این روزها بچه دار شدن خیلی خرج دارد

کوچولوهای پرخرج

روزها خیلی تندتر از آنچه فکرش را بکنیم ، می گذرند. خیلی زود 9 ماه و 9 روز تمام خواهد شد و مهمان کوچولو از راه خواهد رسید!
کد خبر: ۱۵۷۶۳۴

آنها که قبلا مادر شده اند، دلشان می خواهد از همین حالا میان بچه ها هیچ فرقی نباشد. می گویند «برای این یکی هم کالسکه نو می خریم و یک تختخواب قشنگ مثل همان که برای اولی داشتیم » بعد به بیشتر سیسمونی فروشی های شهر سر می زنند. کنار یک کالسکه نارنجی 120 هزار تومانی می ایستند و می گویند «قیمت مناسب تر دارید؟» هست. می توان بین کالاهای چینی یک کالسکه 70 هزار تومانی هم پیدا کرد. هرچند آنها که هشتشان گروی 9 نیست ، می توانند تا حدود 300 هزار تومان هم هزینه کنند و یک کالسکه مارک دار مرغوب بخرند. اما این جور وقت ها خیلی از آنها که برای بار دوم مادر می شوند، فکر می کنند، «کالسکه توی انبارهم بد نیست. همین که یک دست آب شوما شود، رنگ طوسی اش خوشرنگ می شود.»

رسیدن مهمان کوچولو نزدیک می شود. پدرها مدام مشغول دو دو تا چهار تا کردن می شوند. مادرها می کوشند حواسشان به جیب پدرها باشد وقت تنظیم کردن فهرست خرید. بعد یک فهرست جمع وجور تهیه می شود که بدون آنها چندان راحت نمی توان به استقبال مهمان تازه وارد رفت. بیشتر چیزهایی که در این جور فهرست ها می شود پیدا کرد، شیشه شیر هزار تومان ، وان پلاستیکی حمام ، پستانک ، شامپو، روغن و پودر بچه ، کفش و ست 18 تکه نوزادی و چند دست لباس برای وقتی که کمی قد می کشد، پوشک پارچه ای قابل شستشو 6 عدد می شود هزار تومان.

به این جای فهرست که می رسند بعضی پدرها سرشان را از روی چرتکه برمی دارند، «خسته می شوی چه قدر کهنه بشوری و روی بند پهن کنی؟ پوشک بچه می خریم» و مادرها روزهای هفته را ضرب در خراب کاری بچه ها می کنند و فکر می کند «که نه ، پوشک 2 تا 3 هزار تومانی تنها یک هفته دوام می آورد، به صرفه نیست ، همان پارچه ای را بنویس» و پدرها می نویسند. اما شیرخشک سه هزارتومانی لازم نیست شیر مادرش سالمتر است.

می توان به این فهرست یک عروسک و چند تا ماشین کوکی هم اضافه کرد. تمام اینها البته از نوع و جنس معمولی اش را می توان با حدود 40 تا 50 هزار تومان خرید. سرو ته تخت ، کمد، رختخواب و کالسکه را هم می توان به ساده ترین شکل ممکن با حدود 400 هزار تومان جمع کرد. اما آن دسته از مادرانی که فهرست خریدشان کمی شبیه طومار می شود و چندان دلواپس جیب های خالی نیستند، علاوه بر آن چیزهایی که بدون آنها واقعا نمی توان بچه داری کرد، چیزهای دیگری در فهرست خریدشان پیدا می شود، آنها می توانند از ساده ترین جزو سیسمونی که همان شیشه شیر است ، جنس پیرکس 5 هزار تومانی اش را سفارش بدهند.

وان ، استخر و مبل بادی ، عروسک های موزیکال و ماشین های کنترلی را هم به فهرست خرید اضافه می کنند. حتی می توانند غیر از تختخواب چوبی ، برای دوره شیرخوارگی اش بین 60 تا 200 هزار تومان هزینه کنند و یک تخت خواب ظریف توردوزی شده نرم بخرند که با یک دکمه مثل گهواره شود و به چپ و راست برود. بعد با زدن دکمه دیگری برای فرزند دلبندشان آهنگ های گوش نواز پخش کند. در این جور فهرست ها می توان به جای ماشین کوکی یک ماشین واقعی البته از نوع بچه گانه اش را هم گذاشت که تا وقتی بچه به وزن حدود 20 کیلو برسد می تواند سوارش شود و ویراژ دهد. هر چند قیمت این هم مانند تمام چیزهای دیگر متغیر است اما می توان این نوع از ماشین ها را بین 150 تا حدود 300 هزار تومان خرید و به فهرست یک سیسمونی شیک و مدرن اضافه کرد.
اما فارغ از تمام این جزییات فهرست هایی که مادر تهیه می کند و چرتکه هایی که پدر می اندازد می تواند به اندازه تنوع و دگرگونی تمام این اجناس و اقلام متفاوت باشد.

9 ماه و 9 روز گذشت

روزها از پی هم می گذرند. آنها که قرار است بشوند برکت و رحمت خانه های ما از راه می رسند و داخل جمعیت 2 میلیاردی شان گم می شوند. اولین ضربه های دردناک این دنیا را پرستار می نشاند روی تن سرخ نوزاد. صدای گریه می آید، همه می خندند و چند تا 2 هزار تومانی و 5 هزار تومانی نو می رود توی جیب و دست پرستارها و پرسنل اتاق عمل. وقتی یک روز گذشت باید رفت سراغ حسابداری بیمارستان.

البته اینجا هم چندان شرایط برابری وجود ندارد. این که ما قند عسل هایمان را در بیمارستان خصوصی به دنیا آورده باشیم یا دولتی ، بیمه باشیم یا نباشیم ،اتاق خصوصی گرفته باشیم یا نه ، مهمان هایمان از راه طبیعی آمده باشند یا سزارینی باشند، آن وقت هزینه ای که برای خوشامدگویی آنها می پردازیم ، متفاوت می شود. می شود برای آن که هزینه زایمان به پایین ترین حد ممکن برسد، سراغ بیمارستان های وابسته به نوع بیمه مان برویم.
آن وقت حتی می توان به صورت رایگان تنها با پرداخت هزینه های جزیی جانبی از بیمارستان مرخص شد. اما اگر بخواهیم این گل های بهشتی را در یک بیمارستان دولتی که طرف قرارداد با بیمه ما نیست به دنیا آوریم آن وقت تنها می توان مبلغ ناچیزی حدود 100 تا 200 هزار تومان را از بیمه دریافت کرد و در آن شرایط هزینه به دنیا آمدن نوزادمان متناسب با نوع زایمان ، بین 300 تا 800 هزار تومان متغیر می شود.

علی کریمی ، نماینده یکی از انواع بیمه های تکمیلی کشور می گوید: «افرادی که تحت پوشش بیمه تکمیلی هستند، می توانند حدود یک سوم از هزینه بیمارستان های طرف قرارداد را به عهده بیمه گذار بگذارند.»
اما تمام این حساب و کتاب ها سرانگشتی است و هزینه واقعی را وقتی می توان چرتکه انداخت که نوع بیمه ، نوع زایمان و بیمارستانی را که انتخاب می شود مشخص شده باشد. ولی با تمام این گمانه زنی ها می توان یک زایمان طبیعی یا سزارین تقریبا رایگان در بیمارستان طرف قرارداد بیمه داشت یا این که سرکیسه را آنقدر شل کرد که همان زایمان چیزی بیش از 2 میلیون تومان در بیمارستان خصوصی با شیوه های جدید سزارین برایمان آب بخورد. اما بالاخره از حسابداری بیمارستان کنده می شویم. حالا پیش پای مادر و نوزاد نورسیده باید خون ریخت ، شگون دارد. این طوری چشم های بد و حسود می ترکند. مرد چاقو را می کشد بیخ گلوی گوسفند لاغر و نحیفی که کیلویی 3500 تومان پولش را داده اند، دود اسفند خانه را پر می کند. لکه ای سیاه مثل اثر انگشت می نشیند بین دو ابروی نوزاد و پدر بزرگ در گوشش زمزمه می کند الله اکبر، الله اکبر.

هزینه ها یا سرشکن هستند یا کمرشکن

بچه ها بزرگ تر که شوند خرجشان سرشکن می شود توی خرج خانه ، چند لقمه کمتر و بیشترش مهم نیست همه می دانیم هر که دندان دهد نانش را هم می دهد. حالا فرض کن هرازگاه خرید لباس فصل یا گریه بچه ها پشت ویترین اسباب بازی ها، این هزینه ها با تمام فعالیت های ورزشی و تفریحی شان آن قدر نیست که کمرشکن باشد. اما اگر شاغل باشیم یا بخواهیم بچه ها سری توی سرها داشته باشند و از همان اوان کودکی وارد اجتماع شوند، آن وقت اسم مهد که بیاید می توان ادعا کرد که هزینه های مهد و چند سال بعد از آن پیش دبستانی می تواند کمر خرج را بشکند.

این هزینه ها هنگفت می شوند وقتی مهدهای مراکز دولتی ما ظرفیت نداشته باشند، یا نه بعضی از آنها ظرفیت دارند اما وقتی در خیلی از آنها رده سنی بچه ها تفکیک نشده ، نمی توان چندان اعتماد کرد به بدو بدوهای پسربچه 5 ساله ای که از بالای سر بچه 8 ماهه می دود. از سوی دیگر براساس ضوابط اجرایی بودجه سال 1385 قرار شد همه مهدهای مراکز دولتی جمع شوند. در ازای آن به مادران کارمند ماهی 20 هزار تومان به ازای هر فرزند (حداکثر تا 3 فرزند) هزینه مهد پرداخت شود. البته با این پول ها نمی توان هیچ بچه ای را به مهد فرستاد.

هرچند مهدهای مدارس و وابسته به دولت مبلغی حدود 30 هزار تومان دریافت می کنند، اما همیشه با محدودیت فضا و امکانات مواجه هستند. اما هزینه مهدهای غیردولتی و غیرانتفاعی سر به فلک می کشد. اگر هوس کنیم بچه ها را به مهدهای غیرانتفاعی بفرستیم به این امید که نقاشی و سفال یاد بگیرند. این که اهل کدام محله و شهر باشیم خیلی تفاوت می کند. می توان در بروجرد و اردبیل یک مهد غیرانتفاعی خوب پیدا کرد که حتی زبان انگلیسی هم آموزش بدهد، یک جورهایی همه چیز تمام باشد و تنها حدود 40 هزار تومان هزینه دریافت کند، اما در تهران برای ورود به چنین مهدی باید چیزی بین 100 تا 200 هزار تومان هزینه کرد.

از وقتی پیش دبستانی رفتن اجباری شد، یک فرصت شغلی مناسب درآمدزا هم ایجاد شد برای آنها که هم پول داشتند و هم توانستند مجوز تاسیس مراکز پیش دبستانی غیرانتفاعی را بگیرند. بعد آنها که دلشان می خواست بچه هایشان کسی شوند برای 9 ماه تحصیلی مبلغی بین 800 تا یک میلیون تومان پرداختند تا این که بچه ها سرویس رفت و برگشت داشته باشند، ناهار را هم همان جا بخورند، برگردند و تمام بعدازظهر پشت سر هم داد بزنند A.b.c.d.

اما می توان بچه ها را به آن مراکز پیش دبستانی فرستاد که چیزی بین دولتی و غیرانتفاعی هستند. آنجا تنها کتاب های آموزش و پرورش تدریس می شود، البته ناهار و سرویس رفت و برگشت هم دارند؛ اما می توان کل هزینه ثبت نام به اضافه لباس و لوازم تحریری را که جدا دریافت می شود را با 400 هزار تومان تمام کرد و در ساده ترین شکل ممکن می توان بچه ها را به پیش دبستانی مدارس فرستاد و مبلغی حدود 200 هزار تومان هزینه کرد. البته در شهرستان ها مثل بروجرد، بانه و خیلی شهرهای دیگر این رقم در همین شرایط مشابه تنها 60 هزار تومان هزینه برمی دارد.

حساب همه آنهایی راکه رحمت و برکت خانه های ما می شوند نمی توان با یک چرتکه انداخت. هزینه این کوچولوها می تواند به اندازه تمام اختراع های بشر و تنوع اجناس تولیدی و مهم تر از همه به قد کوچکی و بزرگی جیب پدرها متفاوت باشد.


مرضیه سبزعلیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها