نگاهی به فیلم تلویزیونی به نام گل سرخ

دوری از سفارش‌

ساخت فیلم‌های موسوم به «سفارشی» همیشه یکی از مشکل‌ترین کارهایی است که فیلمسازان در مقاطع مختلف زندگی خود با آن مواجه می‌شوند. سفارش و سفارش پذیری حتی در شکل خوب و مطلوب آن هم ایده‌آل بسیاری از فیلمسازان نیست و حتی در صورت فراهم بودن امکانات فراوان نیز معمولا میل و رضایت چندانی برای ساخت فیلم در چنین سبک و سیاقی وجود ندارد اما نباید فراموش کرد که بسیاری از زمینه‌ها و فرصت‌ها، تنها هنگامی‌ از سوی نهادهای مختلف فراهم می‌شود که آنها بخواهند در قالب یک اثر نمایشی، به معرفی فعالیت‌ها و دستاوردهای خود بپردازند.
کد خبر: ۱۵۹۲۳۳

 شاید نمونه مشخص چنین آثار سفارشی را بتوان فیلم‌های جنگی و پلیسی دانست که از سوی نهادهای مختلف سفارش داده شده و در میان خیل انبوه فیلم‌های تولید شده در این زمینه گاه با چند نمونه شاخص مواجه می‌شویم. این فیلم‌ها که به آثار شاخص سفارشی تبدیل می‌شود، نشانه‌ای مبنی بر تیزهوشی فیلمسازان آنها است.

به نام گل سرخ نیز یکی از همین فیلم‌های سفارشی است که در پشت آن سازمان «انرژی اتمی» وجود دارد. هر کس که در این مملکت زندگی می‌کند، توقع دارد از چنین سازمانی فیلمی ‌را  تماشا کند که در آن به حقانیت کشورمان در دستیابی به انرژی هسته‌ای تاکید شود اما تیزهوشی فیلمساز در این فیلم درست از جایی آغاز می‌شود که اساسا فیلم به جنبه‌های مورد سوءتفاهم در این زمینه نمی‌پردازد و تمرکز خود را بر کاربردهای پزشکی این علم قرار می‌دهد.

 این مساله اگر چه گاه با زبان علمی‌ پیچیده ای بیان می‌شود اما در مجموع فضای خود را در یک محیط علمی‌ متمرکز می‌کند و روابط این گروه از افراد را مورد توجه قرار می‌دهد. یک استاد دانشگاه و رئیس و چند کارمند مجموعه آدم‌هایی است که در فیلم مخاطب با آنها مواجه می‌شود. به روال اکثر فیلم‌های سینمایی این بار نیز آدم‌ها حاشیه مشکلات خانوادگی را با خود دارند و مانند اغلب فیلم‌هایی که زندگی آدم‌های شاخص را دستمایه کار خود قرار می‌دهند، این بار نیز با یک آدم نابغه مواجه هستیم که خانواده‌اش او را درک نمی‌کنند و همسرش او را تنها گذاشته و حالا می‌خواهد فرزندش را نیز از او بگیرد. از همان ابتدا پیداست که در پایان فیلم قرار است خوبی بر بدی پیروز شود اما مراحل رسیدن به این موقعیت است که فیلم را جذاب می‌کند. داستان در چند مرحله دچار افت و خیز می‌شود.

بخش عمده‌ای از این افت و خیز به دلیل حضور وکیلی است که ماهیت آن چندان مشخص نیست. او در عین حال که وکیل همسر مرد است، در پی ترغیب او به مهاجرت به خارج از کشور است. از سوی دیگر حضور فروغ هم قرار است زنجیره عاطفی داستان را تکمیل کند.

البته نباید از این مساله غافل بود که کارگردان با ظرافت پیوند عاطفی این دو شخصیت را نمایش نمی‌دهد و این کار را در حد دادن دفتر شیمی ‌که زمانی شاخه گلی در میان آن بوده خلاصه می‌کند و چندان این بخش از فیلم « گل درشت» نمی‌شود.

شاید بتوان یکی از ویژگی‌های این فیلم را خوش ساخت بودن آن دانست. البته 100 دقیقه، زمان زیادی برای فیلمی ‌با این مضمون است و بهتر بود زمان فیلم اندکی کم شود اما ریتم کلی فیلم به واسطه بازی روان بازیگران، دیالوگ نویسی خوب فیلم و تصویر برداری شکیل آن است. البته ماجرای تصادف فروغ با موتور سوار ساختگی خیلی دیر اتفاق می‌افتد و این ماجرا می‌توانست در بخش‌های ابتدایی فیلم رخ دهد.

ویژگی دیگر فیلم این است که خیلی به دام شعارزدگی نمی‌افتد. در بخشی از فیلم هم که از ملودی ای ایران ای مرز پر گهر استفاده شده، این کار با ظرافت خاصی انجام شده و به یک ایده دستمالی شده تبدیل نشده است. به نام گل سرخ با حذف برخی صحنه‌های اضافی فیلم قابل قبولی است.
 فیاض موسوی در مقام کارگردان وسواس خاصی در پرداخت بعد بصری فیلم داشته است. این وسواس را پیشتر در سریال «ما چند نفر» ساخته دیگر این کارگردان هم دیده بودیم و این ویژگی‌ها در این ایام که فیلم‌های 90 دقیقه‌ای معمولا یک دستگرمی‌ و تفنن محسوب می‌شود، ارزش زیادی دارد.

رضا استادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها