بعضی‌ها داغشو دوست دارن‌

یادداشت‌های پراکنده‌

کد خبر: ۱۵۸۹۴۲

سلام آقای میخالکوف، احوال شما؟

قربان شما. شما؟

از جشنواره فجر تماس می‌گیریم.

آهان. امرتون؟

می‌خوایم واستون بزرگداشت بگیریم.

شما تا حالا برای کیا بزرگداشت گرفتین؟

آنتونی کویین و یاسوجیرو ازو و اینگمار برگمان.

اینا که همه مردن.

شما مگه نمردین؟

نه هنوز متاسفانه. پشیمون شدین؟

نه دیگه، حالا که بهتون زنگ زدیم تو رودربایستی افتادیم.

حالا تو جشنوارتون چه خبر هست؟

همه هستن جای شما خالی. میرکریمی هست و روح‌الله حجازی و محمد ابراهیم معیری و باقی بروبچه‌ها.

یعنی امسال فرحبخش و شایسته فیلم ندارن؟

چرا اتفاقا فیلم کنعان مال شایسته است.

حالا من چی کار باید بکنم؟

کار خاصی نباید بکنی، پاشو بیا یکی دو روز دور هم باشیم که برات بزرگداشت بگیریم.

نمی‌شه بی‌خیال ما بشین؟

آخه چرا؟

یه‌خورده گرفتاری واسه‌ام پیش اومده، سرحال نیستم، می‌ترسم بیام اون‌جا دمغ باشم حال بچه‌هاتونم گرفته بشه.

پس یه پیام اخلاقی بفرست که تو اختتامیه بخونیم.

مث چی؟

این‌که سینما حدومرز نمی‌شناسه و همه ملت‌ها باید با هم برادر باشن و رفاقت و معرفتو عشقه.

پس همینارو از قول من بنویس!

معناگرا

باید رازورزانه باشه.

چی می‌گی واسه خودت؟

فیلمای معناگرا رو می‌گم.

آخه رازورزانه به چه فیلمایی می‌گن؟

بحث نکن با من. هر فیلمی که نتونی ازش سردربیاری.

مثلا فیلمای دری‌وری که هیچی از توش درنمی‌آد هم؟

این جوری نمی‌شه، باید اسم ببری.

مثل مادمازل خاله، مامان جونم عاشق شده، پاشنه طلا و این حرفا.

خب من که زیاد از سینما سردرنمی‌آرم. اینایی که می‌گی اگه از توشون چیزی درنمی‌آد حتما همین‌جوری هستند.

پس واسه همینه که بازیگرا دنبال فیلمنامه‌هایی می‌گردن که خطی نباشه و قصه سرراستی نداشته باشه؟

خطی نباشه یعنی این‌که فیلم‌نامه‌ش خط ‌خطی نباشه؟

نه بابا، یعنی قصه‌شو مث آدم تعریف نکرده باشه.

آره خب، این جریان این‌قدر مهمه که روی کار بازیگرای ما هم تاثیر گذاشته.


باشه. خیالت راحت. تو برو به کارات برس و نگران نباش. من فردا تو روزنامه آگهی می‌دم که هر کی فیلمنامه‌ای داره که کسی نتونه چیزی از توش دربیاره، بیاره که ازش بخریم.

دستت درد نکنه. راستی یه دی.وی.دی خریدم که جکی‌چان توش بازی می‌کنه. می‌خوای بدم ببینی؟

دیدم.

 خودم می‌خوام استیون سیگال ببینم.

اختتامیه

می‌گی چی کار کنیم؟

چی‌رو چی کار کنیم؟

مجری مراسم اختتامیه رو می‌گم. کی باشه؟

آخه منو چه به این حرفا. آدم بهتری برای مشورت کردن پیدا نکردی؟

حالا یه پیشنهادی بده ببینیم چی کار می‌شه کرد. یکی که گذاشته بودیم تو افتتاحیه، مثل این‌که زیادی تپق می‌زده.

بگو پرویز پرستویی بیاد.

آخه چرا الکی حرف می‌زنی؟ پرستویی رو بیاریم برای اجرای مراسم اختتامیه؟

منو که می‌شناسی. کسی رو غیر از پرستویی تو سینمای ایران نمی‌شناسم.

حالا بی‌خیال اختتامیه. غذای خوب چی داری؟

راستش امروز چون وسط هفته‌ هست، خورشمون فقط قیمه‌بادمجونه.

چن می‌دی؟

ناقابل 1700

بابا چه خبره، تو محل ما 1200 می‌دن اونم با سالاد.

حالا می‌گم برات بیاره، تو اصلا پول نده. منم می‌رم به مشتری‌های دیگه برسم. کارت اختتامیه ما یادت نره.

رو چشمم‌

غضنفر هالیوودیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها