با حسین فدایی نماینده مجلس و دبیرکل جمعیت ایثارگران

سوخت ،انرژی و تورم مساله سیاسی نیست

در نظر گرفتن صلاح مردم بهتر از آن است که با کارهای فریب دهنده بخواهیم از آنان رای بگیریم. این نکته ای است که حسین فدایی آشتیانی ، نماینده تهران و از چهره های شاخص اصولگرا در مجلس هفتم در گفتگو با جام جم و در آستانه انتخابات مجلس هشتم بر آن تاکید دارد.
کد خبر: ۱۵۷۲۳۶

فدایی که علاوه بر حضور در کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی ، به عنوان یک بازوی نظارتی در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی فعالیت می کند، معتقد است که اقبال مردم به اصولگرایان مثبت است و عملکرد خوب و مناسب و مصلحت اندیشی آنان از جمله نقاط قوت این جریان به شمار می رود.

دبیرکل جمعیت ایثارگران دلیل حضور کمرنگ خود در صحن علنی مجلس را مشغله های فراوانی می داند که انجام کارهای زیربنایی مجلس و رسیدگی به مشکلات مردم برای وی فراهم کرده است.

به عنوان عضوی از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی ، چرا عملکرد این ستاد کم رنگ است؟ آیا این ستاد توانسته به اهدافش برسد یا کارشکنی هایی وجود داشته است؟

از طرف ریاست مجلس در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی 3 نفر از نمایندگان در این ستاد عضویت دارند که یکی از آنها بنده هستم. پیش از این جلسات ستاد هر از گاهی برگزار می شد، اما در دولت نهم و مجلس هفتم اولا سطح جلسات ارتقا پیدا کرد و معاون اول رئیس جمهور مسوول دبیرخانه ستاد شد ثانیا هر هفته جلسات ستاد بدون حضور سران و با حضور اعضا جلسه دارند و حتی کارگروهی هم مشخص شده و برای این ستاد دبیرخانه ای نیز پیش بینی شده که به صورت منظم جلسه کارشناسی دارد و به اقتضای ضرورت نیز سران سه قوه در جلسات حضور خواهند یافت که جریان کار تسهیل بیشتری پیدا کند. براساس برنامه ریزی های صورت گرفته ، برنامه های سال 85 ستاد نتایج موفقیت آمیزی داشته است و برنامه های سال 86 نیز در دستور است و با توجه جدی در حال رسیدگی است.

یکی از عللی که اخبار و اطلاعات ستاد در ارتباط با مبارزه با مفاسد اقتصادی با دقت بیشتری منعکس می شود یا بعضا منعکس نمی شود، این است که در گذشته این اخبار مورد سوئاستفاده بدخواهان و NGOهای وابسته که روی مفاسد در سطح بین الملل کار می کنند، قرار می گرفت و کشور ما به عنوان کشوری پرفساد معرفی می شد، بنابراین قرار شد انعکاس اخبار درخصوص ستاد با دقت صورت گیرد تا مورد سوئاستفاده واقع نشود.جهت دیگر قضیه این است که ما انتظارات بی دلیل در افکار عمومی به وجود نیاوریم. این که سوال شد چه ارزیابی ای از عملکرد ستاد می توان به جامعه ارائه کرد، براساس تصمیم اتخاذ شده ، مسوول پاسخگویی آن معاون اول رئیس جمهور، آقای داوودی است. ایشان همواره آماده هستند و سوالات رسانه های گروهی و افکار عمومی را دقیق پاسخ خواهند گفت.

البته برآوردهای کارشناسی حاکی از آن است که رویکردها و عملکردها در قیاس با گذشته با رشد قابل توجهی روبه رو شده است ، لیکن به لحاظ انتظاری که از اصولگرایان وجود دارد حتما بیشتر از این هم می توانستیم کار کنیم ، البته موضوع مفاسد اقتصادی پیچیدگی جدی دارد و وقتی از مبارزه با مفاسد صحبت می کنیم ، بحث ما فقط پرونده ها نیست ، بلکه بخشی از آن پرونده است.

شیوه مواجهه با پرونده ها در حوزه های مختلف ، بخش دیگری از فعالیت ستاد است که اگر به درستی مدیریت نماییم به عنوان یک عامل بازدارنده استفاده می شود تا زمینه های فساد را از میان ببرد.

بحث مناقصه ها، مزایده ها و معاملات دولتی و قراردادهای سنگین و بزرگ دولتی و سامان دادن به اطلاعات دقیق و صحیح و داشتن یک نظام حسابداری و حسابرسی هوشمند ازجمله دیگر مواردی است که به دولت برمی گردد.
البته در دولت خوشبختانه کار خوبی در این خصوص صورت گرفته ، لیکن باید بیشتر تلاش کند. به نظر می رسد سامان دادن به نظام آمار و اطلاعات پایه ای کشور موضوع موثر و مفیدی خواهد بود و می تواند توان مدیریتی کشور را کارآمد و ارتقا بخشد و به تصمیم گیری ها بصیرت بدهد و بستر بهتری برای از میان بردن فساد به وجود آید.
این اقدام از سال های 70 و 72 در دستور کار دولت ها بود، ولی متاسفانه به دلیل ناهماهنگی در این حوزه ، دستاورد قابل ارائه ای نداشته است.

منظور شما از ناهماهنگی ها چیست؟

فرض کنید برای پایگاه اطلاعاتی کشور در وزارت کشور طرح هایی تعریف شده بود که این طرح ها با همان تعاریف با اندکی تفاوت برای سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و... نیز در نظر گرفته شده است ، اما این طرح ها به صورت جزایر مستقل کار می شود و خود به خود چون هماهنگی و انسجامی وجود ندارد، به سرانجام نمی رسد.

خوشبختانه در حال حاضر در این زمینه ها اقدامات جدی صورت گرفته و فکر می کنم ظرف یک سال آینده به ثمر می رسد و این مساله حتما در حوزه برنامه ریزی ، مدیریت و پیشگیری از وقوع مفاسد می تواند مفید و موثر باشد.

شاید ناهماهنگی چیزی است که زیاد اتفاق می افتد، ولی بحث مناقصات نمونه های بزرگی دارد.

پایگاه اطلاعات آماری بسیار مهم است ، مثلا در بحث کد ملی اگر این کد را شناسنامه ملی تعریف کنیم به این معنا که اطلاعات آماری هر فردی از تولد تا پایان در حوزه های مختلف در آن ذکر شود، بعد که بررسی می کنیم مشاهده می کنیم این آمار و اطلاعات موجود نیست و بر همین اساس مدیریت کشور نمی تواند با بصیرت تصمیم بگیرد.

برای مثال نگاه کنید در حال حاضر اطلاعاتی از دهک های مختلف اجتماعی وجود ندارد و در بحث سهمیه بندی بنزین نداشتن آمار دقیق مشکلاتی را نیز به وجود آورد.

پس نداشتن آمار، یکی از علل موجده مفاسد اقتصادی است؟

بله قطعا. فقدان آمار مفسده ای به وجود می آورد که مصداق مشخص آن در ارتباط با طرح کاداستراست که شناسنامه ملک و ویژگی های ملک در آن ذکر شده است.

این طرح سابقه طولانی دارد و از سال 1351 مصوب شده است ، لیکن متاسفانه پس از 27 سال آیین نامه آن تهیه شده و در بررسی پرونده هایی که مربوط به مفاسد اقتصادی می شود یکی از عوامل مهم در بسیاری از پرونده های مفاسد اقتصادی عدم اجرای طرح جامع شناسنامه ملک (یا کاداستر) است.

اگر چنین طرحی در مورد ملک انجام می شد، این حجم زمین خواری ها صورت نمی گرفت.
زمین خواران با تبانی برخی مراکز ثبتی و مسوولان آن و برخی شهرداری های کشور دست به دست هم دادند و یک شبکه شومی را به نام زمین خواری ایجاد و میلیاردها میلیارد از اموال عمومی کلاهبرداری کردند.

در بحث مناقصات دولتی اعلام کردید مشکلاتی بوده و حتی در خبرها هم آمده است که برخی به عنوان مفسدان اقتصادی به دادگاه ها معرفی شدند. در این زمینه مساله را بیشتر باز کنید و خبری بدهید که تا حالا نداده اید.

اخبار و اطلاعات مربوط به پرونده ها را یا باید مسوولان دولتی یا مسوولان قضایی بگویند. نمایندگان مجلس عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی هستند و تمام تلاش خود را بر این نهاده اند که نسبت به اصلاح روش ها و قوانین اگر خلا و کمبود و نقصی بود اقدام نمایند. باید جزییات پرونده ها را از دستگاه قضایی و دولتی بپرسید.

از بحث مفاسد اقتصادی بگذریم و به انتخابات بپردازیم ، آقای محسن رضایی (دبیر مجمع تشخیص ) گفته اند قرار است لیستی از شایستگان در انتخابات آینده بسته شود. برای این که اختلاف در تعریف مصادیق حل شود، قرار است به عنوان عضو جبهه متحد اصولگرایان چه کاری انجام دهید؟

در شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان برای پیشگیری از هر گونه اختلاف در بررسی مصادیق نامزدهای انتخاباتی ، سیاستگذاری هایی صورت گرفت که اگر این اصول رعایت شود به طور قطع مشکلی پیش نخواهد آمد. در این خصوص مقرر شد از تمام فعالان ، گروه ها و افرادی که در حوزه اصولگرایی فعال هستند، لیست نامزدهای مورد نظرشان را دریافت کنیم. در بررسی نامزدها، سه ضلعی که در شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرا تشکیل شده است ، بررسی ها را براساس سهمیه بندی انجام ندهند، چون قرار است امتیاز خاصی برای کسی یا گروهی قائل نباشند.

پس از بررسی ها و دریافت پیشنهادها، یکپارچه می شود و در بررسی های بعدی سه مقوله و معیار، اساس ارزیابی خواهد بود؛ «صلاحیت های فردی»، «کارآمدی» و «مقبولیت». پس نامزدهای مورد نظر جبهه اصولگرا در یک سبد عمومی ریخته شده و براساس شاخص ها ارزیابی شده و معدل امتیاز افراد مشخص می شود و کسانی که از اولویت بیشتری برخوردارند در لیست قرار می گیرند.

پس بحث آقای رضایی چه می شود؟

به طور قطع افرادی که فرهیخته هستند و مصلحت می دانند معرفی می کنند و ما در سبد بررسی اصولگرایان قرار خواهیم داد، افرادی که امتیاز بیشتری را در شاخص ها به دست آورند به افکار عمومی معرفی می شوند تا در معرض قضاوت و رای قرار گیرند.

گفته می شود در شوراهای هماهنگی انقلاب که توسط آقای ناطق نوری تاسیس شده بود، شما محل اختلاف بودید؟

جمعیت ایثارگران پس از دوم خرداد 1376 در یک تحلیل جامع و آسیب شناسی از وضعیت جامعه ، در آن مقطع به این جمعبندی رسید که یک فکر، جریان و اندیشه می کوشد مسیر انقلاب را از آنچه در مسیر اصلی خود است ، خارج کند. جریان مذکور به دنبال این بود با نفوذ در ارکان حاکمیت ، فروپاشی و مقاصد خود را دنبال کند. در تحلیل خود به این نتیجه رسیدیم که این بحث رقابت میان دو حزب نیست ، بلکه عوامل غیرحزبی و برون زای دیگری هستند که متعلق به خانواده انقلاب نیستند؛ البته تمایز و تفاوت این دو برای بسیاری از نیروها و تصمیم گیران و تصمیم سازان هنوز بخوبی مشخص و روشن نشده بود و بر این باور بودیم و هستیم اختلافی که در حوزه های نیروهای وفادار به امام و انقلاب جدا از گرایش های سیاسی ای که وجود دارد، این اختلافات مبنایی و واقعی نیست ، بنابراین جریانی در تلاش است که شکاف میان نیروهای وفادار به نظام و انقلاب را روزافزون کند تا ماهیت خودش نمودار نشود و بتواند بهره برداری مورد نظر خود را از این وضعیت داشته باشد.

حضرت امام ره در سخنانی که به «منشور برادری» معروف شد مطالبی را به این مضمون فرموده بودند: «اگر بین روحانیت اختلاف ایجاد شود رضاشاه حاکم می شود»، وقتی متوجه شدیم چنین جریانی در حال حرکت است ، تمام همتمان این شد برای وحدت نیروهای ارزشی انقلاب تلاش کنیم. در این خصوص گروهی که میان خواص به گروه وفاق معروف شد، تشکیل و سعی شد جناحی هم عمل نکند.این گروه خدمت آقای خاتمی و کروبی در آن زمان رسید و این دغدغه و نگرانی ها را اعلام کرد. حتی بیش از 80 ملاقات نیز با مسوولان موثر و نخبگان کشور صورت گرفت تا موثرترین و دلسوزان را متوجه این پدیده کنیم که عده ای قصد دارند در نسل اول ، دوم و سوم جامعه گسست ایجاد کنند.

این تلاش ، بیش از 2 سال طول کشید و در استمرار آن شوراهای هماهنگی شکل گرفت.
مرحله به مرحله برای شکل گیری شورای هماهنگی تمام نیرو و انرژی خود و جمعیت ایثارگران را صرف کردیم و از بانیان این حرکت بودیم ، حال چگونه ممکن است چنین اتهامی متوجه ما باشد. این اظهارات در ادامه همان روند و جریانی است که تلاش می کرد در نیروهای انقلاب اختلاف و فتنه ایجاد کند.

پس این یک القاست؟

بله ، القایی است از طرف جریانی که قصد اختلاف دارند، و ممکن است عده ای هم به علت بی اطلاعی تحت تاثیر آن قرار گرفته باشند.

مناسبات دولت با اصولگرایان در حال یکطرفه شدن است و این طور احساس می شود که این رفتار باعث شده برخی چهره های شاخص اصولگرایی هم حساب کار خود را از دولت جدا کنند. این قضیه هم چیزی نیست که بخواهیم بگوییم اتفاق نیفتاده است. آیا این مساله باعث نمی شود ظرفیت های دولت کاهش یابد؟

در مناسبات بین دولت و مجلس بین اصولگرایان در حوزه رویکردها اختلافی وجود ندارد.
در حوزه کارکردی ، دولت بانشاط و عمل گرایی داریم که همت خود را بر حل مشکلات مردم قرار داده است و در این زمینه صادقانه نیز عمل می کند. البته در مسیر کار، سلیقه مدیریتی مطرح می شود که مدیر ارشد اگر با سلایق متفاوتی مواجه شد در مقام اجرا و عمل چگونه می تواند با این وضعیت و سلایق متعدد و متفاوت کنار بیاید.

از اول نظام تا الان مدیرانی بر سر کار بودند که با ارزش های نظام کار کرده اند. قطعا مدیریت دولت نهم هم این گونه است ، ولی در قسمت کارکردهاست که مشکلاتی وجود دارد، این طور نیست؟

پس بحث رویکردی نیست ، بلکه بحث روی رفتار مدیریتی و سلیقه هاست.

باید دید آیا تعدد سلایق مانع عملکرد مدیر می شود یا پشتیبانی و پیش برنده است؟

برخی تحلیلشان این است که اگر بتوانیم با سلایق متعدد رفتار مدیریت جبهه ای را داشته باشیم ، توان مدیریتی قوی خواهیم داشت. البته برخی نیز بر این باورند که فرصت این کار وجود ندارد تا سلایق متفاوت را در مقام اجرا به بحث بگذاریم ؛ چون وقت ملت را می گیریم و کارها عقب می افتد. بایستی سریع تصمیم گرفت تا کارها جلو برود. این دو نوع شیوه مدیریتی وجود دارد.

البته رویکرد مدیریتی متفاوت؟
بله ، درست است.

می خواستیم بدانیم مجلس از رویکرد مدیریتی متفاوت چه تحلیلی دارد؟ ظاهرا این رویکرد به مذاق اصولگرایان خوش نیامده است.

نمایندگان به عنوان مجلس نمی توانند مقوله «سلیقه» را اعمال نمایند؛ بنابراین معیارشان قانون است و سوگند یاد کرده اند که براساس قانون اساسی وظایف خود را انجام دهند.

مجلس ، مستقل از قوای دیگر است و اختیاراتی دارد، بنابراین تمام تلاش مجلس به عنوان مجموعه اصولگرایان این بوده که حوزه رویکردی حفظ شود، تعامل مثبت و سازنده بین مجلس و دولت ادامه یابد و استقلال مجلس نیز حفظ شود تا کارها با سرعت و دقت به پیش رود. ما در بخش اول مشکل (رویکردها) نداریم و در بخش دوم نیز تعامل سازنده و پیش برنده بین مجلس و دولت به طور اجمالی و نسبی وجود دارد، لیکن می تواند از این هم بهتر شود.

در تغییر و تحولات کابینه دوم و تغییر وزیر آموزش و پرورش ثابت شد تعامل خوبی میان مجلس و دولت وجود ندارد؛ چون مجلس تصمیم به استیضاح وزیر آموزش و پرورش گرفت ، ولی رئیس جمهور از وزیر خود دفاع کرد، اما پس از مدت کمی وزیر خود را عزل کرد. بنا بر این ما شاهد یک گردش بودیم.

در مجلس ، اصولگرایان تشخیصی در این مورد داشتند که این تشخیص مورد ارزیابی قرار گرفت و درباره آن موافق و مخالف به اظهارنظر پرداختند، لیکن دولت مصمم بود وزیر خود را حفظ کند؛ اما پس از مدتی نهایتا به این نتیجه رسید با این وزیر نمی تواند کار کند. این وضعیت وجوه مختلفی دارد. یک وجه آن است که آیا اطلاعات و تحلیل مجلس را دولت داشته یا نه؟ یک وجه دیگر این بود که نظر دولت ، نظر مجلس بوده و اشکالات را قبول داشته ، ولی تصور می کرده می تواند اشکالات را برطرف کند.

آیا اینجا زمانی برای تجربه گرایی است؟

نه تجربه گرایی نبوده ، بلکه زمان لازم بوده تا مشکلات انباشته شده آموزش و پرورش را دولت با وزیر مربوط بتواند حل کند که البته در عمل با مشکل مواجه شدند.

به صراحت بگویید چنین مدیریتی را می پذیرید؟

من از ابتدای دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد خیلی صریح و روشن صحبت کرده ام و اعلام کردم ما می توانیم از همه ظرفیت های اصولگرایان و دولت نهم استفاده کنیم که یک دولت کارآمد داشته باشیم تا خدمت رسانی به مردم دامنه بیشتری پیدا کند.

رئیس جمهور نظرشان این بود که اگر ما این گونه نظری داشته باشیم در حوزه تصیمیم گیری با کندی مواجه می شویم و باید از نیروهایی استفاده شود که براحتی بتوان در بحث اجرا کارها را پیش ببرند.این دیدگاه از طرف آقای احمدی نژاد انتخاب شد و ایشان مدیرانی را انتخاب کردندکه با هماهنگی بیشتری بتوانند با سرعت به کار ادامه دهند. البته الان نیز به این شیوه عمل می کنند و کسی می تواند با ایشان کار کند که این سرعت را تحمل کند و همپای رئیس جمهور و با سرعت و شتاب ایشان همراهی کند.

آیا 3 ماه سرپرست گذاشتن برای مدیریت یک مجموعه وزارتخانه ای که قصد دارد با شتاب مدیریتی اداره شود اشکالاتی را در سیستم ایجاد نمی کند. آیا باعث نمی شود که مدیریت های میانی دچار مشکل شوند؟

بله ، این آسیب های چنین اقدامی است ، البته این طور نیست که ما مسائل را به دولت نگفته باشیم یا نمی گوییم ، بلکه در نحوه گفتن و چگونه گفتن بحث است. البته باید یک مطلب را روشن کنیم و آن این است که به هر حال نیروهای اصولگرا طی چند سال گذشته (پیش از انتخاب دولت نهم) مورد بی مهری قرار داشتند و کمتر از نیروهای آنان در مسوولیت های رده بالا استفاده شد، چون ویژگی و نگاه دو دولت گذشته به گونه ای بود که سیکل بسته ای از مدیریت شکل گرفته بود. لذا هر دولتی در حوزه اصولگرایان روی کار می آمد یا باید با چنین حلقه بسته ای از مدیران کار می کرد که با مشی اصولگرایی هماهنگ نبود و آن را قبول نداشت یا این که باید از نیروهای جدیدی استفاده می کرد که طبعا تجارب آنها در سطوح بالای مدیریتی نبود، اما در سطوح پایین تجربه داشتند. به هر حال سیکل بسته شکسته شد و نیروهای جدیدی به صحنه آمدند و درواقع چرخه قدرت اتفاق افتاد و جابجایی قدرت در درون نیروهای وفادار نظام صورت گرفت. البته در همین جا دو سوال مطرح شد. اول این که ما می توانیم از نیروهای باتجربه و توانا در حوزه اصولگرایان استفاده کنیم ، حتی اگر چالش سلیقه ای وجود داشته باشد و آیا این مفید است؟ یا این که چون مشکلات اجرایی انباشته شده و باید تصمیم گیری شود و سرعت کار بالا برود نیروهایی که بحث های سلیقه ای آنها در چالش قرار نمی گیرد و به کندی کار منجر نمی شوند را استفاده کند. درواقع ما قسمت دوم را نمی پسندیدیم ، لذا از همین منظر چنین ترکیبی انتخاب شد که نقاط ضعف و نقاط قوتی هم دارد.

شاید ما به دنبال دیدن ضعف ها و گفتن آنها هستیم ؛ چون اگر الان آنها گفته شود بهتر است تا بعدا بیان شود؟

بیان ضعف ها در محیطی که مواضع مورد سوءاستفاده قرار می گیرد و رسانه ای کردن آنها را خیلی نمی پسندم. ولی معنای این حرف چنین نیست که ما نمی گوییم یا مسائل را دنبال نمی کنیم ؛ حتما می گوییم و مسائل را دنبال می کنیم تا به اصلاح منجر شود.

آقای رئیس جمهور در سخنانی که پیش از رفتن به حج داشتند، خیلی از کاستی ها از جمله افزایش تورم را به گردن مجلس انداخت که این مساله مورد اعتراض نمایندگان مجلس هم قرار گرفت. آیا واقعا این رویکرد را می پذیرید؟

ایشان در بیان صحبت های خود شجاعت به خرج دادند و مواردی را که متوجه دستگاه اجرایی می شد نیز بیان کرد. این کار خوبی بود که ایشان با شجاعت اشکالات را بیان کردند و گفتند بانک مرکزی این اشکال را داشت یا فلان دستگاه اجرایی این مشکل را داشت که باعث ایجاد زمینه تورم شد. وقتی این مسائل را مسوول ارشد دستگاه اجرایی بیان می کند ایشان مجموعه عوامل را در کنار یکدیگر می داند. البته آقای رئیس جمهور منظور خود را از مجلس بسته نگه داشت و باعث شد ابهامی به وجود آید. جا داشت این مساله را ایشان تبیین می کردند که امیدواریم در فرصت های آینده حتما آن را تبیین نمایند. بالاخره وظیفه ما این است که هر جا بتوانیم ، نظرات را منتقل کنیم.

عده ای عقیده دارند سهمیه بندی بنزین پاشنه آشیل مجلس هفتمی هاست. نظر شما در این مورد چیست؟

پیش از بحث باید ارزیابی از مصرف سوخت در داخل کشورمان و مدیریت حمل و نقل و ترافیک داشته باشیم. اگر به شهری چون تهران نگاه کنیم ، مشاهده می کنیم ، در بسیاری از روزهای هفته در این شهر به لحاظ آلودگی هوا حالت فوق العاده اعلام می شد و در بسیاری از ماه ها، ساعت ها وقت در ترافیک تلف می شد و یا وضعیت حمل و نقل بسیار نابسامان بود که این روند مصرف سوخت را بالا برده بود که نگران کننده هم بود. براساس آمارها مصرف 10 ساله گذشته کشور، اگر مصرف را به همان وضع ادامه می دادیم بیش از 82 میلیون لیتر بنزین در روز مصرف داشتیم که این معنایی جز آلودگی هوا و افزایش 10 تا 15 درصدی آن و ترافیک بیشتر نداشت و باعث می شد یک بحران در داخل کلانشهرها ایجاد شود. مصرف بی رویه بنزین آسیب جدی را به اقتصاد ملی کشور وارد می ساخت و افرادی از یارانه های آن بهره مند می شدند که جزو همه اقشار و دهک های جامعه نبودند.
لذا براساس آسیب شناسی های صورت گرفته که مورد توجه همه سلایق و همه دولت ها هم بود، باید یک جراحی در این خصوص صورت می گرفت.
همه دولت های گذشته به دنبال تغییر این وضعیت بودند و در این راه هیچ اختلافی وجود نداشت و حتی دولت گذشته تلاش داشت برای کاهش مصرف بنزین از ابتدای سال 84 بنزین به لیتری 400 تومان و شاید بیشتر برسد.

در بررسی های کارشناسی که درباره بنزین داشتیم به روشنی مشاهده کردیم یک بیماری جدی از وضعیت انرژی ، سوخت ، ترافیک و آلودگی هوا وجود دارد. با این وضعیت چه کاری بایستی انجام می دادیم؟ آیا با گران کردن بنزین مشکل حل می شد؟

بررسی ها نشان می داد که گران کردن بنزین بدون توجه به دیگر وجوه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی این موضوع ، بحران جدی را عارض کشور می کرد.
از دستاوردهای افتخارآمیز مجلس هفتم در طول سه سال و نیم گذشته تصویب تبصره 13 قانون بودجه 1386 کل کشور بود که براساس آن باید مشکل حمل و نقل حل می شد.

بله. درست است. اما قانون مجلس و قسمت دوم تبصره 13 در مورد فروش بنزین آزاد از طرف دولت اجرا نشد.

تبصره 13 بسته ای از سیاست هاست که اگر مجموعه آنها را عمل کنیم ، از وضعیت نامطلوب جلوگیری می شود.
البته عامل دیگری که به عنوان یک عامل بیرونی در معادلات قبلی نبود، این بود که امریکایی ها مساله بنزین را به عنوان یک فرصت برای خودشان تلقی می کردند و قصد داشتند امنیت ایران را مخدوش کنند و با مستمسک قرار دادن این موضوع فشار بر کشورمان را فزونی بخشند و از بنزین به عنوان یک ابزار فشار و تحریم در نظام استفاده کنند لذا در تحلیل ها و بحث های کارشناسی نباید این نکته را در مسائل نادیده گرفت یا آن را کمرنگ دید.
بالاخره مجلس یک بسته سیاستی را تنظیم کرد، ولی در مقام اجرا و عمل مشاهده شد که نداشتن یک نظام آمار و اطلاعات دقیق پدیده های عجیبی را ایجاد کرد. سامان دادن به وضعیت سوخت دستاورد بسیار بزرگی بود که مجلس در این زمینه به هدف خود رسید و این چیزی جز سامان دادن به وضعیت حمل و نقل عمومی به معنای کلان خودش نبود و باعث شد دستگاه اجرایی به سمت سامان دادن حمل و نقل برود و اگر الان از دستگاه اجرایی سوال کنید، قطعا ریز آمار وسایل نقلیه و مساله حمل و نقل را دارد که پیش از این آمار و اطلاعات وسایل حمل و نقل که ابتدایی ترین موضوع در بحث ساماندهی حمل و نقل بود، وجود نداشت.

آیا فکر می کنید با چنین اقدامی مردم مجدد به شما رای بدهند؟

آنچه ما انجام دادیم برای مصلحت عمومی مردم بود، نه برای رای گرفتن از مردم ؛ ما در این مساله رفتار سیاسی با مردم نکردیم و واقعا مصلحت عمومی را دیدیم.

همان کسانی که می گفتند بنزین باید لیتری 400 تومان شود، وقتی بنزین از لیتری 80 تومان به 100 تومان رسید، گفتند چرا 20 تومان بنزین را گران کردید و قصد داشتند با چنین گفتاری سیاسی کاری کنند.
آن گروه می خواهند موضوع را به چالش بکشند و فکر می کنم هر جریان سیاسی که موضوع سوخت را بخواهد به عنوان یک چالش مطرح و از آن سوءاستفاده سیاسی کند، حتما مصالح و منافع مردم را مدنظر ندارد.

ما هم قبول داریم ، وضع فعلی ، وضع خوبی نیست لیکن نباید جناحی و سیاسی به مساله سوخت و انرژی نگاه کرد؛ چون استفاده از یارانه ها به شیوه گذشته و حال ، یک ظلم به مردم است. مساله سوخت ، انرژی و تورم مساله جناحی و سیاسی نیست.

آیا این تفکر موفق می شود؟

مردم اگر با تامل دقت نمایند که همین گونه است ، دولت و مجلس در حال انجام فعالیت صادقانه هستند و از همه ظرفیت های کارشناسی استفاده می کنند تا به سمت اصلاح نظام اقتصادی بروند، منطقا این حرکت را می پذیرند.
وضع انرژی و سوخت جزیی از مساله کلی اقتصادی ماست. اگر در اقتصاد ما آسیب جدی وجود دارد، ما باید زمینه ، بستر و علل موجده را تغییر دهیم ؛ چرا که هرگونه اصلاحات تاکتیکی و جزئی ، آثار کوتاه مدت دارد و اقتصاد را اصلاح نمی کند.

اقتصاد باید ریشه ای اصلاح شود و زمینه و بستر اقتصاد باید به صورت عمقی تغییر کند و این چیزی نیست که رقبای سیاسی آن را ندانند. اگر این مساله بخواهد محل چالش قرار گیرد به نظر من بی انصافی است.

کسانی که تعمدی چنین کاری را می کنند، اگر بر من خرده نگیرید می گویم خیانت به ملت کرده اند و اگر ما بخواهیم برای رای گرفتن از مردم کارهای تاکتیکی و فریبنده انجام دهیم ، قطعا خیانت کرده ایم که در جبهه اصولگرایان چنین فکری وجود ندارد.

ما باید به سمت هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح نظام اقتصادی حرکت کنیم تا مسائل ریشه ای اصلاح شود، حتی اگر این مساله به آسیب اصولگرایان منجر شود.

ما باید به سمت اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی گام برداریم و اقتصادی را که 80 درصد آن دولتی است و نمی تواند کارآمدی کافی داشته باشد فعال کنیم و عرصه و محیط را گسترش دهیم و بازنماییم تا مردم هم بتوانند در این زمینه تلاش کنند و مشارکت داشته باشند.

انحصار قدرت اقتصاد در دست دولت ، قدرت رقابت را از مردم می گیرد و این عیب بزرگ و ریشه ای اقتصاد ماست که با عمل کردن به اصل 44 قانون اساسی و باز شدن یک فضای بسیار وسیع روی مردم قطعا کارگشاست.

آیا ضدتورمی هم است؟

در این اصل «هدف»، همین است. به هر حال ، آثار ضدتورمی بلندمدت دارد، ولی شاید در کوتاه مدت مشکلاتی را داشته باشد.

ترکیب آینده مجلس هشتم را چگونه ارزیابی می کنید؟

ترکیب را مردم انتخاب می کنند. البته رویکرد مردم نسبت به اصولگرایان مثبت است ؛ اصولگرایان تلاش دارند به گونه ای مشخص نمایند که مجلس هشتم در مقایسه با مجلس هفتم کارآمدتر باشد. تجربه اندوخته اصولگرایان برای مجلس هشتم می تواند مفید باشد و عناصر کارآمد و هماهنگی را معرفی کنند تا کارهای زیربنایی تری انجام گیرد که امیدواریم این اتفاق رخ دهد.

                                                                                                                                  فاطمه امیری
                                                                                                                                  جام جم

                                                                                                                                   

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها