سهم فلسطین در روابط ایران و مصر

فلسطین در فاصله سال‌های 1339 تا 1370 عامل قطع روابط سیاسی میان ایران و مصر بوده است اما اینک دست تقدیر فلسطین را عامل پیوند ایران و مصر گردانیده است.
کد خبر: ۱۵۷۴۳۳

اولین باری که فلسطین روابط سیاسی دیرینه ایران و مصر را از هم گسیخت سال 1339 بود. در این سال رژیم پهلوی با رژیم صهیونیستی رابطه سیاسی برقرار کرد و سبب تقویت موضع این رژیم غاصب در خاورمیانه گردید. دولت مصر در واکنش به اقدام محمدرضا پهلوی روابط با ایران را قطع کرد و حملات شدیدی را متوجه ایران نمود. در این مقطع مردم ایران به جای آنکه به دفاع از اقدام رژیم حاکم بر کشور خود برآیند به حساسیت مصری ها به دیده احترام نگریستند چرا که دفاع از سرزمین و مردم فلسطین را وظیفه تخلف ناپذیر خود می دانستند.

حدود دو دهه بعد بار دیگر فلسطین روابط سیاسی ایران و مصر را از هم گسیخت اما این بار این ایران بود که در حمایت از آرمان فلسطین در رابطه با مصر تجدیدنظر کرد.در اواخر سال 57 رژیم سادات با دولت غاصب اسراییل و وساطت رئیس جمهور وقت آمریکا در کمپ دیوید پیمان صلح را به امضا رساند و روابط سیاسی میان دو رژیم برقرار کرد. این بار ایران در واکنش به اقدام انور سادات به قطع روابط سیاسی حکم کرد و البته در این صحنه سایر کشورهای عربی-اسلامی نیز موضعی مشابه ایران اتخاذ کردند و حتی مصر که کانون اتحادیه عرب و بنیانگذار آن بود از این اتحادیه اخراج گردید و حدود 10 سال طول کشید تا بار دیگر اتحادیه آن را بپذیرد.

حدود یک دهه پس از قطع روابط سیاسی ایران و مصر، عرصه سیاسی فسلطین دستخوش تحولاتی گردید و آمریکایی ها با نفوذ در پایتخت‌های عربی و تأثیرگذاری روی سازمان های سرشناس فلسطینی در صدد برآمدند تا به دست اعراب آرمان فلسطین را دفن کرده و با گسترش افقی اقتصادی و امنیتی رژیم تل آویو موقعیت اسراییل را در خاورمیانه تثبیت نمایند. در این فاصله رژیم صهیونیستی با زیرپا گذاشتن مفاد قرارداد کمپ دیوید به لبنان حمله کرده و این کشور را به اشغال درآورده و حملاتی نیز متوجه سوریه همپیمان مصر در دوران حیات جمال عبدالناصر کرده بودند. جوخه های ترور رژیم صهیونیستی نیز علیه شخصیت های فلسطینی خلیل الوزیر، ابوعلی ناجی العلی و.... به کار افتاده بود. مردم مصر نیز در این اثنا در فاصله سال‌های 1363 تا 1365 دیپلماتها و گردشگران اسراییلی را هدف عملیات‌های تلافی جویانه قرار دادند.

بر همین اساس قرارداد کمپ دیوید تنها به حالت نظامی میان رژیم های مصر و اسراییل که از سال 1327 زمان تأسیس دولت غاصب اسراییل تا سال 1352 زمان آخرین نبرد نظامی مصر علیه این رژیم حاکم بوده خاتمه داد ولی نتوانست به ایجاد یک رابطه معمولی میان دو کشور بینجامد. بر اساس پیمان کمپ دیوید قرار بود مصر و رژیم صهیونیستی در زمینه احداث پالایشگاه مشترک نفت در اسکندریه مصر همکاری کنند و پروژه‌های مشترک صیادی و زیست محیطی و گردشگری را به اجرا بگذارند و نیز در زمینه های کشاورزی و شبکه برق همکاری داشته باشند اما این توافقات هیچگاه اجرایی نشدند و مصریها همواره اجرای آن را به شرایط مناسب ارجاع می دادند.

سیاست های ضد اسلامی و ضدعربی آمریکا از یک سو و فاصله گرفتن تدریجی مصریها از سوی دیگر به آرامی مواضع ایران ومصر را به هم نزدیک کرد بر همین اساس در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه 1370 دفتر حافظ منافع ایران و مصر در پایتخت های دو کشور گشایش یافت و مقامات دو کشور در حاشیه اجلاس های منطقه ای با یکدیگر در خصوص مسائل مورد علاقه دو کشور گفتگو می‌کردند.

در پایان دهه 1980 نظام دو قطبی حاکم بر جهان - طی سالهای پس از پایان جنگ دوم جهانی و اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشیدند و زمینه ساز هژمونی جهانی آمریکا شدند. آمریکایی‌ها به گمان اینکه شرایط برای تغییر در جغرافیای خاورمیانه و یکپارچه‌سازی آن مطابق منافع ایالات متحده فراهم گردیده است از طرح خاورمیانه بزرگ سخن به میان آوردند. طرح خاورمیانه بزرگ استقلال و تمامیت ارضی کشورهای بزرگ خاورمیانه- شامل مصر، عربستان، سودان، سوریه و... را تهدید می‌کرد و از پیدایی دولت‌ها و کشورهای جدید بر منبای قومیت‌ها، ملیت‌ها و مذاهب خبر می‌داد از این رو این فقط دولت‌های معارض آمریکا در خاورمیانه نبودند که احساس ناامنی می‌کردند بلکه بیش از آنان دولت‌های دوست کاخ سفید، از جمله مصر، احساس خطرمی‌کردند.

هجوم گسترده‌ی نظامی آمریکا به عراق- در جریان جنگ زمستان سال 1369 - و محاصره شدید دولت عربی صدام حسین عواطف دولت‌ها و ملت‌های عربی را علیه طرح خاورمیانه بزرگ و طراحان آن بشدت تحریک کرد در همان حال آمریکایی‌ها با استفاده از فضای رعب ‌انگیز پس از اشغال جنوب و شمال عراق - مدار 32 در جنوب و 36 درجه در شمال - ختم مسئله فلسطین را در دستور کار قرار دارند و اولین کنفرانس عربی- اسرائیلی را در سال 1370 در مادرید برگزار کرده و فلسطینی‌ها را وا داشتند که مهمترین بند منشور فلسطینی که ناظر به محو رژیم صهیونیستی بود را ملغی کرده و موجودیت رژیم صهیونیستی را در قبال وعده‌ای مبنی بر قبول موجودیتی ذیل نام فلسطین به رسمیت بشناسند.

ادامه این روند به برگزاری نشست اسلو در سال 1372 انجامید و در این میان بر دولت‌ها و ملت‌های عربی واضح بود که طرف برنده این روند رژیم صهیونیستی است. چندی بعد که رژیم تل آویو مقر یاسر عرفات را در رام الله به محاصره درآورد و او را در دفتر کار خود زندانی کرد، آن دسته از دولت‌های عربی که پای صورت جلسه مذاکرات مادرید و اسلو امضا گذاشته بودند دچار بحران شدند. تظاهرات مداوم مصری‌ها علیه رژیم صهیونیستی پیروزی مخالفان سازش اعراب با اسرائیل در انتخابات تونس، الجزایر، اردن، قطر، بحرین و ... در دهه‌ی 1370 نشان دهنده شدت سرخوردگی اعراب از نتایج مذاکرات میان اعراب و مقامات رژیم صهیونیستی بود.

به موازات بروز مشکل جدی در روند مذاکرات و توافقات عربی- اسرائیلی ، درستی موضع مستقل ایران آشکارتر می‌شد و طبعا به بهبود روابط میان ایران و کشورهای عربی منتفی می‌گردید. گسترش وسیع روابط ایران با عربستان سعودی، قطر، کویت، عمان ، الجزایر و ... تحت تاثیر این شرایط اتفاق افتاد و به گرمی تدریجی مناسبات مصر و ایران کمک زیادی کرد. ایران و مصر در فاصله سالهای 1377 تا امروز همکاری‌های گسترده‌ای در خصوص مسایل بوسنی و هرزگوین و کاهش آلام مردم در منطقه بالکان و نیز همکاری در طرح موضوع عاری سازی خاورمیانه از سلاح‌های کشتار جمعی، دفاع از حقوق هسته‌ای اعضای شورای حکام انرژی اتمی، دفاع از حقوق مردم فلسطینی در قالب کمیته قدس سازمان کنفرانس اسلامی و سایر موضوعات بشر دوستانه داشته‌اند.

وقوع جنگ دوم آمریکا علیه عراق در مارس 2003- اواخر اسفند 1382 - ایران و مصر را به یکدیگر نزدیک‌تر کرد هر چند تفاوت‌های مهمی در زوایه دید دو دولت وجود داشت. آمریکایی‌ها تلاش کردند تا با پرداخت دو میلیارد دلار به دولت قاهره- که 5/1 میلیارد دلار آن به تسهیلات نظامی اختصاص داشت نارضایتی مصری‌ها را برطرف کنند ولی این رشوه فقط در لحن مصر تاثیر گذاشت. مردم مصر با برپایی بزرگترین تظاهرات عربی- با حضور حدود 500 هزار نفر- اشغال عراق را محکوم کردند و دولت مصر از مقامات واشنگتن خواست بلافاصله عراق را به عراقی‌ها تحویل داده و نظامیان خود را از این کشور خارج نمایند

وضعیت خاص حاکم به عراق سبب شد تا مقامات ایران و مصر برای اولین بار پس از سال 1339 که مصر روابط خود را با ایران قطع کرده بود در حاشیه اجلاس IT در ژنو در سال 1382 با یکدیگر مذاکره کنند و روی بازگشایی سفارت خانه‌های دو کشور توافق نمایند. در این مقطع مصری‌ها به این نکته طنز گونه توجه داشتند که برای نفوذ در یک کشور عربی به کمک یک کشور غیر عرب احتیاج مبرم دارند. مصری‌ها مایل بودند از کمک ایران برای متقاعد کردن دولت جدید عراق به سهیم کردن مصر در بازسازی این کشور استفاده نمایند و این البته از آن طرف مصری‌ها را وا می‌داشت که به توقعات مقتبال ایران در بعضی از موضوعات دیگر خاورمیانه توجه نشان دهند.

اما نباید فراموش کرد که فلسطین هنوز مهمترین نقطه فصل و وصل در خاورمیانه است. وقتی رئیس جمهور ایران در عربستان از علاقه‌ کشورش به گشایش فوری رابطه رسمی دیپلماتیک با مصر سخن می‌گوید، از یک سو همگرایی دولت‌هایی که طرح‌های بین‌المللی آنان را از یکدیگر جدا کرده بود رخ می‌نمایاند و از سوی دیگر به دولت میزبان یادآور می‌شود که باید در چارچوب یک طرح منطقه‌ای وارد فضای معاملات پیچیده خاورمیانه بشود نه فکر وی و نه حرکتی مبتنی بر حذف عناصر موثر!

تحولات دو هفته‌ای اخیر غزه و روندی که به فعالتر شدن قاهره در معادله‌ فلسطین منجر شد به خوبی نشان داد که احمدی‌نژاد در نشانه روی اشتباه نکرده است. ایران در این صحنه توانست با کمک مصر طرح هماهنگ شده در دو سطح بین‌الملل و منطقه‌ای را بشکند و مانع پایمال شدن حقوق مردم و آمال فلسطین گردد بر همین اساس اگر بگوئیم این بار فلسطین دو دولت قاهره و تهران را به هم نزدیک کرده و علیرغم مواضع متفاون در یک مسیر قرار داده است، سخن گزافی نگفته ایم نگاهی به سابقه عناصر همگرا میان ایران و مصر بسیار بیشتر از عناصر واگرا است. حدود دو دهه پیش شیخ محمد غزالی یکی از روحانیون عالی مقام شافعی مصر گفته بود تفاوت شیعه با سنی کمتر از تفاوت مذاهب چهارگانه اهل سنت با یکدیگر است. واقعیت این است که علایق مذهبی دو ملت به یکدیگر بسیار فراوان است. مصری‌ها برای ولادت حضرت ابی‌عبدالله الحسین - ع - ده روز جشن می‌گیرند، بیشترین نام در بین مردان آن محمد، علی، حسن و حسین و بیشترین نام در میان زنان آن زهرا و فاطمه است. مصری‌ها و ایرانی‌ها به مدت 203 سال تحت قلمرو یک دولت بوده‌اند. سلسله‌ی فاطمیان که 200 سال بر مصر حکومت کرده و شیعه - اسماعیلیه - بوده‌اند، توسط مردان ایرانی پایه‌گذار شده است. در دوره‌صفویه میان دو کشور پیمان مشترک سیاسی و نظامی منعقد بوده تا جایی که مصری‌های برای سرکوب مخالفان ایران، 30 هزار نیروی نظامی در اختیار دولت ایران گذاشته بودند.

هم‌اینک زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای مهم الازهر، قاهره، اسکندریه، اسیوط و عین‌الشمش آن در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس می‌شود و تعداد کرسی‌های درسی آن به 140 کرسی می‌رسد، 100 استاد دانشگاه و حدود 800 دانشجوی مصری به آموزش و آموختن زبان و ادبیات فارسی مشغولند. این‌ها نشان دهنده عمق علایق مصری‌ها به فرهنگ و تمدن ایران است
در حال حاضر میان بخش خصوصی دو کشور مراودات زیادی وجود دارد مصری‌ها در زمینه‌ی ساخت کارخانه‌های نیشکر خوزستان فعالیت دارند و متقابلا ایران در جهت صدور ماشین آلات به مصر اقدامات قابل ملاحظه‌ای انجام داده است.


 سعدالله زارعی
فارس

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها