در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاج مثل کلمنته
همه عکاسان منتظر ورود «کلمنته» به سالن بودند تا او را فلاش باران کنند. تاج که به همراه شفق و سردار مشایخی وارد «گیت» شده بود، ناگهان به سالن آمد که در این صحنه عکاسان او را فلاشباران کردند و خبرنگاران نیز تصور کردند «کلمنته» آمده است، بنابراین به اتفاق تاج از پلهبرقی پایین رفتند. تاج در این لحظه خطاب به عکاسان گفت: «من کلمنته نیستم که این همه عکس میگیرید!»
سلامت پرواز
وقتی پرواز فرانکفورت در تهران به زمین نشست، تلفن همراه تاج زنگ خورد؛ «پرواز کلمنته به سلامت به زمین نشست» تاج این خبر را با صدای بلند به گوش خبرنگاران رساند.
هورا کلمنته آمد
... و ناگهان کلمنته وارد سالن شد، او با شال و بدون کراوات آمد، عکسهایش را که دیده بودیم تصور میشد او یک مربی قدبلند باشد. اما او کوتاه قد بود کلمنته به محض ورود با تعجب فرودگاه را برانداز میکرد که ناگهان در بین جمعیت گم شد. یکی با صدای بلند گفت: «برای سلامتی کلمنته صلوات...» اما تعداد خیلی کمی صلوات فرستادند و اکثر حاضران فقط خندیدند!
رنگش پرید
با اینکه گفته میشد اتاق مختصری برای مصاحبه کلمنته تدارک دیده شده است، اما همه خبرنگاران و عکاسان کلمنته را محاصره کرده بودند. بسیاری خوشحال بودند که بالاخره این مربی اسپانیایی آمد. عکاسان هم ولکن نبودند. کلمنته نمیتوانست تکان بخورد، رنگش پریده بود و... «خواهش میکنم بس کنید، جلو نیایید، برویم اتاق کنفرانس و...».
رسیدیم به اصل حادثه
حالا نوبت پایین رفتن از پله برقی بود. وقتی جلوی پله برقی رسیدیم یکی از مسوولان فرمان توقف داد: «صبر کنید عکاسان در پایین مستقر شوند!» یک مرتبه همه از پله پایین آمدند که ناگهان حادثه از راه رسید، حادثهای که به فکر هیچکس خطور نکرده بود! پله برقی ناگهان سرعتش 10 برابر شد... یا ابوالفضل(ع)... کلمنته نزدیک بود با کله بخورد زمین! شفق و تاج، بازوهای او را گرفتند و با دشواری مانع از زمین خوردن سرمربی تیمملی شدند... سرعت فرود پلهبرقی زیادتر میشد که لشگر طرفدار کلمنته در عرض «ایکی ثانیه» به پایین کمپرس شدند! مثل زلزله بود. ناگهانی و آنی و... واقعا ترسناک و وحشتناک بود... صدرحمت به پلههای برقی مترو... راستی! لشگر کلمنته از ماموران و مسوولان فرودگاه گرفته تا خبرنگاران و نظافتچیها و طرفداران پشت سر او از پله برقی به پایین آمدند.
بهخیر گذشت
بالاخره هرچه بود به خیر گذشت. شفق و تاج خیس عرق شدند آنها وقتی دیدند دو، سهنفری هم که زیر دست و پا افتاده بودند، بلند شدند نفس راحتی کشیدند و... «برویم به سمت اتاق کنفرانس»!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: