بی مهری به محیط زیست

خبر کوتاه است و شاید بتوان از آن براحتی گذشت: «براساس شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی سال 2008 در مقایسه با 2006 میلادی ، ایران با 14پله نزول به رتبه 67 رسیده است».
کد خبر: ۱۵۷۴۵۳
خبر خیلی کوتاه است و البته اهمیت آن برای مدیران زیست محیطی کشور از آن هم کمتر است وگرنه در طول 2سال آنقدر تخریب محیط زیست در دستور کار نبود که به رتبه پایین تر برسیم.

بر اساس EPI یا همان شاخص عملکردی محیطزیست ، ایران از میان 149 کشور جهان با نمره 76.9 در مقام 67 جهان قرار گرفته است.

با این نزول رتبه می توان چند گونه برخورد کرد:

1- این آمارها را مغرضانه و غیرواقعی توصیف کرد، همچون معاون رئیس جمهور که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز هست ، این آمارها را رد کرد، «غربی ها در زمان توسعه کشورها خود به شاخص های زیست محیطی توجه نداشتند و در حال حاضر این شاخص های زیست محیطی را مقابل توسعه کشورها قرار می دهند.» (نقل به مضمون در گفتگو با برنامه «فرجه» شبکه 4 سیما)این توضیح بهترین روش برای فرار از مسوولیت هاست. اگر شاخص های جهانی برای حفظ محیطزیست وجود دارد، قطعا اجرایی نشدن این قوانین و شاخص ها در کشوری ، جز تاثیرات جهانی این بی توجهی ، نشان دهنده توسعه نامتوازن و تخریب محیطزیست آن کشور است.

2- حالت دیگر این است که می شود به آمارهای مذکور بی توجهی کرد، به این معنا که بر واقعیت آن صحه گذاشت ، اما بنا به شرایط ویژه توسعه آن را از دستورها خارج کرد و به این نتیجه رسید که: آنها آمارهای خودشان را می دهند، ما کار خودمان را می کنیم. باز هم باید پرسید آیا این شیوه و روش هم به منابع ملی ضربه نخواهد زد؟

3- حالت دیگر هم این است که می توان این آمارها را یک تهدید فرض کرد که براساس آن لحظه منابع ملی در حال تجدید است و باید فکری اندیشید و چاره ای جویید و... که از قرار معلوم یک چنین فرض حالتی در دستور کار مدیران زیست محیطی نیست.

4- نگاهی گذرا به برنامه چشم انداز 1400، برنامه توسعه چهارم ، قوانین زیست محیطی مدون در مجالس و دولت های پیشین و حتی سند توسعه ویژه (فرابخش) محیطزیست نشان می دهد حفظ محیطزیست از دید مسوولان ارشد مهم بوده است ، اما در زمان توسعه می توان لوله های چند اینچی گاز را از میان جنگل ها عبور داد و همین طور جاده هایی را با تخریب جنگل ها سامان بخشید و...

5- فارغ از برنامه های کلان ، مساله دیگر این است که سال هاست در ستادهای مختلف و در سازمان حفاظت محیطزیست برنامه هایی وجود داشته و دارد که هنوز اراده ای برای اجرای آن دیده نمی شود. آمارها را کنار می گذاریم و این واقعیت را مطرح می کنیم که با توجه به بی شمار قوانین داخلی ، آیا سرزمینی که به لحاظ طبیعی و منابع ملی زیست محیطی شرایط برتر دارند، نباید از اراده ای ملی برای حفظ برخوردار باشد؟ نگاهی به تالاب ها، جنگل ها، بیابان ها، دریاچه و دریاها نشان می دهد که سازمان حفاظت محیطزیست حتی با توجه به جایگاه رئیس آن که معاون رئیس جمهور است محیطزیست را از تهدید و تحدید دور نساخته و آن را به فرصتی برای جذب توریسم ، اشتغال و... تبدیل نکرده است.


حسین قره
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها