درباره فیلم کنعان

پایان ناتمام

تجربه موفق مانی حقیقی با اصغر فرهادی در چهارشنبه سوری شاید بهانه ای شد تا این بار خود مانی حقیقی آن تجربه را در روایت قصه ای دیگر که از بن مایه های مشترکی نیز برخوردار بود، محک بزند و «کنعان» را که البته هنوز دلیل عنوانش همچون رازی سربسته مانده است ، بسازد.
کد خبر: ۱۵۹۶۰۱
فیلم با نگاه غمگین مینا به دوربین آغاز می شود که با لانگ شات به عقب نشان می دهد که چاه آشپزخانه گرفته و گیر کرده است. دقیقا عین زندگی خودش که انگار چیزی لای چرخش گیر کرده و نمی گذارد او به جلو نگاه کند و به راهش ادامه دهد. کنعان قصه بحران میناست که 10سال پیش در فضای دانشجویی ، مرتضی را به همسری برگزیده و به خاطر این عشق حتی از ادامه تحصیل باز مانده است ، اما امروز همه آن عشق و دوست داشتن ها تمام شده و به انتها رسیده است.

حالا او دیگر نمی خواهد وقتی صبح از خواب برمی خیزد ، انسان دیگری را ببیند و کسی منتظرش باشد. همان داستان دلزدگی و ملال و پریشانی که در انتهای قصه های عاشقانه ، تکرار می شود. همین به هم ریختگی و آشفتگی روابط انسانی و اختلاف زناشویی ، بن مایه اصلی کنعان را شکل می دهد. خرابی آسانسور، ساختمان در حال رنگ شدن و به هم ریخته طبقه پنجم نشانه هایی از این آشفتگی است که بحران های درونی قهرمان قصه را بازنمایی می کند و تجسم می بخشد. ظاهرا میان مینا و علی رضوان ، همکلاسی های سابق و رفیق مشترک او و مرتضی ، عشق و علاقه ای پنهان بوده و شاید مینا به خاطر موقعیت اجتماعی و علمی مرتضی به عشق واقعی خود پشت کرده و امروز پس از 10سال از راهی که آمده پشیمان شده و به بن بست رسیده است.
کارگردان کدهای متعددی برای این رمزگشایی گذاشته ، از جمله دیالوگ هایی که بین علی و مینا درباره گذشته و خاطرات دانشجویی رد و بدل می شود.

مینا از این که علی طی این سال ها عوض نشده به نشانه مثبت یاد می کند یا در صحنه ای که خواهر مینا از علی راجع به ترک تحصیلش و علت آن می پرسد، علی پاسخی نمی دهد. عشق مینا به علی هنوز آنقدر باقی است که او در اوج عصبانیت و کلافگی از این که به منزل علی برود و به گل هایش آب دهد، دریغ نمی کند؛ اما این بخشی از درماندگی میناست.

بخش دیگری از خلاهای درونی وی در کشمکش و دعوا با خواهرش آذر درباره گذشته ، خانواده و این که چه اتفاق های تلخی را پشت سر گذاشته اند، بازنمایی می شود. در واقع کارگردان با به تصویر کشیدن این صحنه و برملا کردن وقایعی که بر قهرمان شکسته قصه اش گذشته به عمق این بحران و لایه های درونی تر شخصیت مینا راه می یابد و تزلزل روحی وی را عمق می بخشد. آذر هم حال و روزی بهتر از مینا ندارد. او هم فرزندش را از دست داده و از همسرش جدا شده و حتی یک بار خودکشی هم کرده است ، اما هیچ یک از کاراکترهای قصه ، موقعیت کنونی خویش را به گردن نمی گیرد و هر کدام دیگری را در ایجاد این بحران مقصر می دانند.


سیدرضا صائمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها