می خواهم چلو کبابی بزنم‏

ارژنگ امیرفضلی پسر زنده‌یاد حسین امیرفضلی است. این بازیگر 37 ساله که کارش را حدودا از سال 67 و با تئاتر شروع کرده، از سال72 وارد تلویزیون شد و با توجه به نوع میمیک چهره و فیزیکش مورد توجه قرار گرفت. اما ارژنگ پرشور و نشاط، لااقل روزی که ما در پشت صحنه سریال «آرزوهای شیرین» که این روزها سیدوحید حسینی دارد آن را برای گروه خانواده شبکه یک می‌سازد، خیلی کیفش کوک نیست.
کد خبر: ۱۵۷۶۷۹

 توی این سن و سال به قول خودش محتاط‌تر شده و همیشه از فردا و بیکاری و بی‌پولی دلشوره دارد. برای همین است که می‌گوید اگر یک بار دیگر به دنیا بیاید، به جای رفتن دنبال بازیگری و کار هنری، چلوکبابی می‌زند.  با همه اینها شما نباید این جور وقت‌ها خیلی حرف هنرمندان را جدی بگیرید. می‌گویید نه؟ صبر کنید تا نتیجه بازی‌اش را در همین کار جدیدش «آرزوهای شیرین» ببینید تا بهتان ثابت بشود جناب ارژنگ خان هنوز هم محکم و استوار پای کارش ایستاده تا روی لب من و شما لبخند بنشاند.

بعد از مجموعه «سلام» چه کار کرده‌ای؟
هیچی. فقط یک سکانس افتخاری در یک فیلم سینمایی بازی کردم که اسمش هم یادم نیست.

خودت هم برای «آرزو‌های شیرین» متن می‌نویسی؟
نه.

خیلی وقت است نوشتن را گذاشته‌ای کنار. درست است؟
آره، دستم به قلم و نوشتن نمی‌رود. نمی‌دانم چرا.

دقت نکرده‌ای ببینی دلیلش کجاست؟
نه، اگر پیدا کرده بودم که درستش می‌کردم. فعلا فقط بازی‌ می‌کنم. رشته اصلی من بازیگری است، بعد می‌روم سراغ کارهای دیگر.
حالا هم که دستم به قلم نمی‌رود، ترجیح می‌دهم بیشتر بازی کنم.

می‌شود نتیجه گرفت که نوشتن نسبت به بازیگری کار خلاقانه‌تری است؟
نه. جفتش مثل هم است. برای هر دوش باید آدم خلاقی باشی.

خودت نقش‌های طنز را بیشتر دوست داری؟
برایم فرقی نمی‌کند. من جدی هم بازی می‌کنم، همه می‌خندند  توی «اخراجی‌ها» جدی بازی کردم.

به نظرت «اخراجی‌ها» جدی بود؟
 آره، یک معتاد بود دیگر. خودم را کج و کوله هم نکرده بودم.

پس اگر می‌خواستی آن نقش را کمدی بازی کنی، چه کار می‌کردی؟
 اگر می‌خواستم کمدی‌اش کنم، می‌توانستم خیلی بیشتر اغراق کنم که خنده‌اش بیشتر شود. می‌توانستم بی‌حرف کاری کنم که ملت
همین‌جور فقط نگاه کنند و بخندند. می‌شد اگزجره‌ترش کرد. به هر حال خیلی برایم فرق نمی‌کند که نقش جدی باشد یا کمدی ولی به ‌هرحال کمدی بیشتر بازی کرده‌ام دیگر.

کلا نقش‌هات را چه جوری انتخاب می‌کنی؟ نقشی که پیشنهاد می‌شود چه ویژگی باید داشته باشد که رد کنی یا بپذیری؟
 اگر ببینم نقش جوری است که می‌توانم  درش بیاورم قبول می‌کنم.
بهتر است نقش طولانی خوبی باشد یا اگر کوتاه است، جوری باشد که بتوانم بازی خاصی بکنم که هم خودم بتوانم ازش لذت ببرم و هم
دیگران. مثلا تازگی‌ها در یک فیلم سینمایی نقش کسی را بازی کردم که در پارک نشسته و دارد مواد مخدر می‌فروشد. ولی یک بار دیگر نقش گارسونی را که می‌آمد سر میزها غذا می‌داد و می‌رفت قبول نکردم.

چرا؟ مگر این دوتا نقش کوتاه چه فرقی با هم داشتند؟
 دومی را هر کس دیگری هم می‌توانست بازی کند. بخش دیگر ماجرا هم برمی‌گردد به این که کار و اکیپ تولید در چه سطحی هستند.
حالا نه این که بگویم من فقط در کارهای سطح بالا بازی می‌کنم ولی اگر ببینم کاری است که معلوم است سرانجام خیلی خوبی ندارد، قبولش نمی‌کنم.

مسائل مالی چقدر توی این هزار تا مورد نقش دارد؟
خیلی دخیل است. برای این که من از این کار پول درمی‌آورم. خیلی وقت‌ها فقط به خاطر پول مجبور می‌شوم بروم سر کار.

هنرپیشه‌ها با ورزشکارها مخصوصا فوتبالیست‌ها یک ویژگی مشترک دارند و آن هم شهرت‌شان است. ولی یک تفاوت خیلی اساسی هم
دارند و آن این است که فوتبالیست‌ها خیلی راحت درباره قراردادها و مسائل مالی‌شان حرف می‌زنند. ولی در سینما و تلویزیون هیچ‌کس دوست ندارد درباره دستمزدش حرف بزند. چرا؟
آخر دستمزدهای آن چنانی هم نمی‌گیرند.

کاری به این چنانی یا آن چنانی‌اش ندارم.
 نمی‌دانم. من هم از وقتی وارد این حرفه شدم، دیدم همه این جوری‌اند. شاید بشود گفت فرقش با فوتبال این است که یک بازیکن با یک
باشگاه قرارداد می‌بندد. ولی این جا یک کار مثلا 20 تا بازیگر دارد. اگر دستمزدها را به هم بگویند، چیز جالبی نیست. ممکن است اتفاق خوبی نیفتد.

یعنی دستمزدت را به همکارهات هم نمی‌گویی؟
نه. نه من ازشان می‌پرسم و نه آنها از من. این جور سوال‌ها را بیشتر مردم توی خیابان ازمان می‌پرسند. چون فکر می‌کنند میلیونی
پول می‌رود توی حسابمان. آدم می‌ماند چی جواب بدهد.

کاری که وسط کار ببینی خیلی اوضاعش خراب است و آن چیزی که فکر می‌کردی نیست، چه کار می‌کنی؟
 ادامه‌اش می‌دهم. چون قرارداد بسته‌ام.

یعنی اینقدر جسور نیستی که رهایش کنی؟
نه، اینقدر بی‌معرفت نیستم.

 کلا با بازیگری حسی رفتار می‌کنی یا تکنیکی؟
بیشتر حسی است.

دوست داری همین بازیگری را ادامه بدهی دیگر؟
بله.

این که «اخراجی‌ها» خیلی خوب دیده شد، باعث نشد راه برای کارهای بعدی‌ات باز شود؟
نه، شاید از ما خوششان نمی‌آید... چه می‌دانم.

چه جوری مطالعه می‌کنی که روی بازی‌ات تاثیر بگذارد؟
 اکثر وقت‌های بیکاری‌ام، خارج از کار اصلا به کار فکر نمی‌کنم  کار مال وقتی است که سرکارم. معمولا وقتی بیکارم، تلویزیون نگاه
می‌کنم یا از رسانه‌های تصویر‌ی فیلم می‌گیرم که ببینم.

منظورم از مطالعه این است که چه جوری سطح آگاهی و معلوماتت را برای کارهای بعدی بالا می‌بری؟
فقط با دیدن فیلم. با دیدن اجتماع، بودن بین آدم‌ها، برخورد با مسائل روز و چیزهای دیگر به روز می‌شوی دیگر.

اهل رمان و کتاب هستی؟
نه، اصلا. حوصله خواندن ندارم.

چطور؟ برای نوشتن، بالاخره وقتی را هم باید برای خواندن بگذاری.
 مطالعه‌ام زیاد نیست. هر وقت می‌خواهم کتاب بخوانم، خوابم می‌گیرد.

دلمشغولی‌ات غیر بازیگری چیست؟
 وسایل خانه را جابه جا می‌کنم، چیزهای مختلف را سرهم می‌کنم. بعضی چیزها را هم خراب می‌کنم البته.

خیلی جوانانه حرف نمی‌زنی چرا؟ آدم خیال می‌کند به قول شاعر در بهار زندگی احساس پیری می‌کنی؟
 جوانانه یعنی چه؟

یعنی با شور و نشاط راجع به کارت حرف نمی‌زنی.
 نمی‌دانم چرا، سنم هم زیاد  نیست.

چند سالت است؟
متولد 49‌ ‌ام.

قبلا که این جوری نبودی.
آره، 15  10 سال پیش خیلی شور و نشاطم بیشتر بود.

فکر می‌کنی نسبت به‌ آن سال‌ها که کارت را تازه شروع کرده بودی، تغییر کرده‌ای؟
صد درصد از سال 71 که هم تلویزیون، هم خودم تغییر کرده‌ام و هم خیلی چیزهای دیگر.

می‌شود گفت باعث شده منفی‌نگر‌تر بشوی؟ یا محتاط‌تر؟
محتاط که شده‌ام، ولی منفی‌نگر نه. البته یک مدت دچار این خصوصیت شده بودم. ولی دوباره برگشتم سرجای اولم. ولی همیشه یک دل
شوره ته‌‌دلم هست از فردا، از بیکاری، از بی‌پولی.

خودت چه جوری شرایط را تغییر می‌دهی؟
 خودم؟ هیچی. توکلت‌ علی الله.

حضور پدرتان  حسین امیرفضلی  چقدر موثر بود برای این که وارد کار هنری بشوی؟
بالاخره پسر او هستم دیگر. هر جوری حساب کنی ازش تاثیر گرفته‌ام.

اگر یک بار دیگر قرار باشد بازیگر بشوی، این مسیر را چه جوری شروع می‌کنی؟
اصلا شروعش نمی‌کنم.

جدی؟
آره، جدی.

پس چه کار می‌کنی؟ کدام مسیر را ادامه می‌دهی؟
چلوکبابی می‌زنم.

حالا از شوخی گذشته...
جدی می‌گویم. چلوکبابی می‌زنم.

فقط به خاطر مسائل اقتصادی و امنیت شغلی‌اش این تصمیم را گرفته‌ای؟
آره دیگر.

خودت چی خوانده‌ای؟
دیپلم گرافیک دارم. دانشگاه نرفته‌ام.

کار گرافیکی هم می‌کنی؟
 نه. نمی‌رسم.


علی محزون‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها