در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور شد که مرتکب قتل شدی؟
برای دفاع از ناموس خودم مجبور به این کار شدم، مقتول مست بود و به سمت من حمله کرد چارهای بجز مقابله با او نداشتم.
مدعی هستی که برای دفاع از خودت دست به قتل زدهای در صورتی که اقدام به سرقت ماشین مقتول کردی، به نظر نمیرسد با انگیزه ناموسی دست به قتل زده باشی.
نه اینطور نیست من به خاطر سرقت مرتکب قتل نشدم برای اینکه بتوانم از محل فرار کنم مجبور شدم از ماشین مقتول استفاده کنم، قصد قتل نداشتم فقط فرار کردم و بعد هم ماشین را در جایی رها کردم.
اگر به قصد دفاع مشروع مرتکب قتل شدی پس چرا متواری شدی؟
آنقدر ترسیده بودم، نمیدانستم باید چه کنم، در آن زمان نمیدانستم اطلاع دادن به پلیس میتواند به من کمک کند. لحظات وحشتناکی را پشتسر گذاشتم هنوز هم یادآوری آن لحظات آزارم میدهد.
با مقتول چطور آشنا شدی؟
من در یک شرکت خدماتی کار میکردم، زندگی فقیرانهای داشتیم، از فرط فقر و ناتوانی مجبور شده بودم به عنوان کارگر در خانههای مردم کار کنم، پسری 10 ساله داشتم و باید هزینههای زندگی او را تامین میکردم. وقتی در شرکت مشغول به کار شدم با زنی به نام مریم همکار شدم مدتی بعد او به عقد مردی که از شرکت کارگر میگرفت درآمد البته به صورت صیغهای، بعد از مدتی هم از او جدا شد. وقتی آن مرد دوباره به شرکت مراجعه کرد و کارگر خواست با او آشنا شدم.
خب چرا از دوستت در مورد خصوصیات مقتول و اینکه چرا از او جدا شده سوال نکردی؟
دوستم به خاطر اینکه مدت صیغهاش تمام شده بود از آن مرد جدا شد، او فقط در مورد عصبانیت آن مرد صحبت میکرد و اعتراض داشت، من هم دوست نداشتم که وارد زندگی خصوصیاش شوم، وقتی آن مرد دوباره به شرکت مراجعه کرد، مدعی شد چون زنان در خانه بهتر از مردان کار میکنند کارگر زن میخواهد دوستم به من گفت، او مرد دست و دل بازی است و خوب پول میدهد من هم قبول کردم که بروم.
چه مدتی بود برای مرد صاحبخانه کار میکردی؟
حدود 2 هفته بود و هر روز یا یک روز در میان به خانهاش میرفتم، تمیز میکردم و برمیگشتم.
در این مدت رفتار مشکوکی از او ندیدی؟
اصلا کاری نمیکرد که من حتی ذرهای به او شک کنم، البته چند بار دیده بودم که مشروب میخورد، اما هیچ وقت رفتاری ناشایست از خود نشان نداده بود، ضمن اینکه من فقط میخواستم کار کنم و بعد از پایان کارم هم خانه را ترک میکردم.
پس چطور شد که او با تو در گیری پیدا کرد؟
بعد از 2 هفته که به خانه مقتول میرفتم، چند روزی مرخصی گرفتم تا به دیدار خانوادهام بروم وقتی برگشتم به خانهام آمد وگفت خانهاش خیلی کثیف است از من خواست همراهش بروم و خانه را مرتب کنم، من هم قبول کردم، نمیدانستم چه قصدی دارد وارد خانه شدم و بلافاصله کارهایم را شروع کردم، تقریبا همه جای خانه به هم ریخته بود من از قسمت پذیرایی شروع کردم، داشتم بشقابها را جمع میکردم که یک دفعه مقتول سراغم آمد حالت عادی نداشت، مشروب زیادی خورده بود، پیشنهاد بیشرمانهای را مطرح کرد و من هم قبول نکردم، او اصلا نمیدانست که چه میکند دوباره پیشنهادش را مطرح کرد من باز هم مقاومت کردم و وقتی دید حاضر به پذیرش حرفش نیستم با مشت ضربهای بر چانهام زد، نمیتوانستم در برابرش مقاومت کنم و چارهای بهجز قتل نداشتم.
وقتی متوجه شدی مرد صاحبخانه مست است چرا از خانه خارج نشدی؟
این مساله آنقدر در مدت زمان کوتاهی اتفاق افتاد که من اصلا فرصت خروج از خانه را نداشتم، مرد صاحبخانه به من حمله کرد چارهای بهجز دفاع از خودم نداشتم او به شدت مرا کتک زد طوری که دندانم شکست. اگر او را با چاقو نمیزدم نمیتوانستم از خودم دفاع کنم.
خب با زدن یک ضربه چاقو میتوانستی فرار کنی اما ضربات بیشتری وارد کردی؟
وقتی مرد صاحبخانه به طرفم حمله کرد و خواست مرا مورد تعرض قرار دهد کنترل خودم را از دست دادم و ضربات را وارد کردم در آن لحظات اصلا به اینکه فقط یک ضربه بزنم و فرار کنم فکر نمیکردم ضمن این که کارد میوهخوری در دستم بود و بعد از وارد آوردن ضربات متعدد بود که توانستم بر او غلبه کنم و بلافاصله هم جسد را در ملحفه پیچیدم و فرار کردم.
در پروندهات آمده از شوهرت جدا شدی علت آن چه بود؟
من و شوهرم با هم اختلاف داشتیم و به خاطر اختلافاتمان جدا شدیم، من از پسر 10 سالهام نگهداری میکردم، بعد از جدایی از شوهرم، خودم مجبور شدم کار کنم چون شرایط مالی بسیار بدی داشتم، من برای این که زن فاسدی نباشم و برای فرزندم مادر آبروداری باشم حاضر شدم در خانههای مردم کار کنم، نمیتوانستم اجازه دهم کسی به این شکل حیثیتم را لکهدار کند. من پسرم را با سختی بسیاری بزرگ کرده بودم و در تمام دوران فقر و بدبختیام حتی لحظهای پایم نلغزید باز هم میگویم فقط از حیثیتم دفاع کردم.
چه خواستهای از اولیای دم داری آیا فکر میکنی آنها تو را ببخشند؟
خواستهام این است که مرا به خاطر پسر 10سالهام ببخشند و بدانند من به عمد پدرشان را نکشتم و در آن لحظات چارهای جز این کار نداشتم. میخواهم به آنها بگویم باور کنند به خاطر پول، پدرشان را نکشتم، اگر به خاطر پول بود چیزهایی در خانه بود که میتوانستم بردارم و فرار کنم، اما این کار را نکردم.
خودت فکر میکنی اشتباهت کجا بود که این اتفاق افتاد؟
اشتباه من این بود که به مرد صاحبخانه اعتماد کردم، نباید وارد خانه او میشدم و باید بعد از این مساله دستپاچه نمیشدم و هر چه سریعتر خانه را ترک میکردم. امیدوارم که اولیای دم از من گذشت کنند و به این نکته که چه چیزی باعث شد من پدرشان را به قتل برسانم توجه کنند. من میخواستم زندگی شرافتمندانهای داشته باشم اما گرفتار شدم.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: