تولد دوباره ارتش

طلوع خورشید انقلاب اسلامی آغاز حرکتی بود که ریشه در قرن های متمادی فریاد آزادیخواهی مسلمانان داشت.
کد خبر: ۱۵۸۲۲۵
در این راه پرفراز و نشیب ، چه جان ها که جان به جان آفرین تسلیم نشد و چه خون ها که به در و دیوار زندان ها پاشیده نشد اما ندای حق طلبی اسلام هرگز در گلوی مسلمانان وارسته خاموش نشد و طنین خونبار خویش را در این فریاد پرصلابت که قرن ها به طول انجامید، حفظ کرد و سرانجام پس از سال ها مبارزه و استقامت در برابر ظلم و جور حکومت های طاغوت ، مبارزی نستوه از سلاله پاک پیامبر اسلام (ص)، دریای بیکران انسان ها را به قیامی سترگ دعوت کرد.

آن رهبر بزرگ با قدوم مبارکش به خاک گلگون میهن اسلامی ، 12 بهمن ماه سال 1357 هجری شمسی را به بهار گرم و پرشور مبدل کرد. 29 سال پیش در چنین روزهایی ، لرزشی که بر پیکره رژیم وابسته پهلوی افتاده بود به شکافی عمیق و سپس به فروپاشی بساط 2500 سال ستم شاهنشاهی انجامید. این پیروزی تاریخی ، خون مطهر ده ها هزار شهید و رنج ها، محرومیت ها، زجرها و شکنجه های بی شمار بود.

این ملت به تاسی از مکتب حیات بخش اسلام و با استفاده از تجارب تلخ گذشته درصدد برآمد تا دست نیاز به سوی هیچ قدرتی جز خدای بزرگ دراز نکند و در سایه سیاست نه شرقی ، نه غربی ، شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی را برای نخستین بار در تاریخ طولانی و پرفراز و نشیب خویش تجربه کند و این همه را در نظامی که عنوان جمهوری اسلامی زینت بخش تارک آن بود، متجلی کند.

ملت مسلمان ایران به رهبری فقیهی آگاه و مبارز بر ویرانه های رژیم طاغوت ، نظامی تازه با ماهیتی اسلامی و الهی بنیان نهاد و تمام همت و تلاش خود را برای ایجاد جامعه ای نوین با ویژگی های اسلامی به کار بست.

انقلاب اسلامی تولد دوباره امتی بود که یکی از شورانگیزترین و عمیق ترین تحولات حماسه ساز را در تاریخ اسلام به ثبت رساند؛ حماسه ای بر مبنای ایمان و بر محور ولایت فقیه ، حماسه عظیم ملتی که با نثار خون خود پیام رهایی بخش استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی را تحقق بخشید.

با نگرشی بر علل و ریشه های حرکت توفنده ملت مسلمان ایران در به بار نشستن نهال انقلاب و شکستن پیکره حکومت طاغوت بخوبی در می یابیم که این حرکت ریشه در باورهایی عمیق از مکتب حیات بخش اسلام داشت.

پیوستن ارتش به صفوف مبارزات قهرمانانه ملت سلحشور ایران اسلامی در روزهای پرتلاطم انقلاب و در لحظاتی که جشن مقدس ملت مسلمان در راهپیمایی های میلیونی و اعتصابات سراسری متبلور می شد، در حقیقت نشات گرفته از روحیه اعتقادی و اسلامی آنان به منظور پیاده کردن احکام الهی در این سرزمین بود. در آن لحظات حساس ، رژیم شاه می کوشید تا به تنها تکیه گاه خود که سخت بدان امیدوار بود، توسل جوید.

یعنی ارتش را به بهانه های گوناگون از پادگان ها بیرون کشیده و علی رغم وظیفه اصلی آن که دفاع از مرزهای میهن و حفظ حقوق و مصالح و شرف مردم است رویاروی همان مردم قرار داده و توسط معدودی سرسپرده و بیگانه از اسلام و قرآن ، فرزندان مسلح ملت را به ستیز علیه ملت وادارد؛ اما وقتی فطرت های پاک ارتشیان مسلمان از خروش و قیام ملت متاثر شد و جرقه های اسلام خواهی و انسان دوستی در قلب های آنها درخشیدن گرفت ، تمام امید رژیم که به استوانه تنومند ارتش متکی بود، برباد رفت و کاخ ظلم و ستم طاغوت فروپاشی کرد.

انقلاب اسلامی ، شیوه ها، تاکتیک ها و خط مشی های خاصی در برخورد با پدیده های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و بویژه نظامی داشته است.

در این میان برخورد انقلاب اسلامی با نیروهای مسلح به جا مانده از رژیم گذشته ، برخوردی کم نظیر بوده و از حیث واقع بینی و ارزیابی صحیح نسبت به اهمیت ، ساختار و موجودیت چنین نهادی به حق باید سرمشق و الگوی انقلاب ها و نهضت های مردمی در سطح جهان قرار گیرد. در زمینه نحوه برخورد انقلاب اسلامی با قوای مسلح باید قبلا برخوردها و دیدگاه های دیگر را در این ارتباط مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد.

اساسا بیشتر انقلاب ها در برخورد با این مساله ، دچار نوعی افراط و تفریط شده اند، برخی راه افراط را پیموده اند، یعنی در تحلیل کلیت ارتش و نیروهای مسلح به جا مانده از نظام سابق اصالت را به راس هرم قوای مسلح یعنی برخی امرای خود فروخته و عناصر سرسپرده به اجانب داده و از این رو پیکره اصلی ارتش را مورد غفلت قرار داده اند، در نتیجه با انحلال قوای مسلح ، عملا انقلاب و ملت انقلابی را از یک پشتوانه قوی در برابر تجاوز بیگانگان محروم کرده اند.

چنین انقلاب هایی در نهایت و بر اثر عدم برخورداری از یک نیروی متشکل نظامی تحت فشارها و توطئه های سیاسی نظامی قدرت های تجاوزگر خارجی به زانو درآمده یا ناچار به سازش شده اند.

برخی انقلاب ها نیز در برخورد با نیروهای مسلح دچار نوعی تفریط شده و اساسا قائل به هیچگونه تصفیه ای در قوای نظامی به جا مانده ، نبوده و ساختار پیشین نیروهای مسلح را حفظ کرده اند.

چنین برخورد سهل انگارانه و مسامحه آمیز باعث شده است در معرض تهدید دائمی از سوی عوامل و ایادی دشمن خارجی در درون قوای مسلح قرار گیرند. انقلاب اسلامی ما در برخورد با نیروهای مسلح ، راه سومی را برگزید و با وجود انتظار و تمایل و عوامل ضدانقلاب دچار افراط و تفریط نشد، یعنی نه درصدد اجرای بینش های افراطی چپ روانه و کورکورانه مبنی بر انحلال و فروپاشی قوای نظامی به جا مانده از رژیم سابق برآمد و نه ساده لوحانه به پذیرش بی چون و چرای هرآنچه رژیم سابق به ارث نهاده بود، دست یازید.

رهبر قاطع و آگاه انقلاب (امام رضوان الله تعالی علیه) با تشخیص ماهیت مردمی اسلامی پیکره اصلی ارتش یعنی سربازان ، درجه داران ، افسران جوشیده از متن ملت و برخوردار از فرهنگ اصیل اسلامی و آیین ظلم ستیز ملت سعی کرد، این قشر وسیع نظامی را به صف انقلاب جذب کند.

به تمایلات قلبی آنها که چیزی جز گسستن از نظام ستمشاهی و پیوستن به انقلاب و ملت انقلابی نبود، پاسخ مثبت دهد و در نهایت سدهای مصنوعی و اجنبی ساخته میان ملت و ارتش را فرو ریزد.

امام امت (ره) در یکی از سخنرانی های خود هنگام تبعید در نجف اشرف ، خواسته های قلبی و تمایلات باطنی اکثریت قاطع نظامیان را که تحت سلطه مستشاران خارجی قرار داشتند، چنین توصیف کردند: «الان در ارتش هم همین طور است. شما خیال می کنید ارتش دل خوش دارد از اینها؟ کسی که زمام همه ارتش را بدهد به دست 4 نفر مستشار امریکایی که همه جهات در دست آنها باشد، این بیچاره ها همه در تحت فشار باشند دل خوش دارند؟»

از طرفی انقلاب اسلامی در برخورد با نیروهای مسلح دچار افراط و تفریط نیز نشد؛ به این معنا که قاطعانه و هوشیارانه نسبت به تصفیه و طرد عناصر دست نشانده و خودفروخته و کارگزاران اجانب که کمترین سنخیتی با مردم مسلمان و انقلابی نداشتند، همت گماشته و بدین ترتیب ضمن حفظ و تقویت ارتش و طرد عناصر وابسته و سرسپرده از آن ، میدان وسیع و گسترده ای را جهت رشد و شکوفایی استعدادها، بروز قابلیت ها، شجاعت ها و ایثارها و هر آنچه را از عزت و شرف و ایمان در تار و پود ارتش نهفته بود، باز کرد.

رهبر کبیر و فقید انقلاب اسلامی با تاکید بر این حقیقت که: «ارتش پشتوانه ملت و ضامن استقلال کشور است» و نیز «ارتش مطمئن باشد پایدار است» در عمل بذر امید و عشق و ایمان را در دل آحاد نظامیان رها از قید ستمشاهی افشاندند و ارتش را به عنوان یک بازوی توانا در خدمت اهداف متعالی جمهوری اسلامی قرار دادند.و اما بررسی روند شکل گیری ارتش در نظام فاسد و وابسته شاهنشاهی و نیز بررسی چگونگی اعمال دسیسه ها و ترفندهای دشمنان این آب و خاک برای تحقق سیاست های خائنانه و ضداستقلال و حاکمیت ملی از ارتش به عنوان یک وسیله ، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است ؛ چرا که این بررسی ، عمق توطئه ها و سیاست خصمانه دشمنان این ملت را بوضوع آشکار می کند.

در عین حال بررسی روند تکوین و تشدید احساسات مردم دوستی ، آرمان طلبی ، خداجویی و بیگانه ستیزی در صفوف ارتشیان در طول دوران سلطه شاهنشاهی نیز به عنوان یک ضرورت باید مورد توجه و دقت موشکافانه قرار گیرد.

قدر مسلم ، ارتش بعد از پیروزی انقلاب تولدی نو یافت ؛ تولدی که جلوه های شاخص ، برجسته و چشمگیر آن در ایثارها و فداکاری های ارتشیان در دوران اوجگیری انقلاب و پس از آن در مبارزه پیگیر و بی امان علیه دشمنان داخلی و خارجی انقلاب آشکار شد؛ ولی این حیات دوباره نمی توانست پدیده ای خلق الساعه و بی اصل و ریشه باشد، بلکه این ارزش های ناب و اصیل همچون خداخواهی و مردم گرایی در متن ارتش و نیز پیوندهای عمیق ، فرهنگی و مذهبی میان مردم مسلمان و ارتش بود که بذر تولدی نوین را بارور و مولودی مبارک همچون ارتش جمهوری اسلامی ایران را متولد کرد؛ مولودی که رهبر کبیر و فقید انقلاب اسلامی در وصف آن فرمودند: «ما بحمدالله تعالی ، امروز ارتشی داریم که با سرافرازی و قامتی استوار در جهان می درخشد».

تلاش ما در این مجموعه مختصر و فشرده این است که نگاهی گذرا و در عین حال تحلیلی و مستند بر جایگاه و موقعیت ارتش در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی داشته باشیم. به این امید که چنین نگاه گذرایی ، اهمیت و نقش ارتش را از یک سو و حاکمیت ارزش های اسلامی انقلابی بر مجموعه قوای مسلح جمهوری اسلامی ایران را از سوی دیگر بیش از پیش نمایان کند.

ان شاءالله.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها