاش با عنوانحذف جذام به عنوان یک مشکل بهداشت همگانی تا سال 2000مطرح شد.

این نوع هدف گذاری از نظر تامین حمایت های سیاسی برای پیشبرد و دستیابی به نتایج مورد نظر بسیار مفید بود. نتایج حاصل از تعیین اهداف فوق در این واقعیت بخوبی منعکس است ، به طوری که از سال 1985تاکنون شیوع جذام در سطح جهانی به میزان 90درصد کاهش یافته و این مهم از طریق درمان و بهبودی حدود 14میلیون بیمار جذامی در سطح جهانی به دست آمده است.

اوایل سال 2003 ، بیش از 107کشور به هدف حذف جذام رسیدند و فقط در 12کشور این مشکل همچنان باقی ماند. جذام هم اکنون مشکل 5کشور هند، برزیل ، اندونزی ، نپال و موزامبیک است که متجاوز از 83درصد شیوع و 88درصد موارد جدید جهانی جذام را تشکیل می دهند.

سازمان بهداشت جهانی می گوید: در حال حاضر 200هزار بیمار جذامی در سراسر جهان به ثبت رسیده اند و آمار موارد گزارش شده در سال های اخیر بشدت کاهش یافته و این بیماری در بسیاری مناطق تقریبا محو شده است.

در دهه های گذشته در ایران ، بیماران صدمه دیده بر اثر جذام در جذام خانه نگهداری می شدند و این آسایشگاه ها به خانه ابدی آنها تبدیل می شد. امروزه با وجود داروهای پیشرفته ، لزوم این کار احساس نمی شود زیرا افراد مبتلا به جذام ، با دوره اول مصرف دارو طی حداکثر 18 ماه ، از نظر انتقال بیماری به اطرافیان ، بی خطر محسوب می شوند. اما هنوز جامعه ، جذامیان را مانند دهه 20 نگاه می کند. باید نگاه جامعه به افرادی که بر اثر جذام به معلولیت دچار شده اند، تغییر کند تا آنان بتوانند مانند هر فرد دیگری در جامعه به زندگی خود ادامه دهند.

علی اخوان بهبهانی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
فاجعه بزرگ شروع شده است

فاجعه بزرگ شروع شده است

هورالعظیم جان ندارد. از این تالاب بین‌المللی شبحی بیشتر باقی نمانده است. لاشه هزاران ماهی و گاومیش‌هایی که در گل و لای مدفون شده‌اند از فاجعه‌ای خبر می‌دهد که پیامدهایش بیش از گذشته گریبان دیگر کلانشهرها و حتی پایتخت را خواهد گرفت.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر