با ناصرحجازی مدیر فنی این روزهای استقلال

سال آینده با سرمربیگری برمی گردم

در میان مربیانی که در نیم فصل اول لیگ هفتم حرفه ای کار خود را از دست دادند، ناصر حجازی قصه متفاوتی دارد.
کد خبر: ۱۵۹۵۹۳
او که برای آبی پوشان فوتبال ایران یک اسطوره محسوب می شد، یک تیم ناهماهنگ و جوان را تحویل گرفت ، اما از همان هفته های ابتدایی ، انتقادها از ناصر حجازی شروع شد. تیمی که 16بازیکن جدید در ترکیب خود می دید متهم به ارائه فوتبال ضعیف شد و این در کنار حاشیه های موجود در تیم پرطرفدار استقلال باعث کنار رفتن حجازی از نیمکت مربیگری این تیم شد. او الان مدیر فنی این تیم است و به قول خودش به خاطر استقلال ، نامهربانی ها را تحمل کرده و حاضر شده است کنار تیم بماند تا نتیجه مطلوب حاصل شود. گفتگوی «جام جم» با ناصر حجازی پیش روی شماست.

سال هاست یک دروازه بان مطمئن برای تیم ملی پیدا نکرده ایم. فوتبال امروز با آن روزها چه تفاوتی دارد؟

الان خیلی آسان تر شده است. نسبت به زمان ما هم امکانات بهتر شده و هم پول بیشتری وارد فوتبال می شود. مشکلات اقتصادی دغدغه اصلی جوانان است ، اما زمان ما بالاترین انگیزه چاپ شدن عکس در روزنامه ها بود. این روزها محرک ها خیلی زیاد است ، مثلا تمام بازی ها پخش مستقیم می شود، اما آن زمان 6ماه یک بار تلویزیون ما را نشان می داد.

در فوتبال امروز، خیلی از جوانان می خواهند با رابطه و رشوه وارد تیم ها شوند. آیا می توانند موفق شوند؟

اگر مطرح شدن بازیکن روی رابطه و عدم لیاقت باشد پس از یکی دو سال محو خواهد شد؛ اما اگر فوتبالیست اصولی و با تمرین های درست بالا بیاید در ورزش پایدار می ماند. پارتی بازی هیچ وقت باعث پیشرفت فوتبالیست نمی شود.

و اگر مربی در این قضیه موثر باشد؟

در واقع آن مربی فوتبال آن جوان را از بین می برد. من اگر مقامی در فوتبال داشتم ، گردن این مربی را می زدم. امیدوارم در کشور ما چنین مربیانی وجود نداشته باشند، اما اگر واقعا یک مربی پول بگیرد تا یک بازیکن را به تیمش بیاورد باید ریشه اش از فوتبال این مملکت قطع شود.

مربیان شما در پیشرفت فوتبالتان تاثیر زیادی داشته اند؟

بدون شک تمام مربیانم به من درس زندگی و فوتبال داده اند. شاید اگر رایکوف به فوتبال ایران نمی آمد و حمایت های بی دریغ او نبود من ، ناصر حجازی نمی شدم.

پس شانس آوردید که رایکوف به فوتبال ایران آمد؟

50 درصد زندگی شانس است. اگر شانس نداشتم یک کارمند معمولی می شدم نه یک فوتبالیست و مربی موفق. بعضی وقت ها خدا یک نفر را به عنوان یک وسیله در زندگی انسان قرار می دهد و آن وسیله «شخص» باعث پیشرفت می شود و البته انسان باید لیاقت داشته باشد و از آن وسیله به بهترین شکل استفاده کند. اگر این شانس به من رو نمی کرد و رایکوف به فوتبال ایران نمی آمد نمی توانستم به موفقیت چشمگیری برسم.

چرا اینقدر فوتبالتان را مدیون رایکوف می دانید؟

رایکوف یک سال کامل از فوتبال من حمایت کرد. در این مدت گل های بدی خوردم و خبرنگاران زبردستی مثل آقایان اسداللهی و زاهدی بیشترین انتقادات را از من کردند، اما رایکوف مقابل آنها ایستاد و گفت من به این جوان اعتقاد دارم ؛ البته او در وجود من یک چیزی دیده بود که این همه از من حمایت می کرد. او با حمایت هایش دهان مخالفان من را بست و باعث پیشرفت کار من شد.

ولی در دوره آخر مربیگری تان در استقلال حمایت کافی از شما نشد؟

رفتن 15بازیکن از تیم سال گذشته استقلال ، باعث شده شیرازه تیم از بین برود. متاسفانه آقایان توقع بیجا از من داشتند. در عرض سه چهار ماه نمی توانستم کاری انجام دهم. سپاهان 3سال است که تیم یکدست و هماهنگی دارد و کم کم به نتیجه گیری مطلوب می رسد، اما اگر حمایت کافی از من می شد همین استقلال را درست می کردم.

اماتماشاگران تا آخرین بازی از شما حمایت کردند.

اعضای هیات مدیره باشگاه و همکاران شما در رسانه ها باید حمایت می کردند. برخی با غرض ورزی و کینه توزی قصد ضربه زدن به استقلال را داشتند. آنها می خواستند شخصیت ناصر حجازی را از بین ببرند و گرنه خوب می دانستند که باید به من فرصت بیشتری بدهند.

بازی استقلال با پیکان ، یادآور بازی استقلال سایپای سال 1378 بود.

مردم مرا می شناسند. اهل دودوزه بازی و ریاکاری نیستم. اگر گفتم می خواستند به من ضربه بزنند مطمئن باشید که چنین چیزی بوده. بعد از 8سال مشخص شد که علیه من توطئه کردند. در این مدت می گفتند حجازی همیشه دنبال پیدا کردن خائن است ؛ اما معلوم شد که خائن وجود داشته است. در بازی با پیکان هم همان نقشه بود، ولی مردم شناخت خوبی از شرایط داشتند و به خوبی مقابل این جریانات ایستادند.

اگر در استقلال امسال هم بازیکن خائن وجود داشت ، چرا آنها را معرفی نکردید؟

منظورم این نبود. اگر هم بازیکن خائن بود باید با وجدانش کنار بیاید. من خودم را وارد این جزییات نمی کنم.

بر عکس اعضای هیات مدیره ، فتح الله زاده به عنوان مدیر عامل حمایت خوبی از شما کرد.

تنها کسی که پشت من را خالی نکرد فتح الله زاده بود، اما متاسفانه 8نفر دیگر در کار او دخالت می کردند. از هفته سوم به بعد هر کدام از آقایان نام یک مربی را مطرح می کردند و این مصاحبه ها باعث نتیجه نگرفتن استقلال شد.

اگر به شما اعتقاد نداشتند چرا سرمربی استقلال شدید.

مشکل من هم همین بود. من خیلی خوشحال می شدم از همان روز اول می گفتند ما به فلانی اعتقاد نداریم. می توانستند نظر فتح الله زاده را وتو کنند و به سرمربیگری من در استقلال رای ندهند. اگر از قیافه من خوششان نمی آمد، از همان هفته اول شخص دیگری را روی نیمکت استقلال می نشاندند. قبل از آغاز این فصل از یک تیم لیگ یکی پیشنهاد داشتم و تا پای امضای قرارداد هم پیش رفتیم. همان موقع مرد و مردانه می گفتند نیا. من هم با آن تیم قرارداد می بستم. مصاحبه های اعضای غیر فوتبالی هیات مدیره علیه من ضربه وحشتناکی به پیکر استقلال وارد کرد.

به اول فصل برگردیم. چه کارهایی کردید که دیگر نمی کنید؟ باز هم همین نفرات را جذب می کردید؟

بله. همین نفرات را می گرفتم. یک تیم که 16بازیکن جدید می گیرد تا حدودی دست بسته می شود. ضمن این که پیروز قربانی ، امیر حسین صادقی و وحید طالب لو هم به پایان قراردادشان رسیده بودند، پول هم نداشتیم که به آنها بدهیم ، اما آنها به خاطر استقلال ماندند. اگر آنها می رفتند در حالی که بیشتر از 5بازیکن لیگ برتری نمی توانستیم بگیریم ، دچار اوضاع به مراتب بدتری می شدیم. با این اوصاف تیم بسیار خوبی را بستیم.

پس استقلال 86 کمبود مهره نداشت؟

این تیم سال آینده بهترین تیم ایران می شود. کاش به من فرصت می دادند تا خودم این تیم را درست کنم. اگر تا آخر فصل به من فرصت می دادند و می گذاشتند یک سال کار خودم را انجام دهم ، صددرصد استقلال نتیجه می گرفت ؛ اما فکر کردند اگر استقلال موفق شد تکان دادن ناصر حجازی کار خیلی سختی می شود در نتیجه تصمیم گرفتند به من ضربه بزنند. در کشور ما با این فرهنگ غنی چنین برخوردی خیلی عجیب بود.

پرسشم را به گونه ای دیگر مطرح می کنم. الان که نیم فصل دوم شروع شده ، دوست داشتید کدام بازیکن تیم های دیگر را به خدمت می گرفتید؟

هر چه فکر می کنم نامی به ذهنم نمی رسد. ما بازیکنان جوان و خوبی را استخدام کردیم ، بازیکن هایی که لیاقت پوشیدن پیراهن استقلال را داشتند. روانخواه 21 ساله و پژمان منتظری 24ساله را گرفتیم و برهانی را که تمام تیم ها دنبالش بودند به استقلال آوردیم. فرهاد مجیدی را پس از 7سال حضور در لیگ امارات به استقلال برگرداندیم ، ضمن این که مهره های اصلی استقلال را هم حفظ کردیم. پیروز، امیر حسین و طالب لو در آستانه جدایی از باشگاه بودند.

و بازیکنانی که از لیگ دسته یک به استقلال آمدند؟

آنها هم از بهترین های تیم های خودشان بودند. اصغر نادعلی بهترین گلزن بود و کوشکی هم سال گذشته یک تنه استقلال را از جام حذفی کنار زد، بیات را هم از امیدها به تیم اصلی منتقل کردیم که الان پس از 18هفته به صورت ثابت بازی می کند.

وقتی از نیمکت استقلال فاصله گرفتید چند برد خوب به دست آوردید؟

چون به من گفتند فقط تا پایان نیم فصل به تو فرصت می دهیم. اگر یک آدم فوتبالی به من فرصت می داد، ناراحت نمی شدم ، اما آقایان از فوتبال چه می دانستند که به من فرصت می دادند. رفتم بالا روی سکوها نشستم تا اعتراضم را به آنها بفهمانم. اگر این تنش ها نبود استقلال در پایان نیم فصل اول ، سوم جدول می شد و با قدرت به کار خود ادامه می دادیم.

شاید به خاطر رفاقت با فتح الله زاده بود که از استقلال جدا نشدید؟

من در استقلال منافعی نداشتم. نه درآمد آنچنانی داشتم و نه قرارداد عجیب. تازه نصف مبلغ قراردادم را هم بیشتر نگرفته ام ، که اگر در تیم دیگری مربیگری می کردم تمام پولم را سروقت می گرفتم. در ضمن به استقلال نیامدم که معروف شوم. کمک من و استقلال به هم دو سویه بوده است. شما نگاه کنید غیر از من هزاران بازیکن دیگر پیراهن استقلال را تن کردند، اما هیچ کدام ناصر حجازی نشدند. به خاطر خصوصیاتم بوده است. فتح الله زاده هم اخلاق مرا می دانست که از من حمایت کرد. برای کمک به این تیم آمده بودم و دلیلی نداشت جدا شوم.

فیروز کریمی در نیمه راه به استقلال آمد و نتایج به نسبت موفقی هم کسب کرد. او چه کرد که شما نکردید؟

خوشبختانه فیروز کریمی تیمی را در دست گرفته که جوان و دونده است و نفرات آن پس از 18بازی با هم هماهنگ شده اند. اول فصل بازیکنان استقلال هر کدام ساز خود را می زدند و این برای تیمی که 80درصد آن برای اولین بار کنار هم بازی می کردند، طبیعی بود. جوانانی که ابتدای فصل به استقلال آمدند با بازی در این تیم به تجربه لازم رسیده اند و این ، کار کریمی را راحت تر می کند. پولادی ، روانخواه ، منتظری و... جوانان بااستعداد و آینده داری هستند.

پس به کار فیروز کریمی اعتقاد دارید؟

البته ، امیدوارم او با تلاش و زحمت خالصانه کارش را ادامه دهد و استقلال را به موفقیت برساند. هدف همه ما نتیجه گرفتن استقلال است.

این شیوه طنز فیروز کریمی که تمام مسائل جدی را شوخی می گیرد می تواند برای سرمربی استقلال مفید باشد؟

وی شخصیت مخصوص به خود را دارد و لابد فکر می کند با این روش موفق تر است و البته او با این سن و سال دیگر تغییر نمی کند. من به او احترام می گذارم. اما پیشنهادم به او این است که چون به یک تیم بزرگ و پرهوادار آمده است ، با کم کردن این شوخی ها محبوبیت خودش را بیشتر کند. بعضی حرفها برای سرمربی استقلال خیلی جالب نیست.

ناصر حجازی با این سابقه طولانی مربیگری در 25سال گذشته ، هیچ وقت در تیم ملی ایران امتحان نشد. دوست داشتید سرمربی تیم ملی می شدید؟

شاید نمی خواستند من نفر اول فوتبال ایران شوم وگرنه به قول شما یک بار مرا آزمایش می کردند. من هم می توانستم مربی تیم ملی شوم ، اما شاید به همین دلیل که مجبورم کردند در 29سالگی از فوتبال دور شوم ، در تیم ملی هم فرصت مربیگری به من داده نشد. مردم از اهداف مخالفان من آگاهند.

چند سال دیگر می توانستید دروازه بانی کنید؟

یازده ، دوازده سال دیگر هم دروازه بان اصلی تیم ملی می شدم. کار دروازه بان از 28 - 29 سالگی شروع می شود، اما شرایط برای من به گونه ای پیش رفت که مجبور شدم خداحافظی کنم. اگر می ماندم رکورد بازی ملی تمام بازیکنان دنیا را می شکستم.

از کدام مخالفان حرف می زنید؟

از مخالفان فوتبال ناصر حجازی ، هر دم خواستند نسخه ما را بپیچند و ما را به فراموشی بسپارند یک اتفاق مانع این کار شد. خواستند نامردی کنند، اما از طرف AFC ناصر حجازی دروازه بان دوم قرن آسیا انتخاب شد. اگر AFC مرا از یاد می برد در ایران هم از یادها می رفتم ، در حالی که 29سالگی از تیم ملی کنار رفتم و اگر حسادت بعضی ها نبود، بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران می شدم. دوباره خواستند گرد فراموشی بپاشند، این بار فیفا اعلام کرد ناصر حجازی چهلمین دروازه بان برتر قرن دنیاست. اینها همه لطف خداست ، چون من ریاکار نیستم.

همین دشمنان می گفتند حجازی آدم پولکی است.

در تمام این سال ها خیلی کارها می توانستم بکنم. همین امسال که به استقلال آمدم خیلی راحت می توانستم با پذیرش بازیکنان سفارشی چهارصد پانصد میلیون پول به جیب بزنم. هر روز دلال ها با من تماس می گرفتند، اما اگر این کار هم را می کردم دیگر ناصر حجازی نبودم. آن وقت وجدانم ناراحت بود و اعتبارم را هم از دست می دادم. خدا شاهد است هر وقت خواستم سمت این مسائل بروم ضمیر ناخودآگاهم مرا نهی می کرد. وقتی به آبرویم فکر کرده ام از خیرش گذشته ام.

یعنی هیچ وقت نیاز مالی به شما غلبه نکرده است؟

چرا، اما حتی اگر وضع مالی خرابی هم داشته ام ، نخواستم از آبرو و احترامم کم شود تا پول به دست آورم. حتی بعضی وقت ها به همسرم گفتم حسرت اوضاع خوب مادی کسی را نخور. خدا به ما همه چیز داده است ، سلامت خودمان و فرزندانمان به یک دنیا می ارزد. به همین خاطر همیشه مقابل پروردگار سرتعظیم فرود می آورم. اگر خیلی پول ندارم ، اما آبرویم حفظ شده است.

چرا بخش عمده ای از قدیمی های استقلال چشم دیدن یکدیگر را ندارند؟

صادقانه می گویم ، اول فصل می خواستم تمام استقلالی ها را دور خود جمع کنم. آنها که با بی پولی این تیم ساختند و برای این تیم زحمت کشیدند؛ اما متاسفانه هیات مدیره مانع این کار شد. من هم مجبور شدم به خاطر فتح الله زاده قبول کنم.

رضا احدی ، نامجو مطلق ، روشن ، ورمزیار و... را به استقلال می آوردم. مگر الان کریمی ، الهامی و اعتماد مقدم استقلالی اند؟ بعضی وقت ها فکر می کنم اشتباه کردم که ماندم.

در جایی از قول شما خواندم که از حفظ مرفاوی هم در کادر فنی ابتدای فصل پشیمان شدید.

بله. اعتماد من به او بیش از حد و اشتباه بود. تمام اهالی مطبوعات و کارشناسان فوتبال به من گفتند مرفاوی را به کادر فنی نیاور، اما من نه تنها او را آوردم ، بلکه اختیارات تام به او دادم. می توانستم کسانی را که به قول آقایان مرید من بودند بیاورم ، اما گفتم صمد شاگرد من بوده و سال گذشته هم برای استقلال زحمت کشیده است. شاید دل رحمی بیش از حد بزرگ ترین اشتباه من بود.

اختلاف شما با مرفاوی سر چه بود؟

او باید جواب اعتماد من را می داد، اما در هفته های آخر حس کردم اوضاع به گونه ای است که شاید حضور او به تیم ضربه بزند و من هم جلوی ضرر را گرفتم. متاسفانه او با دل و جان برای تیم تلاش نمی کرد.

می گویند مشکل شما با امیر قلعه نویی قدیمی و ریشه ای است؟

امیر، بازیکن من بود. وقتی او را کنار گذاشتم که فکر کردم اگر بیشتر بماند از محبوبیتش کم می شود. خودم به او گفتم بیا کنار من و کار مربیگری را یاد بگیر. خوشبختانه چون بااستعداد بود زود یاد گرفت. توقعی هم از او نداشتم. من برای قلعه نویی کار مثبت انجام دادم. اگر می خواستم او را خراب کنم می گذاشتم 3سال بیشتر بازی کند، اما دیگر آن امیر قلعه نویی محبوب نمی شد.

اما همه می دانند که الان با او اختلاف دارید.

از کسی کینه ندارم. اگر داشتم مدل دیگری زندگی می کردم. من دوست دارم انسان ها رک و روراست باشند و اگر حرفی دارند جلوی روی آدم بزنند. من از او بزرگ ترم و حق دارم انتظار داشته باشم او پاپیش بگذارد تا کدورت ها برطرف شود. در خانه من و آغوش من همیشه به روی امیر باز است.

در برنامه 90علیه رضا رجبی هم صحبت کردید؛ اما قبل از این با او خوب بودید.

راجع به رجبی هم اشتباه کردم. اول فصل می خواستم او را هم به استقلال بیاورم. اگر نامجو و احدی را می آوردم او را هم می آوردم ؛ اما گفتم که شرایط مناسب نبود، رجبی همیشه به من وفادار بوده و اگر هم حرفی زده تحت شرایط خاص بوده است.

اگر در جلسه مربیان و فدراسیون فوتبال شرکت می کردید به مربی ایرانی رای می دادید یا مربی خارجی؟

هرگز به این جلسات نمی روم. اگر هم دعوت می کردند نمی رفتم ، چون می دانستم در نهایت کار خودشان را می کنند. می خواهند از ما به عنوان عروسک استفاده کنند. برای مربیان ایرانی متاسفم که گول آقایان را می خورند. این بار هم خردجمعی را به گونه ای دیگر پیاده کردند!

حالا برای تیم ملی مربی ایرانی را قبول دارید یا مربی خارجی (البته در شرایط فعلی)؟

من که هفته ها پیش نظرم را گفتم. باید قلعه نویی را بر سر کارش برمی گرداندند. او از لحاظ فنی هم برای تیم ایران چیزی کم نداشت. شما مربیان بادانش و علم روز دنیا را در نظر بگیرید، مثلا رافا بنیتس ، فرگوسن یا مورینیو در صورت دریافت پول هنگفت می توانند شموشک را قهرمان ایران کنند یا حتی جزو تیم های اول تا ششم کنند؟ سطح فوتبال ایران همین است ، فوتبال را که نمی شود با آمپول تزریق کرد.

پس به انتخاب کلمنته برای فوتبال ایران اعتقاد ندارید؟

چرا او اسم و رسم دار است ، اما باید قرارداد او مشروط باشد و مرحله به مرحله تمدید شود. اگر خدای نکرده تیم به جام جهانی صعود نکرد، او می ماند و یک قرارداد 2 ساله و باید در ویلایش بنشیند تا زمان تمام شود، ماهم پولمان را دور ریخته ایم. ضمن این که او باید همیشه در ایران باشد و بازی های لیگ را هم از نزدیک نگاه کند. مهمانی که نمی آید.

منتظر بازگشت ناصر حجازی برای سرمربیگری یک تیم باشگاهی باشیم؟

چراکه نه. می گویند پیر شده ام ، اما از لحاظ شرایط جسمانی از خیلی از مربیان بهترم. مربیان دیگر با شرایط سنی بالاتر از من در لیگ مربیگری می کنند. من هم سال آینده با یک تیم دیگر شروع می کنم چون کارم این است. من چهار پنج سال در خارج از کشور مربیگری کرده ام. حتی پیشنهاد هدایت تیم ملی نپال را رد کردم.
مطمئن باشید دوباره قابلیت های فنی ام را در مربیگری به اثبات می رسانم.

شما یکی از 2 دروازه بان برتر تاریخ ایران هستید. در حال حاضر بهترین دروازه بان ایران کیست؟

پنج شش دروازه بان همسطح در فوتبال فعلی ایران وجود دارد و نمی توان بهترین را از میان آنها انتخاب کرد. شاید اگر با آنها سه چهارماه تمرین کنم بتوانم یکی را انتخاب کنم.
دروازه بانی 50درصد موفقیت تیم است و کسی که در چارچوب دروازه می ایستد باید آماده وخوشفکر باشد. اگر طالب لو امسال مثل سال گذشته توپ می گرفت استقلال با اختلاف صدرنشین لیگ بود. او در دروازه بانی آینده بسیار روشن دارد.

دروازه بان ها همیشه به عنوان مقصر شماره یک در شکست ها معرفی می شوند.

دروازه بان بدبخت است. اگر در طول بازی چند توپ خوب دفع کند، اما یک گل ناجور بخورد همه کاسه کوزه ها را سر او می شکنند. این در ذات دروازه بانی است.


امیرحسین متقی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها