در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمال شورجه، کارگردان سینمای جنگ فیلمهای این دوره از جشنواره را محدود به ترکیبی از ژانر سینمای ملودارم هنری و اجتماعی دانست و گفت: بیشتر آثاری که برای عرضه در این دوره از جشنواره ارائه شده بود، فیلمهایی در ژانر سینمای با مخاطب خاص بود که همین مساله از آغاز فروکش کردن تب جشنواره و ناتوانی در کشاندن مخاطب به سینما را نوید میداد و در عین حال، میتوان پیشبینی کرد انواع سینمای پرمخاطب مانند انواع کمدیهای اجتماعی، طنز، موقعیت یا حتی ژانر سینمای دفاع مقدس بسیار اندک و مجموع آنها به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد، به همین دلیل معتقدم سینمای ایران در سال 87 تا اندازهای دچار رکود و عدم استقبال تماشاگر خواهد شد.
کفه ترازوی سینمای معناگرا سنگین است
ژانر سینمای معناگرا یکی از انواع گونههای سینمایی است که هم در بخش بینالملل و هم در مسابقه ملی به فراوانی دیده میشود؛ شورجه یکی از اعضای هیات انتخاب با بیان این مطلب گفت: بخش عمدهای از فیلمها در ژانر سینمای معناگرا همان فیلمهایی است که به اصطلاح فیلمهای جشنوارهپسند نامیده میشوند، به همین دلیل میتوان ادعا کرد که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر آنگونه که شایسته است تنوع ژانرهای سینمایی دیده نمیشود و کفه ترازو به سوی سینمای معناگرا و ملودرامهای هنری سنگینتر است و تنوع ژانر با توجه به نیاز مخاطب به هیچ عنوان وجود ندارد.
آرش معیریان از جمله کارگردانانی است که اغلب گونههای سینمایی از ملودرامهای اجتماعی تا انواع کمدیهای انتقادی، تلخ و هجو را تجربه کرده است. او نبود تنوع ژانر در سینمای ایران را در ارتباط مستقیم با نوع تفکر فیلمساز و میزان توانایی او در ساخت انواع گونههای سینمایی میداند و معتقد است، اگر فیملسازی عاشق حرفه سینما باشد ناخودآگاه به ساخت انواع ژانرهای سینمایی گرایش پیدا میکند.
معیریان که با «احضار شدگان» در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، در ادامه گفت: فیملسازی که سینما را به شکل واقعی دوست داشته باشد، تفکیک ژانرهای مختلف را نمیپذیرد و هیچیک از گونههای سینمایی را در مقام برتری یا تبعیض با دیگری قرار نمیدهد و سینما را با تمام ژانرهای آن دوست دارد.
وی با اشاره به تنوع و تعدد ژانر درنوع نگاه خود به حرفه و سینما گفت: اگر نگاهی گذرا به مجموع فیلمهایی که تاکنون ساختهام داشته باشید متوجه میشوید که هیچیک از فیلمهای من شبیه دیگری نیست و تنوع ژانری را در فضاهای مختلف بهخوبی درک کردهام و ژانرهای مختلف مانند ژانر سینمای ملودرام، انتزاعی، فیلم نوآر یا سینمای پلیسی و سینمای کودک و نوجوان را تجربه کردهام. به همین دلیل معتقدم بخش عمدهای از نبود تنوع ژانر در درجه اول به نگاه فیلمساز و در مراحل پس از آن به جریانهای موجود و نوع تصمیمگیری مدیران سینمایی برمیگردد. در واقع سینما را مجموعه ژانرهای سینمایی شکل میدهد که هر یک از این ژانرها برای خود قاعده و فرمولی مشخص دارد که به نوعی با ذوق و سلیقه مخاطب و همچنین تلاش و کندوکاو فیلمساز در جهت نوجویی همراه است و همین نکته کار را برای فیلمساز سخت میکند. این در حالی است که سینمای ایران و فیلسماز ایرانی در چند سال اخیر به سادهانگاری و سهلالوصول دیدن وقایع عادت کرده و به نظر میرسد که به هیچ عنوان قصد خروج از این رخوت و تنبلی را ندارد.
در نقطه صفر قرار داریم
علیرضا رئیسیان فیلمساز و کارشناس سینما و رئیس کانون کارگردانان ضعف مدیریت در ساختار و فقدان پژوهش از سوی عوامل و دستاندرکاران سینما را دلیل اصلی نبود تنوع و تعدد گونههای سینمایی دانست و در اینباره گفت: سلیقه مدیران در شکلگیری انواع گونههای سینمایی دخیل است و از آنجا که مدیران ظرفیت و قابلیتهای فیلمسازان، فیلمنامه نویسان و تهیهکنندهها را نمیشناسند؛ در اغلب موارد از یک برنامهریزی درست و منطقی در جهت پیشرفت هنر صنعت سینما باز ماندهاند. البته این نکته را نباید فرامش کرد که در طول این سالها هیچگونه مخاطب شناسی و دستهبندی تماشاگر برای ساخت انواع فیلم در ژانر سینمای ایران صورت نگرفته است به این معنا که واحد بزرگ تحقیقات و مطالعات وزارت ارشاد در طول 27 سال فعالیت، هیچ خروجی منطقی در این حوزه از سینما نداشته است و متاسفانه این معضل در بنیاد سینمای فارابی و خانه سینما نیز دیده میشود. نتیجه این اهمالکاری به بنبست رسیدن تفکر و تعدد آرا از سوی فیلمساز و عدم تنوع ژانر و گونه سینمایی است؛ از سوی دیگر این نکته را نباید از نظر دور داشت که جشنواره فیلم فجر یک جشنواره دولتی است و بالطبع خط مشی فیلمهای موجود در این جشنواره را نوع نگاه و سلیقه مدیران وقت تعیین میکند و درست به همین دلیل است که پس از سالها فیلم ساختن و جشنواره برگزار کردن هنوز در نقطه صفر قرار داریم و متاسفانه شاهد هستیم که برخی از گونههای سینمایی در ایران تقریبا از بین رفته و انواع ژانرهای سینمای حادثهپرداز، سینمای وحشت یا ژانر سینمای جنگی تقریبا نابوده شده است و سینمای ایران در چندسال اخیر محدود به چند گونه سینمای ظاهرا پر مخاطب مانند کمدیهای سطحی، ملودرامهای خانوادگی و یا درامهای ماورایی که اصطلاحا به ژانر سینمای معناگرا تغییر نام داده، اختصاص یافته است.
حاشیهسازی ممنوع
یکی از بحثهای مطرح در حاشیه برگزاری این دوره از جشنواره حذف و تعدیل برخی فیلمهای شرکتکننده در بخش سینمای ملی یا بینالملل بوده که به آشفته بازار پر سر و صدا بدل شده است و در این میان بعضی فیلمسازان هم فرصتطلبانه شایعه سانسور و حذف برخی فیلمها را مطرح کردهاند تا بتوانند از این حاشیهها به نفع خود بهرهبرداری کنند.
آرش معیریان در این خصوص گفت: متاسفانه یا خوشبختانه در برگزاری هر جشن یا جشنوارهای حاشیه و حرف و حدیثهای فراوانی وجود دارد؛ اما عدم تنوع ژانر در سینمای ایران به حاشیهسازیهایی از این دست ربطی ندارد؛ در واقع تجربه ساخت فیلم در انواع ژانرهای سینمایی به اشراف نداشتن فیلمساز به ژانر موردنظر بر میگردد که اغلب آثاری ناقص و ناکارآمد از آب در میآید. از سوی دیگر ترس از عدم بازگشت سرمایه و جذب مخاطب ناگزیر فیلمساز را محدود به ساخت فیلم در یک ژانر خاص کرده است و این در حالی است که با نگاهی دقیق به سینمای امریکا متوجه میشویم که بحث پیدایش و تنوع ژانر در مقاطعی از زمان به شکل جدی مطرح شده است و هر یک از فیلمسازان نیرو و انرژی خود را معطوف به ساخت فیلم در ژانر موردنظر میکنند و قواعد ژانری را به درستی رعایت میکنند به این معنا که نمیتوان با نگاه و تجربه کمدی سراغ ساخت یک فیلم جنگی رفت و باید شرایط لازم را برای ساخت فیلم در گونههای مختلف فراهم کرد و به بیانی دیگر، فیلمساز باید تابع فضای خاص ژانری باشد که در آن فیلم میسازد.
کارگردان فیلم سینمای «احضار شدگان» در ادامه افزوده البته بیان این مطلب این شبهه را ایجاد می کندکه اگر قرار است یک کارگردان در انواع گونههای سینمایی فیلم بسازد پس تکلیف مولف بودن فیلمساز چه میشود؟ به نظر من چنین تصوری از اساس اشتباه است، چراکه برجستهترین فیلمسازها هم تجربه ساخت انواع فیلم در ژانرهای مختلف را داشتهاند.
جواد کاسهساز، کارگردان فیلم پذیرفته نشده «سیاهی روشن است» معتقد است که تعریف سینمای ایران از فیلمهای جشنوارهای اشتباه است، این فیلمساز جوان گفت: جشنواره فیلم فجر، نماینده و معرف محصولات فرهنگی سینمای ایران محسوب میشود؛ اما مجموع محصولات فرهنگی به دلیل یکنواختی و نداشتن تنوع ژانری در طول سال دچار تزلزل و شکست خواهد شد. در واقع سینمای ایران با چنین شرایطی، مانند فروشگاهی است که همه نوع محصول فرهنگی در آن پیدا میشود، اما هیچ یک از این محصولات خریدار ندارد، بنابراین مسوولان باید اجازه ورود انواع و اقسام تفکر به سینمای ایران را بدهند تا در سایه تعدد آرا، انواع ژانرها فرصت تجربه در سینمای ایران را به دست آورند و به گمانم وجود نگاه یک بعدی اشتباه و ویرانکننده است و مشکل اصلی ما عدم تعریف تنوع ژانر در سینمای ایران است.
جمال شورجه راهحل مناسب برای گونههای مختلف سینمایی را تغییر سیاستگذاریهای کلان عنوان کرد و گفت: در سالهای نهچندان دور اداره نظارت و ارزشیابی با برنامهریزیهای دقیق و هدفمند نوع ژانرها و گونههای سینمایی در تولید سالانه خود را مشخص میکرد، به این معنا که دستورالعملی در اداره نظارت و ارزشیابی وجود داشت که هنگام اعطای پروانه ساخت براساس داستان فیلمنامه انواع ژانرهای سینمایی را تقسیم میکردند و همه نوع فیلم در طول سال داشتیم، اما مدتی است این نوع سیاستگذاری اعمال نمیشود و مجموع مدیران سنیمایی چشم به دست فیلمسازان دوختهاند و این در حالی است که با احیای پارهای از قوانین درستی که در گذشته داشتهایم معضل عدم تنوع ژانر در سینمای ایران تا اندازهای حل خواهد شد.
رئیس کانون کارگردانان خانه سینما در انتقاد به نبود تنوع ژانر در بیست و ششمین دوره از جشنواره فیلم فجر گفت: دوپاره شدن جشنواره به بخش سینمای ملی و سینمای بینالملل به دیده نشدن گونههای مختلف سینمایی از سوی مخاطب به پیکر سینمای ایران لطمههای بسیاری وارد کرده است و هر کس که چنین تصمیمی را گرفته باید پاسخگو باشد. به نظر من عملکرد مدیران در جشنواره بیست و ششم در جهت تضعیف سینمای ایران بوده است و متاسفانه شاهد هستیم که 6 روز اول جشنواره، به نمایش فیلم در بخش بینالملل اختصاص یافته و قرار است در 5 روز بعد روزی 6 فیلم در بخش مسابقه ملی نمایش دهند که همین دوپاره شدن جشنواره موجب شده گونه و انواع ژانر سینمای ایران دیده نشود؛ هیچ جای دنیا با سینمای ملی خود چنین برخوردی نمیکنند و این در حالی است که هدف از جشنواره ارتقای سینمای ملی با همه ویژگیهای منحصربهفرد سینمای ایران است. سامان سالور، کارگردان فیلم «ترانه تنهایی تهران» که در هیچ یک از بخشهای جشنواره جای نگرفته است، گفت که جشنواره فیلم فجر آینه تمامنمای تولیدات سالانه سینمای ایران است که متاسفانه فضایی به وجود آمد که به حذف بسیاری از ژانرهای سینمایی منجر شد و این حذف و نادیده گرفتن انواع ژانرها در سینمای ایران نه به نفع فیلمساز و نه به نفع پیکره بیجان سینمای ایران است.
پریسا ساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: