در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایادی مشت بر دهان خورده: اوا مسی، یه وقت مریض نشی.
مسی: یعنی من خواب نمیبینم؟ یعنی تو واقعا اومدی سراغ من؟ میخوای با من مصاحبه کنی؟ اونم واسه کجا؟ نسل سوم؟ اوه مای گاد... خدایا ازت ممنونم (شروع می کند دور زمین چرخیدن).
ایادی: کجا؟ بیا بینیم بابا! همینم مونده با این هیکل دنبال تو هم وسط این زمین بدوم، بیا آقا جان، بیا برادر من، ای بابا، گیر چه کسی افتادیما، آقای مسی، الهی که حلبی بشی، بیا دیگه... ای هوار....
مسی: تورو خدا خون خودت رو کثیف نکن، آخه این خبر منو درست به اندازه اون گل معروفم خوشحال کرد.
ایادی: همون که گفتند مثل مارادونا بود.
مسی: ای ول، یادته؟ آره.
ایادی: حالا اونا گفتن، تو چرا باورت شد؟
مسی: ها؟ یعنی میخوای بگی نبود؟
ایادی: چرا بابا، بود. ولی راستش من هر چی فکر کردم نفهمیدم این کجاش افتخار کردن داره؟
مسی: یعنی چی؟ چرا افتخار کردن نداره؟
ایادی: آخه که چی؟ حالا مثه علی دایی ما گل میزدی یه چیزی! کلی پرستیژ داره. آقای گل جهان که هست، ماشاءالله مهندسم که هست، همه چیز تموم! چیه اون مرد کوکائینی... والا....
مسی: من اجازه نمیدم در مورد اسطوره ملی ما اینجوری حرف بزنی، تو حق نداری.
ایادی: خب حالا مثلا اجازه ندی میخوای چیکار کنی؟ بزنم اون پاتم شل و پل کنم باز دست رایکارد بمونه توی پوست گردو، بشین بینم، اهه، بچه پررو.
مسی: ... .
ایادی: خب، قبول دارم یه کم تند رفتم. حالا اینقدرم که من گفتم بد نیست. بگذریم خودت چطوری؟
مسی: میخوای چطور باشم؟ بارسلونا از رئالمادرید عقب افتاده، رایکارد رو تهدید کردند که اگه یکی از جامها رو به دست نیاره یا فاصلهاش رو با رئال کم نکنه اخراج میشه، روزهای طلایی رونالدینیو هم نمیدونم کجا رفتن بر نمیگردن.
ایادی: اوه اوه اوه، اسم اونو پیش من نیار، پسره دندون قشنگ، ببینم این بالاخره میخواد چیکار کنه؟
مسی: چی رو؟
ایادی: دختر رایکارد رو دیگه. چرا نمیگیردش خیال همه راحت بشه.
مسی: من ترجیح میدم در این باره صحبت نکنم.
ایادی: چیه ؟ نکنه ازش میترسی، اوا مسی....
مسی: نه مساله ترس نیست، مساله اینه که از اول هم بین این دو تا رابطهای نبوده، اون رونالدینیو رو دوست نداره اینا همهاش شایعه است.
ایادی: پس کی رو دوست داره؟
مسی: حالا....
ایادی: آره؟ از کی تا حالا؟ نکنه تورو دوست داره ناقلا.
مسی: ... اذیتم نکن ایادی.
ایادی: به جون خودم اگه ولت کنم.
مسی: ای بابا تو هم شدی فردوسی پور که وقتی به یه چیزی گیر میده تا تهاش رو درنیاره ول کن نیست.
ایادی: اون که استاد ماست ولی خب، ما هم بله، حالا بگو ببینم، آره.
مسی: چی آره.
ایادی: ای بابا، دختر رایکارد و عشق و عاشقی و عروسی و....
مسی: باید قول بدی به هیچ کس نگی.
ایادی: به جون تو اگه به کسی بگم، اگه تو یک نفررو پیدا کردی از زبون من چنین چیزی شنید بردار وسط همین نیو کمپ دارم بزن، من این راز رو فقط مینویسم، به کسی نمیگم.
مسی: خیلی خوب، جهنم، مگه آدم توی عمرش چند بار با نسل سوم مصاحبه میکنه، آره ما میخوایم با هم ازدواج کنیم.
ایادی: کوچه تنگه بله، عروس قشنگه، بله.... ببینم به باباش که نکشیده؟
مسی: اتفاقا چرا.
ایادی: کوچه تنگه، بله، عروس مادر پولاد زره است، بله.
مسی: اینی که گفتی چی بود؟
ایادی: هیچی بابا، یه چیزایی تو مایههای پری مهربون و سیندرلا.
مسی: آهان....
ایادی: خب، ببینم پس چرا اسم این دختره رو گذاشتن روی رونالدینیو مادر مرده؟
مسی: این نقشهای بود که ما با هم کشیدیم.
ایادی: خسته نباشید، خب.
مسی: فکر کردیم این جوری بهتر میتونیم درباره آینده تصمیم بگیریم.
ایادی: حالا گرفتید؟
مسی: نه، با این وضعیتی که پیش اومده فعلا همهچیز معلقه.
ایادی: ای بابا، گفتیم یه شام عروسی افتادیم ها.
مسی: واقعا دوست داری توی عروسی من باشی؟
ایادی: چطور؟
مسی: میدونی من آرزو دارم عروسیام رو توی استادیوم آزادی شما برگزار کنم.
ایادی: بیخیال؟ واسه چی.
مسی: آخه میگن خیلی باشکوهه، 100 هزار نفر توش جا میگیره، تمام دیواراش کنده کاری شده.
ایادی زیر لب: آره، مخصوصا دیوارهای توالتهاش.
مسی: میگن چمنش حرف نداره.
ایادی: نه آقا جون نمیشه.
مسی: چرا؟ چرا با من این کار رو میکنی ایادی؟ مگه من به تو چه بدی کردم؟
ایادی: بابا لوله هاش یخ زده، آب نداره. خود ملت نمیتونند برن بازی فوتبال تماشا کنند تو میخوای بری عروسی بگیری؟ اومد و یکی میخواست بره دست به آب، تکلیف چیه؟
مسی (در حالی که میزند روی پیشانیاش): ای خدا من چرا اینقدر بد شانسم، همه آرزوهام بر باد رفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: