اوج کار او قهرمانی جام جهانی 1990، 10سال بعد از قهرمانی اروپاست. در کنار آن ، ماتیوس 7 قهرمانی لیگ را با بایرن مونیخ و اینتر جشن گرفته است. ماتیوس در سال 1990 از سوی مجله ورلد ساکر مرد سال فوتبال جهان شد و یک سال بعد از سوی فیفا به این افتخار نائل شد. وی در یک مصاحبه اختصاصی با فیفا، راجع به برنامه هایش در سال 2008 و نیز دورنمای فوتبال آلمان در یورو 2008 و جام جهانی 2010 صحبت می کند.
برنامه ات برای سال جدید چیست؟
هر کسی امیدها و اهدافی دارد، ولی سلامت اولین آرزوی همه است. در زمینه حرفه ای دوست دارم دوران طولانی تری را در تیم جدیدم داشته باشم. برای این کار باید حرفه ای تر باشید و بسختی کار کنید.
تو در رده باشگاهی و ملی مربیگری کرده ای ، تفاوت اصلی مربیگری در این دو بخش را در چه می بینی؟
در تیم ملی کمتر می توان کاری را انجام داد که در تیم های باشگاهی انجام می دهید. در تیم باشگاهی می توانید زمان بیشتری برای تمرینات مختلف بگذارید؛ اما وقتی مربی تیم باشگاهی هستید، چون وقت کمتری در اختیار دارید باید روان شناس بهتری باشید و تک تک بازیکنان و نیازهایشان را بشناسید.
به عنوان بازیکن به طرز عجیبی موفق بودی. در 46 سالگی به دنبال چه هستی؟
دوست دارم مربی موفقی باشم و جام های زیادی را فتح کنم. چیز دیگری که برایم مهم است ، پیشرفت بازیکنان جوان است که باعث بالا رفتن کیفیت تمام تیم می شود و شانس بردن جام های مختلف را افزایش می دهد.
به عنوان بازیکن و مربی بزرگترین موفقیت خود را در چه می بینی؟
مسلما بزرگترین موفقیت من قهرمانی جام جهانی 1990 بود. به عنوان مربی هم پیروزی بر نیوکاسل در دور انتخابی لیگ قهرمانان برایم اهمیت ویژه ای داشت. کسی انتظار نداشت ما بتوانیم از سد نیوکاسل عبور کنیم. این برد اعتماد به نفس ما را بالا برد و وقتی به صربستان برگشتیم ، تمام کشور به وجد آمده بودند. این برد به همان سبکی بود که آلمان جام جهانی 1954را برد. ما بازی رفت را در خانه یک بر صفر باخته بودیم ، ولی بازی برگشت را با همین نتیجه بردیم و در ضربات پنالتی 4 - 3 برنده شدیم.
سبک بازی ویژه ات باعث شد به بهترین هافبک جهان تبدیل شوی. در حال حاضر چه بازیکنی را در نقش بازیساز بیشتر می پسندی؟ چه بازیکنی می تواند بهترین بازیکن جهان باشد؟
در یک دهه اخیر فوتبال تفاوت های زیادی کرده است. دیگر بازیکنان بازیسازی مثل زیدان ، زیکو، میشل پلاتینی و مخصوصا دیگو مارادونا پیدا نمی کنید. شاید دیه گو در وردربرمن یکی از آن بازیکن ها باشد که می تواند به بازی تیمش ریتم بدهد. باستین شواین اشتایگر هم اگر به فرم سابقش برگردد می تواند بازیکنی در آن سطح باشد. تونی کروس 17 ساله هم اگر خوب پیشرفت کند می تواند یک بازیکن بزرگ شود.
نقش بازیساز چگونه تغییر کرده است؟
نحوه چیدمان بازیکن ها در زمین تغییر کرده و دیگر نمی توان یک بازیساز شماره 10 به سبک کلاسیک در زمین داشت. مارادونا و میشل پلاتینی بازیسازهای کاملی بودند. آنها از نظر شخصیتی و تکنیکی بازیکنان دیگر را تحت تاثیر قرار می دادند و در مقابل دروازه فوق العاده بودند.
چیدمان مورد علاقه ات چیست؟
من طرفدار فوتبال تهاجمی تیم هایی مثل آرسنال و بارسلونا هستم. بایرن مونیخ هم در شروع فصل با چنین سبکی بازی می کرد. با این که فوتبال تهاجمی را دوست دارم اما شما نباید توجه به دفاع را هم فراموش کنید.
بزودی یورو 2008 در سوئیس و اتریش شروع می شود. در مورد آلمان یوآخیم لوو چه چیزی پیش بینی می کنی و چه تیم هایی را شانس قهرمانی می دانی؟
پیش بینی این بازی ها خیلی مشکل است. تیم های حاضر همه از قدرت برابری بهره مند هستند و بازیکنانی دارند که در تیم های بزرگ اروپایی ستاره اند. قدرت جسمانی و مساله روحی ، روانی در این بازی ها تعیین کننده خواهد بود.
درخصوص آلمان و با توجه به نتایجی که بتازگی گرفته اند نمی توان آنها را شانس قهرمانی دانست. آنها پشت سر جمهوری چک در گروهشان دوم شدند و در جام جهانی ، در خانه خود سوم شدند. اگر به فهرست 50 بازیکن برتر جهان توجه کنید، فقط دو بازیکن آلمانی در جمع 50 بازیکن برتر جهان پیدا می کنید. اگر به آمار نگاه کنید، آنها در بین شانس های قهرمانی نیستند. با این حال تیم زیرنظر یوآخیم لوو بخوبی پیشرفت کرده و می تواند در تورنمنت های بزرگ با اطمینان خاطر بازی کند. تیم های زیادی هستند که می توان آنها را مدعی نامید و از آن جمله می توان به اسپانیا، پرتغال و هلند اشاره کرد، اما مدعیان واقعی ، فرانسه و ایتالیا هستند.
آیا این موضوع که تیم کنونی آلمان به قدرت تیمی است که در جام جهانی 1990 قهرمان جهان شد، صحت دارد؟
فوتبال تغییرات زیادی کرده و این عادلانه نیست که بازیکنان آن زمان را با حال مقایسه کنیم. بازیکنان تیم کنونی اما بخوبی تیم آن دوره هستند.
تا 2 سال و نیم دیگر اولین دوره جام جهانی در یک کشور آفریقایی برگزار می شود. این جام را چگونه می بینی؟
این کشور و قاره آفریقا باید بابت این میزبانی به خود افتخار کنند. این یک فرصت بزرگ برای هر کسی است که از نزدیک مشاهده کند فوتبال تا چه حد می تواند در یک کشور تغییر ایجاد کند. از دیدگاه اجتماعی و اقتصادی ، کشور آفریقای جنوبی و قاره آفریقا پیشرفت خواهند کرد. ما خود در جام جهانی 2006 تاثیر این رویداد مهم را دیدیم ، باید از فرانتس بکن باوئر که میزبانی جام جهانی را برای ما به ارمغان آورد، تشکر کنیم.
آیا علاقه داری که در جام جهانی 2010 روی نیمکت یکی از تیم های حاضر در مسابقه ها حاضر باشی؟
برای هر مربی این یک اتفاق بزرگ است که در جام جهانی حاضر باشد. من سابقه بازی در جام جهانی را دارم و دوست دارم تجربه مربیگری را نیز به آن اضافه کنم. از جنگیدن برای کسب چنین موفقیتی هیچ هراسی ندارم.
منبع: سایت فیفا / 14 ژانویه