در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیتالله سیدمحمد حسینیبهشتی، فرزند سیدفضلالله، دوم آبان ماه 1307 در اصفهان و در یک خانواده روحانی متولد شد.
دوره تحصیل ابتدایی و بخشی از دوره متوسطه را در زادگاهش گذراند. سپس در 1321 به فراگیری علوم دینی پرداخت و تحصیلات حوزوی دروس سطح خود را در مدرسه اسلامی صدر اصفهان در مدت 4 سال به پایان رساند و همزمان مکالمه زبان انگلیسی را آموخت. در 1325 وارد حوزه علمیه قم شد و دروس ناتمام سطح را تکمیل کرد. با پیگیری تحصیلات دبیرستانی موفق به اخذ دیپلم ادبی شد و به دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) راه یافت. در 2 سال آخر تحصیلات و نیز پس از گرفتن لیسانس فلسفه در 1330 به تدریس زبان انگلیسی در دبیرستانهای تهران و قم پرداخت.1 در اردیبهشت 1331 با یکی از بستگان خود به نام خانم عزتالشریعه مدرس مطلق که یک روحانیزاده بود ازدواج کرد و صاحب 4 فرزند شد. با ادامه تحصیلات دانشگاهی در 1353 از دانشگاه تهران دکترای فلسفه گرفت.
با شکست نهضت ملی نفت، خلاء وجود یک تشکیلات منظم سیاسی و نیروهای سازمان یافته را برای مبارزه با حکومت پهلوی کاملا احساس کرد و لذا دبیرستان «دین و دانش» قم را با هدف تربیت افراد برای مبارزات سیاسی بنیان نهاد و به مدت 10سال مدیریت آن را بر عهده گرفت. در فعالیتهایی از قبیل انتشار مجله مکتب اسلام و سالنامه و فصلنامه مکتب تشیع حضوری موثر داشت.
در 1339 با یاری عدهای از همفکرانش «کانون اسلامی دانشآموزان و فرهنگیان قم» را با هدف ایجاد پیوند بین طلبهها و دانشجویان به ریاست دکتر مفتح بنیان نهاد. در همین سال جمعی از استادان حوزه علمیه قم از جمله دکتر بهشتی با هدف ساماندهی نظام آموزشی حوزه، برنامهای 17ساله را تدوین کردند و بعدها مدارسی را براساس این برنامه جدید تاسیس نمودند که از جمله میتوان مدرسه «منتظریه» (حقانی) را نام برد.2
در 1342 به سازمان برنامهریزی کتابهای درسی آموزش و پرورش راه یافت و مسوولیت تالیف و اصلاح کتابهای دینی را برعهده گرفت. در اواخر 1342 به دلیل فعالیت های مختلف سیاسی و فرهنگی، به اجبار قم را ترک کرد و به تهران رفت و با گروههای مخالف حکومت از جمله «هیاتهای موتلفه اسلامی» ارتباط برقرار کرد و پس از مدتی از سوی امام خمینی به عضویت شورای فقهی سیاسی این گروه برگزیده شد.
سال 1343 بنا به درخواست مسلمانان هامبورگ و اصرار برخی از مراجع تقلید خصوصا آیتالله سیدمحمدهادی میلانی به آلمان رفت و «مرکز اسلامی هامبورگ» را بنیان نهاد و در مدت 5 سال، حوزه فعالیت خود را علاوه بر هامبورگ و سراسر آلمان به برخی از کشورهای اروپایی گسترش داد و توانست با کمک عدهای از دانشجویان ایرانی «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان» را ایجاد کند. با تسلط یافتن به زبان آلمانی، با افکار متفکران و فیلسوفان غربی آشنا شد. وی یکی از بنیانگذاران «جامعه روحانیت مبارز» تهران است.
پس از تشکیل «شورای انقلاب» به دستور امام (ره)، به عضویت این شورا درآمد. در اوایل اسفند 1357 در تاسیس «حزب جمهوری اسلامی» نقش برجستهای ایفا کرد و به دبیرکلی آن انتخاب شد. در تدوین قانون اساسی در سال 1358 ش نقش موثری داشت و نایب رئیسی مجلس خبرگان را نیز عهدهدار بود. سپس از سوی امام (ره) به ریاست دیوان عالی کشور که در آن روزگار، ریاست قوه قضاییه شمرده میشد، منصوب گشت.
سرانجام در هفتم تیر 1360، در محل دفتر حزبجمهوری اسلامی براثر بمبگذاری (منافقین) به همراه عدهای از یاران و همفکرانش به شهادت رسید و مظلومیت وی آشکارتر گشت. محققان غربی درباره شهید بهشتی اینگونه نوشتند: نبوغ مدیریتی آقای دکتر بهشتی بزرگترین موهبتی بود که با مرگش، جمهوری اسلامی از آن محروم شد.3
پانوشتها:
1 غلامعلی حدادعادل، دانشنامه جهان اسلام، تهران: 1375، بنیاد دائرهالمعارف اسلامی، 4/ 826.
2 راست قامتان جاودانه تاریخ اسلام، تهران: 1361، بنیاد شهید انقلاب اسلامی، واحد فرهنگی، 1/ 37 40.
3 غلامعلی حدادعادل، پیشین، صص 827 828.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: