در واقع «راست دستی» یک قرارداد « فرهنگی اجتماعی » است که بیشتر مردم به حفظ آن متمایل هستند. دراین میان چپ دستها اقلیتی هستند که معمولاً نادیدهشان میگیریم. درست مثل بسیاری از اقلیتهای دیگر که به خاطر هجوم اکثریتی با یک نوع نگرش خاص، فراموش میشوند و اهمیتشان در نظر گرفته نمیشود .
بدن انسان آنقدرها که فکر میکنیم متقارن نیست. عدم تقارن داخلی که واضح است، قلب در سمت چپ و کبد در سمت راست قرار دارد و تقریبا در هر ده هزار نفر این وضعیت برعکس است. در ظاهر و از خارج نیز عدم تقارن وجود دارد که چندان محسوس نیست. اما از جمله نشانههای چپدستی یا راستدستی میتوان بلند کردن دست در کلاس، پرتابکردن توپ، مسواک زدن، شانه کردن، چکش زدن، آب دادن پای گیاه و دوختن را نام بُرد. دست دادن با دست راست برای همه یکسان است و دلیل اولیهاش را چنین گفتهاند که در هنگام ملاقات و رویارویی هیچیک از دو نفر کارد یا دشنهای در دست (راست) نداشته باشد تا ضربهای بزند. فقط چپدستها میتوانستند با دست راست دست بدهند و با دست چپ ضربه مؤثر را وارد کنند و از این رو چپ دست را مترادف با شرور و ناجور میگفتند. در قدیم چپدستی را عیب و علّت میدانستند. زمانی یک مرد ژاپنی حق داشت زن چپدستش را طلاق بدهد. اسکیموها فکر میکردند که چپدستها جادوگرند. در زبان لاتینی چپ را sinister میگویند که به معنی شوم و نحس و بد یمن است. در زبان فرانسوی برای دو واژه چپ و ناشی یک کلمه gauche بکار میرود و در زبان آلمانی کلمه linkisch به معنی چپدست و آدم ناجور است. در همین فارسی خودمان هنوز بسیاری از مردم راست را درست میپندارند و چپ را بد و نادرست میدانند و اصطلاحاتی مانند چشم چپ بودن، خواب زن چپ بودن، با کسی چپ افتادن و ... نمونههایی از این طرز تلقی است.
نظریه توارث
این عقیده وجود دارد که راست یا چپ دستی وراثتی است و چنانچه بخواهند به زور آن را تغییر دهند، ممکن است کودک به اختلالات عصبی، مانند لکنت زبان دچار شود. همچنین گفته شده که علت راست دستی در بزرگتر و قویتر بودن نیمکره چپ مغز است. اما تحقیقات انجام شده این نظریه را رد میکند. به اعتقاد روان شناسان ارثی دانستن راست دستی یا چپ دستی بدان علت بوده که تا امروز توضیح و توجیه بهتری ارائه نشده است. مطالعات دقیق نشان میدهد که بکار بردن دستراست یا چپ تابع قوانین یادگیری است و مانند سایر عادتها و رفتارها در نتیجه تمرین و تکرار بدست میآید. علاوه بر این ، تجربه نشان داده است که کودکان و بزرگسالان میتوانند مهارتهای تازهای با یکی از دو دست فرا بگیرند، بدون آنکه توجهی به نوع ترجیح دستی خود داشته باشند (مانند یادگیری رانندگی) و این موضوع به هیچ وجه موجب اختلالات عاطفی در آنان نخواهند شد.
تغییر چپ دستی
تغییر از چپ دستی به راست دستی امکان پذیر است، ولی نباید فراموش کرد که هر چه دیرتر اقدام شود، به همان نسبت نیز دشوارتر خواهد بود. باید توجه داشت که این تغییر احتمالا باعث ناراحتی و هیجانی شدن کودک خواهد شد و هنگامیکه این تغییر با زور و اجبار باشد، ممکن است سبب لکنت زبان نیز بشود. البته این بدان معنی نیست که اگر بخواهیم چپدستی را به راست دستی تغییر دهیم، دچار لکنت زبان خواهیم شد، بلکه تاثیر ناراحتی و هیجانهای همراه است که باعث این اختلالات میشود و معمولا پس از آنکه تغییر صورت گرفت و ناراحتی و هیجان کاهش پیدا کرد، این اختلالات نیز از بین میرود.
نکته مهمیکه در تغییر چپ دستی وجود دارد، این است که نباید در این کار اجبار وجود داشته باشد. بخصوص زمانی که کودک شدیدا به حفظ چپ دستی خود تمایل دارد، نباید دخالتی کرد و بهترین کار آزادی در استفاده از دست چپ است. اگر به کودک اجبار شود، یا مقاومت او را در حفظ چپ دستی نادیده بگیریم، ممکن است که آسیبهای جسمیو روانی جبران ناپذیری به او وارد سازیم.
کنکوریهای چپدست، موفقتر از راستدستها
بررسی میزان موفقیت داوطلبان شرکتکننده در کنکور در مدت پنج سال نشان داد که داوطلبان چپ دست شرکتکننده در کنکور بیش از افراد راست دست در این آزمون پذیرفته میشوند. درواقع بررسی 50 هزار نفر که بهطور تصادفی از بین پنج میلیون نفر از داوطلبان شرکت کننده در کنکور (به مدت 5 سال) انتخاب شده بودند، نشان داد که متوسط نمرات به دست آمده در کنکور سراسری در افراد چپ دست از نمرات افراد راست دست بالاتر است. یافتههای این تحقیق همچنین حاکی از بیشتر بودن نمرات افراد چپدست در همه رشتههای ریاضی، تجربی، ادبیات، و هنر نسبت به افراد راست دست است که این برتری در رشته هنر به میزان معنیداری بالاتر است.
همبستگی چپ دستی وخصوصیات رفتاری
در مورد همبستگی بین چپدستی و خصوصیات دیگر مطالعات زیادی شده و بسیار گفته و نوشتهاند، ولی در یک مورد نتیجه آن روشن است و آن این که در میان کودکان 5 تا 15 ساله بین چپدستی و «شبادراری» طبیعی همبستگی آماری مثبت وجود دارد و صد البته که هیچگاه یک همبستگی بطور کامل و در تمام موارد صادق نیست. این عارضه را از آن جهت طبیعی مینامند که نقص فیزیولوژیکی مانند کوچکی مثانه یا عدم تعادل هورمونی و بیماریهای عفونی یا روانی عامل آن نیست. چپدستی و «شبادراری» هر دو روند ارثی دارند و در پسر بچهها بیش از دختر بچهها است. وجود هورمون مردانه تستسترون در مقادیر زیاد فعالیت بخش راست مغز و لذا فعالیت سمت چپ بدن را بیشتر میکند و این یکی از دلایلبیشتربودن چپدستی در جنس مذکُر است.
زنان چپ دست بیشتر به سرطان سینه مبتلا میشوند
دانشمندان هلندی میگویند زنان چپ دست دو برابر زنان راستدست قبل از رسیدن به سن یائسگی با خطر ابتلا به سرطان سینه روبرو هستند. هرساله بیش از یک میلیون زن در سراسر جهان به سرطان سینه مبتلا میشوند. سه چهارم موارد ابتلا به این نوع سرطان بعد از یائسگی که حدود50 سالگی است بروز میکند. پژوهشگران مرکز پزشکی در هلند میگویند ارتباط چپ دستی و ابتلا به سرطان سینه منشاء مشترک دارد و احتمالا قرار گرفتن در معرض هورمونها در رحم مادر در این زمینه نقش دارد.
استادیار همهگیرشناسی بالینی این دانشگاه میگوید چپدستی با سرطان سینه به ویژه سرطانهای قبل از یائسگی ارتباط دارد. وی به همراه همکارانش 12 هزار زن میانسال سالم متولد سالهای 1932 تا 1941 را بررسی کردند و ارتباط چپ دستی و راست دستی با ابتلا به سرطان سینه را در این زنان مورد مطالعه قرار دادند. در مورد سرطانهای سینه قبل و بعد از یائسگی خطر بروز این بیماری در زنان چپ دست 40 درصد بیشتر دیده شد. با این حال بیشترین میزان خطر ابتلا به این بیماری قبل از یائسگی مشاهده میشود. در این مطالعه دیگر عوامل خطر ساز در بروز این بیماری مانند سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان سینه، تعداد بارداریها، استعمال دخانیات، موقعیت اجتماعی اقتصادی مدنظر قرار گرفت. این کشف میتواند به دانشمندان در درک بهتر علل بروز سرطان سینه کمک کند. چرا که این یافتهها فرضیه ارتباط چپ دستی در زنان و افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه را تایید میکند.
رازهایی از معمای چپ دستی
گروهی از نورولوژیستهای آمریکایی با مقایسه افراد راست دست، چپ دست و دو دست سرانجام موفق شدند راز مغز، ژنتیک و تفاوتهای انسانی میان راست دستها و چپ دستها را آشکار کنند. افلاطون و ارسطو چپ دست بودند و چارلز داروین نیز عادت به استفاده از دو دست داشته است. براساس بررسیها، تنها 10درصد از جمعیت دنیا چپ دست هستند و به نظر میرسد میان این افراد و راست دستها تفاوتهای رفتاری زیادی وجود داشته باشد.به تازگی گروهی از نورولوژیستهای موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) با اسکن مغز و با کمک آخرین فناوریهای ژنتیک سرانجام موفق شدند پی به راز افراد چپ دست ببرند.
در ماههای گذشته گروهی از دانشمندان انگلیسی دانشگاه آکسفورد ژنی را با عنوان 1LRRTM کشف کردند که عامل بروز چپ دستی است. برمبنای این تحقیق در افراد راست دست معمولا طرف چپ مغز مسول کنترل عملکردهای سرعت و زبان و طرف راست وظیفه کنترل احساسات را به عهده دارد اما در افرادی که دارای این ژن هستند این مکانیزم برعکس است و بنابراین این افراد چپ دست میشوند. اما به تازگی دانشمندان امآی تی با بررسی مغز افراد چپ دست به نتایج جدیدی دست یافتند.
بررسی این دانشمندان نشان میدهد که مغز افراد چپدست در رحم مادر بسیار آزادانهتر از مغز راست دستها توسعه مییابد و بنابراین به راحتی از طراحی یک مغز استاندارد دور میشود. به این گفته محققان، در بیشتر مردم نیمکره چپ مغز برای اجرای برنامههایی متخصص شده است که فعالیتهایی مثل خواندن و صحبت کردن را کنترل میکنند.
این درحالی است که نیمکره راست بیشتر در فرایندهای کلی نگرانه مثل ادراک بینایی مشارکت دارد. بیشتر مردم روی نیمکره چپ مغز خود تسلط دارند و از آنجا هریک از این نیمکرهها طرف مخالف بدن را کنترل میکنند، بنابراین اکثر مردم راست دست هستند.
برای سالها بسیاری از روانشناسان معتقد بودند که مغز چپ دستها وارونه است و بنابراین توانایی زبانی این افراد در طرف راست این اندام قرار گرفته است. اگرچه این دیدگاه در برخی موارد صحیح است اما جنبه عمومی ندارد. دانشمندان در تحقیقات خود نشان دادند که بسیاری از راست دستها یک الگوی مشخص را در استفاده از نیمکره راست خود برای تواناییهای زبانی دنبال میکنند.
در حالی که مغز چپ دستها کمتر قابل پیش بینی است، نمیتواند از یک الگوی مشخص در انجام فعالیتهای زبانی خود پیروی کند. به طوریکه توانایی زبانی حدود نیمی از چپ دستها در طرف چپ مغز آنها، 10 درصد در طرف راست و 40 درصد در مناطق مختلف هر دو نیمکره متمرکز شده است.
به گفته دانشمندان آمریکایی، ژنی که به تازگی دانشمندان انگلیسی کشف کردهاند تنها در یک درصد از مجموع انسانها بیان شده است، این در حالی است که 10 درصد از مردم دنیا چپ دست هستند و به نظر میرسد که این ویژگی رو به افزایش است. بنابراین چپ دستی بیش از آنکه وابسته به این ژن داشته باشد به صفات ارثی دیگری وابسته است که چگونگی توسعه مغز در دوران جنینی را کنترل میکنند.
چرا بعضی مردم چپ دست هستند؟
در جواب این سوال چندین نظریه وجود دارد که به بررسی اختصاصی این نظریات میپردازیم.
1 نظریه جنگی: طبق این نظریه چون بشر در جنگها مجبور بود از قلب خود محافظت کند لذا شمشیر را با دست راست گرفته و با دستچپش سپر را نگه میداشته و کم کم به همین دلیل دست راست قویتر شده و استفاده از آن عمومیت پیداکرده است. این نظریه به کلی از اعتبار ساقط است اولا قلب کاملا در طرف چپ قرار نگرفته، دوم ،ضربه به کبد هم به همان اندازه کشنده است، سوم، معلوم نیست چرا بعضی از افراد باز هم لجبازی کرده و چپ دست شدهاند؟!
2 نظریه گرانیگاهی: بر اساس این نظریه گرانیگاه بدن انسان در طرف چپ بدن قرار دارد. بنابراین انسان روی پای چپش بهتر میایستد و در نتیجه پای راست آزاد میماند و فعالیت بیشتر پای راست موجب میشود طرف راست بدن از جمله دست راست قویتر شود. این نظریه هم اعتبار ندارد زیرا مبنای علمی ندارد و نیز معلوم نیست چرا گرانیگاه بعضی افراد چپ دست در جای خود قرار ندارد؟
3 نظریه چشم برتر: این نظریه مبنی بر این است که مرکز حس بینایی در مغز در نیمکره ای قرار دارد که سرنوشت دست برتر را مشخص میکند. یعنی کسی که چشم راستش برتر است، راست دست میشود و بر عکس. این نظریه هم مبنای علمیندارد زیرا اولا کسانی هستند که چشم راستشان برتر است ولی چپ دستند و برعکس، دوم در میان نابینایان مادرزاد هم نسبت راست دستی و چپ دستی مانند بینایان است.
4 نظریه تربیتی: بنا براین نظریه، دست چپ و راست در آغاز برای افراد هیچ فرقی ندارد و چون ما در جامعه راست دستان زندگی میکنیم بر اثر تمرین و تربیت راست دست میشویم و آنهایی که هم که چپ دست شدهاند به دلیل عدم مراقبت والدین و مربیانشان بوده است. بی پایه و اساس بودن این نظریه هم کاملا مشخص است. پس چرا عدهای با توجه به عدم رضایت والدین و مربیانشان باز هم چپ دست میشوند؟
5 نظریه لجبازی: بنا براین نظریه، راست دستی امری طبیعی است و چپ دستان افراد لجبازی هستند که از عرف و عادت سرپیچی کردهاند و دلیل شان هم این است که در میان مجرمان و افراد ضد اجتماعی چپ دستان زیادتر هستند. این نظریه هم پایه علمیندارد زیرا در میان چپ دستان هم نوابغی مثل لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی و افراد برجسته مثل لوئیس کارل روانشناس و محقق آمریکایی وجود دارند.
6 نظریه کارکردهای مغزی: چپ دستی و راست دستی جنبه فطری دانسته و به عملکرد نیمکرههای مغز بستگی دارد به طوری که در فرد چپ دست نیمکره راست مغز قویتر و در فرد راست دست نیمکره چپ قویتر است. این نظریه جدیدترین و در عین حال عاقلانهترین دلیل برای چپ دستی و راست دستی است.
کشف ژن عامل چپ دستی
دانشمندان انگلیسی موفق شدند در پژوهشهای خود اولین ژنی که احتمال وقوع چپدستی را افزایش میدهد، کشف کنند.
تیم تحقیقاتی دانشگاه آکسفورد در یافتههای خود نشان دادند این ژن که1 LRRTM نام دارد، در کنترل بخشی از مغز که عملکردهای خاصی چون سرعت و احساسات را به عهده دارد، نقش کلیدی ایفا میکند.
در افراد راست دست معمولا طرف چپ مغز مسول کنترل عملکردهای سرعت و زبان و طرف راست وظیفه کنترل احساسات را به عهده دارد. این در حالی است که در افراد چپ دست، این مکانیزم اغلب برعکس بوده و به گفته این محققان ژن1LRRTM مسوول این تغییر فضای کنترلی است.همچنین این محققان معتقدند در افراد دارای این ژن به این دلیل که اغلب تعادل غیرمعمول عملکردهای مغزی را موجب میشود، میتواند خطر ابتلا به بیماریهای ذهنی چون اسکیزوفرنی را افزایش دهد.
در این خصوص کلاید فرانکس از مرکز ژنتیک انسانی دانشگاه آکسفورد توضیح داد: «امیدواریم که این کشف به ما در شناخت توسعه نامتقارن مغز کمک کند. نامتقارنی مغز از مشخصههای بنیادی مغز انسان است که عملکرد آن در بسیاری از شرایط روحی روانی مختل میشود. « به هرحال افراد چپ دست نباید نگران ارتباط میان «دست برتری» و اسکیزوفرنی خود باشند. چرا که ما دقیقا نقش این ژن را در بروز این عارضه روحی نمیدانیم.»
این چپ دستهای باهوش
تا چندین سال قبل افرادی که چپ دست بودند برای اطرافیانشان جای سوال داشتند و بحث در مورد آنکه چپ دستها باهوشترند یا راست دستها خیلی زود همهگیر شد و محققان نظرات متفاوتی را در مورد این موضوع اعلام کردند.
اما آخرین تحقیقات نشان میدهد که تمام آن دسته از افرادی که دست چپ هستند در قسمتهای مشخصی از مغزشان نسبت به راست دستها پیشرفته تر هستند. به طور مثال آنها خلبانان بهتری میشوند و معمولا از جمله افرادی هستند که به راحتی میتوانند دو کار صحبت کردن و رانندگی کردن را هم زمان به خوبی انجام دهند.
اثبات این موضوع که آنها به راحتی میتوانند از پس دو کار فکری هم زمان برآیند در تحقیقات گسترده مجله «هوش» ثبت شده و ظاهرا شکی هم در مورد آن وجود ندارد.
تحقیقات در دانشگاه ملی استرالیا نیز نشان دهنده آن است که چپ دستها معمولا هنگام یادگیری زبان از هر دو نیم کره مغزشان استفاده میکنند و این در حالی است که راست دستها فقط از نیمکره راست خود کمک میگیرند. دو نیمکره مغز در واقع شبیه هم هستند. آنها در مورد دریافت اطلاعات دقیقا یکسان عمل میکنند و یک راهکار را برای تحلیل در نظر میگیرند. اما معمولا وظایفی همچون زبان معمولا در یکی از آنها صورت میگیرد که در مورد چپ دستها ظاهرا هر دو این دو نیمکرهها فعال هستند.
منطقه دیگری که در مغز نقطهای کاملا مشخص دارد همان دریافت اطلاعات است که معمولا در سمت راست بدن انجام میشود. به این معنا که از سمت راست اطلاعات وارد شده و به نیمکره چپ میرود تا مورد تحلیل قرار بگیرد و اطلاعاتی هم که از قسمت چپ بدن وارد شدهاند به نیمکره راست رفته و در آنجا مورد تحلیل قرار میگیرند که در هر دو حالت مغز آنها را دریافت کرده و پس از ترکیب آنها دستوری را برای شنیدن و یا دیدن صادر میکند.آخرین تحقیقات در مورد چپ دستها نشان دهنده آن است که مغز این افراد به دریافت اطلاعات از هر دو نیمکره خود کمک میگیرد و این در حالی است که گستردهترین تحقیقات روی افراد چپ دست و راست دست نیز نشان داده است که ارتباط بین نیمکره راست و چپ در افراد چپ دست بسیار بهتر و سریعتر از راست دستهاست. و به این معناست که چپ دستها در فعالیتهایی همچون ورزش و بازیها بسیار سریعترند و واکنشهای سریع آنها باعث بهتر بودن آنان میشود زیرا میتوانند به راحتی از هر دو نیمکره مغز خود استفاده کنند تا در فعالیتها شرکت کنند و در ضمن هر زمان که یک سمت مغز آنها از دریافت اطلاعات خسته شد و توانایی آن پائین آمد نیمکره دیگر به سرعت به کمک آمده و جای آن را میگیرد.
به همین علت است که افراد کهنسال چپ دست معمولا در زمان پیری که مغز هر فردی رو به کندی میرود حال بهتری دارند و میتوانند حافظه و عکسالعملهای بهتری داشته باشند.
بچه معروفهای چپ
شاید قدیمیترین چپ دستهای شناخته شده اسکندر و ابن خلدون بودهاند؛ دو آدمیکه نسبتی دیرینه با تاریخ دارند. ژولیوس سزار و ناپلئون بناپارت هم از معروفترین چپدستهای جهانند. پرنس چارلز ولیعهد انگلستان هم چپ دست است. اما جالبتر اینکه در طول 39 سال گذشته فقط 2 نفر از رئیس جمهورهای آمریکا (جیمیکارتر و جورجدبلیوبوش) چپ دست نبودهاند. جرالد فورد، رونالد ریگان، جورج بوش پدر و بیل کلینتون همگی چپ دست بودهاند. گاندی، فیدل کاسترو، چه گوارا و سیمون بولیوار هم در این فهرست میگنجند. آمیتا باچان هم از چپ دستان معروف جهان است. البته به فهرست سینماییها باید کسانی چون کیم نواک، چارلی چاپلین، مایکل لندون، جان استوارت، بنی استیلر، تام کروز، آنجلینا جولی، پیرس برازنان، نیکول کیدمن و دمیمور را هم اضافه کرد.
فراموش نکنید که چپ دستان موسیقی با همه مشکلاتی که در نواختن ساز دارند، اما همیشه جزو نوابغ این عرصه بودهاند: کورت کوبین، دیوید بوی، جیمیهندریکس، جرج مایکل، پل مککارتی و فرد آستر اما معروفترین چپ دستها، لئوناردو داوینچی، میکل آنژ، اسحق نیوتن، آلبرت انیشتین، رامبراند، پیکاسو، باخ، بتهوون، بیل گیتس و نیچه هستند. در دنیای ورزشکاران چپ دست اسامیهمچون دیگو مارادونا، پله، جان مک کنر دیده میشود.
بهاره صفوی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
بازیکن تیم 98 در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛