درباره فیلم «از دور دست»

کمی دقت کنید

یک فیلم به همراه سه قصه مجزا، ماهیت کلی فیلم سینمایی «از دوردست» است که شاید این نوع اثر این روزها کمتر به چشم می‌خورد. این اثر اگرچه خیلی در نگاه اول دارای جذابیت‌های خاص فیلم‌های این روزها نباشد اما دارای محتوایی خاص و غنی است که هدفی ویژه را دنبال می‌کند. «از دوردست» از گذشته، حال و آینده سخن می‌گوید، از دوردست‌هایی در افق‌هایی قدیم و آینده، تصاویری را دنبال می‌کند که قادر است ترسیمی خاص را به نمایش گذارد، در این فیلم نیاز است تا مخاطب با دقت دو چندان و با اطلاعات خاص مواردی را رصد کند که هدف نهایی اثر است.
کد خبر: ۱۵۸۹۷۲

 پیوند این سه داستان در هم در ابتدا بسیار سخت و حتی در بخش‌هایی نگران‌کننده است، اما رگه‌هایی وجود دارد که در دو مقطع رخ‌نمایی می‌نمایند. نخستین داستان با طعنه‌ای خاص حوزه‌های این روزها را با گذشته و تغییر نگرش‌ها را بیان می‌کند. فیلمنامه «امید» شخصیت مطرح اپیزود اول و دغدغه‌های ذهنی و فکریش، پیوندی با گذشته می‌خورد. در این پیوند حکیمی در عهد قدیم رخ‌نمون پیدا می‌کند که تمام علتش را بر بار قاطری کرده و حاضر است برای دانش و تحقیقش جان دهد، مسیر پر فراز و نشیب او در این راه برای رسیدن به مقصودش و نوسانی که در طول این مسیر وجود دارد جذاب است.

او برای رسیدن به منزل نهایی با مغولی درگیر می‌شود که بسیار سمج و سخت است، حکیم حفظ و حراست از دانش‌اش را حتی بر جانش مقدم می‌داند و از این حالت که کارگردان به سراغ امید فیلمنامه‌نویس رفته و دغدغه‌های او و در واقع این روزگار را پیش می‌کشد، امید برای رهایی از آوارگی و به نوعی نجات از مسیر ناهموار زندگی‌اش، کتاب‌هایش را آن هم با بهای بسیار کمی به معرض فروش می‌گذارد و به نوعی تسلیم جبر زمانی می‌گردد.

قیاس کارگردان در مواجهه حکیم با مغول و امید با آوارگی‌اش و ترسیم تناسب مغول با سختی‌های این روزها کاملا دقیق، حساب‌شده و فنی است و از این روی اپیزود اول مفاهیمی را ترسیم کرده که بیننده‌ را به فکر و اندیشیدن وامی‌دارد؛ اما در داستان دوم که نامش در فیلم «از دوردست» «تنفس» است حال و هوای با قصه اول بسیار متفاوت است،‌ قصه از جوانی سخن می‌گوید که بسیار غیرمترقبه تصویر همسرش را در دست نقاش دوره‌گردی می‌بیند، این تصویر اگرچه او را بر هم می‌زند اما جوان را به سوی هویت نقاش سوق می‌دهد، این مسیر هم جذاب است، این بار، کارگردان مسیر را در حوزه معرفتی قرار داده و از آن برای بیان دو موضوع مجزا که تنها عامل رابط نقاشی می‌باشد می‌‌رود. جوان به ناخودآگاه به زندگی خود با همسرش مروری گذرا می‌اندازد و از آنجا به سوی منزل محقر نقاش منزوی راه پیدا می‌کند.

طی شدن مسیر حقیقت و رسیدن به آرامش و خروج از دغدغه‌ها و نگرانی‌های روزمره یکی از اهداف داستان تنفس بوده، هدفی که نهایتا با ورود دریا به آرامش می‌رسد اگرچه مسیر ناهموار بوده و طول مسیر با وجود آدم‌های متفاوت و موانع‌تراشی‌های آنان سخت می‌شود، اما در نهایت به پاکی و زلالی ختم می‌شود.

قصه سوم نیز نگاهی به برگشته می‌زند و حال را با تحولاتش پدیدار می‌سازد. مجید جوان معماری‌ که اگرچه در منطقه بومی به رشد و بلوغ رسیده، اما با ترک محل زندگی‌اش حال تبدیل به یک مهندس قابل گشته، مجید حال گویا به واسطه مرگ پدرش به شهر و دیارش رهسپار می‌شود و در این رجعت به گذشته‌اش می‌اندیشد، سیر سلوکی و معرفتی این مسیر و رسیدن به شناخت یکی از جلوه‌های ویژه قصه طلوع از سومین اپیزود «از دوردست» است؛ این قصه با نوسانات و گره‌های خاص خود شرایط را برای رسیدن به بستری خاص فراهم می‌کند. «از دوردست» با 3 قصه جذاب و متفاوتش رگه‌هایی را در طول ماجرا بین این قصص ایجاد می‌کند که البته باید قبول کرد این رگه‌ها کمی بی‌رنگند اما قدرت و توانایی هریک از آنها خود توانسته، شرایط را به طور ویژه رقم بزند و اثری خاص در سینمای ایران به خود اختصاص دهد.

علیخانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها