نقش نهادها در توسعه

نهادها قوانین بازی یا قیدهایی هستند که از جانب نوع بشر به منظور تنظیم روابط متقابل انسان ها وضع شده اند. در نتیجه نهادها سبب ساختارمند شدن انگیزه های نهفته در مبادلات سیاسی و اقتصادی می شوند. مهم ترین کارکرد نهادها، کاهش عدم اطمینان و هزینه های مبادله در فعالیت های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی جوامع است .
کد خبر: ۱۵۹۸۲۹

نقش نهادها

نهادها، 3وظیفه مهم به عهده دارند:

1- موجب هدایت اطلاعات درباره شرایط بازار، کالاها و مشارکت کنندگان در بازار می شوند. جریان مناسب اطلاعات به بنگاه ها در شناسایی الگوها و فعالیت های پربازده و نیز ارزیابی اعتبار آنها کمک می کند. این اطلاعات همچنین به دولت ها برای تنظیم مقررات مناسب کمک می کنند. در نتیجه نهادها می توانند بر تولید، جمع آوری ، تحلیل ، بازبینی و توزیع یا خودداری از توزیع اطلاعات و دانش برای مشارکت کنندگان در درون و میان جوامع و بازارها تاثیر بگذارند. نهادهایی که بر توزیع عادلانه اطلاعات تاثیر می گذارند، عبارتنداز: بنگاه های حسابداری دفاتر اسناد اعتباری و مقررات دولتی درباره محدود کردن رسانه ها در افشای اطلاعات .

2- نهادها حقوق مالکیت و قراردادها را تعریف کرده و تعیین می کنند که چه کسی باید چه چیزی را و چه زمانی کسب کند. آگاهی افراد جامعه درخصوص حقوق خود در زمینه دارایی ها و درآمدهایشان و توانایی حفظ این حقوق از جمله حقوق بخش خصوصی نسبت به دولت برای توسعه بازار بسیار با اهمیت است . نهادها می توانند احتمال بروز اختلاف را کاهش دهند و به اجرای قراردادها کمک کنند. نمونه هایی از این نهادها عبارتند از: قانون اساسی ، نظام قضایی و مجموعه ای کامل از شبکه های اجتماعی .

3- موجب افزایش یا کاهش رقابت در بازارها می شوند. رقابت انگیزه هایی را به مردم می دهد تا فرصت های خود را به طور برابر گسترش دهند. در بازارهای رقابتی احتمال این که منابع براساس سودمندی یک طرح و نه روابط سیاسی و اجتماعی یک کارآفرین ، مورد استفاده قرار گیرد، بیشتر است . درجه رقابت همچنین موجب تحریک نوآوری و رشد اقتصادی خواهد شد، ولی گرچه برخی از نهادها رقابت را تسهیل می کنند، نهادهای دیگر مانع از آن می شوند. با برقراری محدودیت های قانونی فراوان برای ورود به بنگاه های جدید بازار، دولت ها می توانند مانع از رقابت شوند و با سازماندهی فعالیت های بازار در اطراف یک گروه محدود از مشارکت کنندگان فرصت های پیش روی این گروه حتی با وجود این که رقابت سخت تر شده است ، ممکن است افزایش و فرصت های افراد خارج از گروه کاهش یابد.از طریق این سه وظیفه تمام ساختارهای نهادی توزیع دارایی ها، درآمدها و هزینه ها و نیز انگیزه های مشارکت کنندگان در بازار از طریق حقوق توزیعی برای کارآمدترین کارگزارها، نهادها می توانند بهره وری و رشد را تقویت کنند.

برای مثال ، با تحت تاثیر قراردادن مشوق های سرمایه گذاری از طریق تقویت حقوق مالکیت ، نهادها می توانند بر سطوح سرمایه گذاری و انتخاب فناوری جدید تاثیر بگذارند. با تعیین حقوق بازاری ، مثلا از طریق قانون رقابت ، نهادها موجب محدود شدن رانت های تولیدکننده می شوند و از مصرف کنندگان در مقابل قیمت های بالا حمایت می کنند و از طریق روشن کردن حقوق مربوط به اشکالات موجود در بازارها، نهادها می توانند به طور مستقیم زندگی مردم فقیر را تحت تاثیر قرار دهند. برای مثال ، با ارائه اسناد رسمی به مردم فقیری که حقوق مالکیت آنها از سوی وام دهندگان به رسمیت شناخته نشده است ، به آنها اجازه می دهد تا استقراض و سرمایه گذاری کنند.نهادهای کارآمد نهادهایی هستند که سازگار و با انگیزه هستند.

نهادهای دارای ساز و کارهای اجرایی درونی به دلیل این که یک نظام پاداش و جریمه متقابل شناخته شده وجود دارد، نهادهای کارآمدی هستند. یک موضوع مهم در طراحی نهاهای عمومی اطمینان از این است که انگیزه هایی که ایجاد شده است به طور واقعی منجر به رفتار نامطلوب شود.مثلا تجربه نشان می دهد بیمه سپرده ها که برای حمایت از سپرده های افراد در مقابل خطرهای ذاتی ناشی از نهادهای مالی طراحی شده ، می تواند موجب تضعیف انگیزه های مدیران مالی برای پرداخت وام به صندوق های سپرده گذاران به طور محتاطانه شده و به ریسک پذیری گسترده منجر شود.

چه کسی نهادها را ایجاد می کند؟

با توسعه اقتصادها، برای حمایت از مبادلات پیچیده در حال افزایش ، نهادها نیز تکامل می یابند. این تکامل می تواند از تغییرات در نهادهای موجود حاصل شود، ولی همچنین می تواند ناشی از ایجاد یا بنا نهادن نهادهای جدید باشد. نهادها از سوی دولت ایجاد می شوند، ولی بازیگران فعال در جامعه و فعالان اقتصادی و بازیگران بازارهای بین المللی نیز در ایجاد نهادها نقش دارند.هنگامی که دولت ها به ایجاد نهادهای جدید اقدام می کنند، به موفقیت های زیادی دست می یابند؛ منافع گروه های خصوصی نیز می تواند در ایجاد نهادها نقش داشته باشد. این منافع همچنین می تواند محرک یا مانع تغییرات نهادی ، به صورت انفرادی یا مشارکتی باشد. همچنین سازمان های بین المللی نیز می توانند به عنوان نیرویی مهم برای تغییرات نهادی عمل کنند. آنها همچنین در کمک به ایجاد نهادهای مناسب با نیازهای کشورهای درحال توسعه موفقیت های متفاوتی داشته اند.

ریشه های نهادگرایی

اگر به ریشه های اندیشه نهادگرایی رجوع کنیم ، به آدام اسمیت و دیگر بنیانگذاران علم اقتصاد می رسیم . این اقتصاددانان توجه ویژه ای به نهادها داشتند. نهادها در واقع قواعد و قوانینی هستند که رفتارهای اقتصادی مردم را معین می کنند، یعنی رفتارهای اقتصادی جامعه در چارچوب نهادها معین می شوند. بنابراین توسعه اقتصادی منوط به این خواهد بود که نهادهای موجود در کشور برای توسعه اقتصادی مناسب هستند، یاخیر؟! آدام اسمیت می گوید: اگر در جامعه نهادهای آزاد مشوق تولید وجود داشته باشد، ثروت تولید شده در جامعه بیشتر می شود و جامعه رشد می کند و ثروت ملل افزایش می یابد.

اقتصاددان های اولیه اقتصاددان هایی نهادگرا بودند؛ اما بتدریج که علم اقتصاد در اواخر قرن 19و اوایل قرن 20دقیق ترو فرمالیزه می شد، توجه به نهادها در بخشی از علم اقتصاد کمتر می شود. توجه و تمرکز بیشتر روی عملکرد نظام اقتصادی و به اصطلاح ، تخصیص منابع قرارمی گیرد؛ اما خود نهادها که عملکرد نظام اقتصادی مبتنی بر آنهاست ، در سایه قرار می گیرند و کمتر به آنها توجه می شود.

سید حسین امامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها