ای کاش آقای شمس آن حرف ها را به خودم می زد

وحید شمسایی که طی ماه های اخیر به معمای بزرگ فوتسال ایران تبدیل شده بود، سرانجام به تیم ملی دعوت شد تا راحت تر بتواند درباره دلایل دوری اش از پیراهن تیم ملی حرف بزند.
کد خبر: ۱۵۶۹۳۳

البته خود شمسایی خوب می داند که چرا در سه چهار ماه اخیر نامش در فهرست سیاه مسوولان فوتسال ایران و شخص سرمربی تیم ملی قرار گرفت ،اما موارد بازدارنده زیادی وجود دارد که او را از بیان دلایل اصلی این دوری منع می کند. شمسایی پس از کسب عنوان بهترین گلزن جهان ، پس از گزینش به عنوان بهترین بازیکن جام ملت های آسیا و سرانجام پس از انتخاب به عنوان مرد سال 2007 فوتسال قاره ، حالا بار دیگر نام خود را در جمع اردونشینان تیم ملی می بیند و جالب آن که برای این آخری بیشتر از بقیه افتخاراتش خوشحال است. با بهترین بازیکن فوتسال آسیا هم صحبت شدیم تا از پس حرف هایش بتوانیم دلایل دوری چند ماهه اش را از تیم ملی جویا شویم. حاصل این گفتگوی صریح و بی پرده در زیر آمده است.

هنوز هم به خاطر حرف هایی که حسین شمس در برنامه 90 زد، ناراحتی؛
من نمی خواهم بازگشت به عقب داشته باشم ، اما قلبا دوست داشتم حرف هایی را که ایشان 2 هفته پیش در برنامه 90 زد، به خودم می زد نه به میلیون ها بیینده تلویزیونی. من زمان حضور آقای شمس در تیم ملی ، بهترین بازی هایم را انجام دادم و چند بار به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شدم . با شمس در تیم ارم کیش ، عنوان نایب قهرمانی لیگ فوتسال را به دست آوردیم و من در تمام این مدت کوتاهی نکردم. من چون ارتباط نزدیکی با آقای شمس داشتم ، توقعم هم از ایشان بالا بود. اصلا انتظار نداشتم در یک برنامه تلویزیونی با آن ادبیات گفتاری با من صحبت کند... بااین حال ایشان بزرگتر من است و مربی من. به عنوان یک شاگرد همیشه به او احترام می گذارم و از ایشان دلخور نیستم.

سرمربی تیم ملی فوتسال گفت: در سه چهار بازی اول ایران در بازی های آسیایی مشکلاتی به وجود آمد که باعث شد تو را از تیم ملی دور کند.
من این موضوع را اولین بار، 2 هفته پیش در همان برنامه تلویزیونی 90 از زبان سرمربی تیم ملی شنیدم. تا پیش از آن هم اصلا فکر نمی کردم چنین مساله ای باشد، چون اگر این گونه بود، من در بازی فینال نباید 37 دقیقه بازی می کردم. ما در مرحله گروهی آن مسابقه ها با تیم های لبنان ، مالزی و چین (اگر اشتباه نکرده باشم) همگروه بودیم و به نظر آقای شمس ، من در آن دیدارها زیاد تکروی کردم.

حالا واقعا همین طور بود؛!
نمی دانم. شاید از خودگذشتگی نداشتم!

مگر فیلم بازی هایت را نمی بینی؛!
نه. من هیچ وقت فیلم بازی هایم را نمی بینم ، اما تمام لحظات را مو به مو به خاطر می آورم و در ذهن دارم. حتی بازی های 10 سال پیشم را!

حسین شمس در همان برنامه عنوان کرد وحید شمسایی حرف من را نمی فهمید. واقعا درک این مساله که به هم تیمی هایت پاس بدهی یا از خودگذشتگی بیشتری داشته باشی ، برای تو سخت و نامفهوم بود؛!
خود من هم متوجه منظور آقای شمس نشدم. اگر واقعا ایراد من پاس ندادن بود، فکر می کنم با گذاشتن یک جلسه توجیهی قابل حل شدن بود؛ چرا که در این چند ساله هیچ وقت نسبت به خواسته مربیانم نافرمانی نکرده ام. مطمئن باشید اگر غیر از این بود، هیچ وقت وحید شمسایی نمی شدم.

پس چرا به خودخواهی متهم شدی؛!
خب ، من در تیم ملی بازیکن راس بودم و در سیستم چرخشی ، توپ ها به بازیکن راس ختم می شود. با این حال من همیشه اگر بازیکنی در شرایط صددرصد گلزنی باشد، به او پاس می دهم. من اگر 316 گل ملی زده ام ، بیشتر از 316 پاس گل نیز داده ام. در همین لیگ امسال بارها شده توپ را در شرایط گل خالی به هم تیمی هایم پاس داده ام و اینقدرها هم خودخواه نیستم ؛ ولی چون بازیکنی هستم که گلزنی را دوست دارم زیاد به سمت دروازه نگاه می کنم و همیشه می خواهم تمام کننده خوبی باشم. برای رسیدن به این خواسته زیاد هم تمرین می کنم. همین امسال بارها پیش آمده که 15 دقیقه زودتر از بقیه سر تمرین تام ایران خودرو رفته و تمرین گلزنی کرده ام.

پس چطور می شود که وحید شمسایی کاملا بی دلیل به یک حاشیه ساز تبدیل می شود؛!
شما در این 9 سالی که من در تیم ملی بازی کرده ام ، غیراز این سه چهار ماه تا به حال دیده بودید که من حاشیه ساز شده باشم؛ من سال ها با محمدحسن انصاری فرد کار کردم که نمونه اخلاق و معرفت و مردانگی است. من از انصاری فرد 4 سال درس زندگی یاد گرفتم و اگر تا پیش از آن در زندگی ام اشکالاتی بود، پس از آن این اشکالات به حداقل رسید. من که شاگرد این آدم هستم ، چطور ممکن است برای تیم ملی کشورم حاشیه سازی کرده باشم؛

در جام ملت های آسیایی امسال ، رابطه ات با حسین شمس چگونه بود؛
من در آن بازی ها هیچ مشکلی با آقای شمس نداشتم.

هیچ مشکلی با او نداشتی یا اصلا کاری با هم نداشتید؛!
ایشان سرمربی بودند و من هم بازیکن. ما هر روز کنار هم تمرین می کردیم و صبحانه و ناهار را هم در کنار دیگر اعضای تیم با هم می خوردیم. من حتی 2 بار هم برای صحبت درباره بازی های تیم ملی به اتاق ایشان رفتم و واقعا هنوز هم نمی دانم پس از آن چه اتفاقی افتاد که از تیم ملی کنار گذاشته شدم.

با وجود تکروی های تو در بازی های گروهی قهرمانی آسیا البته به گفته سرمربی تیم ملی تو در بازی فینال 37 دقیقه در زمین بودی. حسین شمس در برنامه تلویزیونی 90 گفت من در آن بازی 13 دقیقه اخراج شدم وگرنه اجازه نمی دادم وحید اینقدر توی زمین حضور داشته باشد! واقعا در آن 13 دقیقه ای که سرمربی تیم ملی روی نیمکت نبود، هر کس می توانست با اختیار خودش در زمین حضور داشته باشد؛!
دقیقا پس از این که تیم ملی با گل من 3 بر صفر از ژاپن جلو افتاد، آقای شمس اخراج شد که 3 یا 4 دقیقه به پایان بازی مانده بود، نه 13 دقیقه! یک دقیقه بعد از آن ما گل چهارم را هم به ژاپن زدیم و آقای رعدی مربی تیم در فاصله 2 دقیقه به پایان بازی مرا تعویض کرد.

فشارهای روانی روی تو زمانی به اوج خودش رسید که در آستانه شکستن رکورد گل های ملی جهان بودی. علی دایی هم درست زمانی که در آستانه عبور از مرز 100 گل ملی قرار داشت ، از سوی افکار عمومی و رسانه ها زیر فشار قرار گرفت. فکر می کنی این مساله چقدر در دوری وحید شمسایی از تیم ملی تاثیرگذار بود؛!
زمانی که حسین شمس به عنوان سرمربی تیم ملی فوتسال انتخاب شد، فاصله من با توبیاس برزیلی 5 گل بود. ما یک بازی دوستانه با اسپانیا داشتیم که یک گل زدم . پس از آن با تایلند در تهران یک بازی دوستانه انجام دادیم که شما می توانید فیلم آن بازی را تماشا کنید. من در آن بازی 2 گل زدم ، اما بیشتر از 3 پاس گل دادم. مطمئن باشید اگر تمام فکرم رسیدن به عنوان آقای گلی جهان بود در همان بازی با تایلند می توانستم از مرز 302 گل ملی بگذرم. پس از آن هم با اکراین بازی کردیم که من 4 گل زدم و در پایان بازی 2 گل از گلزن برزیلی جلو افتادم. یعنی اگر هم این گونه باشد که شما می گویید، از بعد از بازی با اکراین دیگر فشاری روی من نبود. پس این نمی تواند استدلال درستی برای دوری من از تیم ملی باشد.

برای خودت رسیدن به عنوان آقای گلی جهان زیاد مهم نبود؛!
من دوست داشتم رکورددار باشم و همچون علی دایی یک افتخار بزرگ برای کشورم کسب کنم ، اما این گونه نبود که برای رسیدن به این افتخار، همه چیز را برای خودم بخواهم.

این نظر شمسایی است ، اما شاید دیگران در آن برهه این ذهنیت را نسبت به تو نداشتند.
من به این موضوع فکر نکرده ام ، اما واقعا اگر کسی ذهنیتی خلاف این داشته باشد، نمی تواند آدم بزرگی باشد؛ چرا که وقتی ما می توانیم یک افتخار بزرگ و جهانی برای کشورمان کسب کنیم دلیلی ندارد کسی از آن ناراحت شود. به من گفتند. محمدرضا حیدریان جدی ترین رقیب تو در کسب عنوان بهترین بازیکن آسیا در سال 2007 است. آنها فکر می کردند من از این مساله ناراحتم ، اما من بارها گفته ام محمدرضا، کاپیتان من است و اگر او این جایزه را ببرد برای من همان اندازه خوشحالی دارد که خودم انتخاب شوم. حیدریان هم یک ایرانی است و افتخاری که توسط او و دیگر هموطنانم به دست می آید، در نهایت افتخار کشورم است.

یعنی واقعا اگر در مراسم بهترین های آسیا، حیدریان به عنوان بهترین بازیکن فوتسال انتخاب می شد، شمسایی دلخور نمی شد؛!
نه ، چرا باید دلخور شوم؛ من بارها گفته ام محمدرضا بهترین بازیکن فوتسال ایران و آسیاست.

نگفتی چه اتفاقی افتاد که رابطه تو و حسین شمس طی سه چهار ماه اخیر این گونه شد؛
واقعا نمی دانم! زمانی که من به عنوان بهترین گلزن جهان انتخاب شدم آقای شمس خودش برای من جشن گرفت و پسرهایش به من هدیه دادند. خود ایشان در مصاحبه با مسوولان کنفدراسیون فوتبال آسیا گفت ؛ آسیا باید به بازیکنی مثل وحید شمسایی افتخار کند که بهترین گلزن جهان است. اینها نشان دهنده رابطه خوب ما 2 نفر با یکدیگر است. حال چرا در یک برهه زمانی نام شمسایی مقابل شمس قرار گرفت ، برای خود من هم عجیب بود.

برخی معتقدند حرف هایی که در برنامه شب شیشه ای زدی تو را از تیم ملی دور کرد. برخی ها هم می گویند نرفتنت به مراسم تقدیر از قهرمانان که باحضور رئیس سازمان تربیت بدنی برگزار شد باعث شد اسمت در لیست سیاه قرار بگیرد؛ البته فکر می کنم برنامه شب شیشه ای موثرتر بود. نظر خودت چیست؛!
(وحید پس از چند ثانیه سکوت معنی دار می گوید) نمی دانم!

به ظاهر تعریف و تمجیدهای تو از صادق درودگر در برنامه تلویزیونی شب شیشه ای به مذاق برخی ها خوش نیامد. درست است؛!
دوست ندارم در این مورد حرفی بزنم.

در باره مراسم تقدیر از قهرمانان چطور؛ می گویند تو پاداش بیشتری طلب کرده بودی و به نشانه اعتراض آن مراسم را تحریم کردی؛
نه ، اصلا چنین چیزی صحت ندارد. همسر من آن شب کسالت شدیدی داشت و حتی زیر سرم رفت و من در شرایطی که کت و شلوارم را هم پوشیده بودم نتوانستم در مراسم تقدیر از قهرمانان شرکت کنم.

اما برخی روزنامه ها از قول تو نوشته بودند، چرا باید به بقیه قهرمانان ملی خودروی سمند بدهند، ولی به ما 7 میلیون تومان!
این اولین باری است که این چیزها را می شنوم. آقای علی آبادی یا دیگر مسوولان ورزش بابت همان پاداش 7 میلیون تومانی در حق بنده لطف هم کرده اند.

وحید شمسایی در چند سطر


وحید شمسایی متولد 23 آذر سال 1355 است ؛ البته اگر شناسنامه او را نگاه کنید روز تولدش 30 شهریور ثبت شده است!
او متولد شهر تهران است و بزرگ شده خیابان گرگان . توپ پلاستیکی و فوتبال گل کوچک ، اصلی ترین علایق شمسایی در کودکی بودند؛ علایقی که هنوز هم برای وحید جزو اصلی ترین ها هستند. خودش می گوید: «فوتبال را به طور جدی از زمین های خاکی میدان آرژانتین آغاز کردم و در نوجوانی هم به عضویت تیم های باشگاهی بنیاد شهید و بانک تجارت درآمدم...».
اما یک ناراحتی نادر زانو، وحید را از فوتبال جدا کرد؛ ناراحتی ای که به قول شمسایی از هر 100 هزار نفر، یک نفر به آن مبتلا می شود: «این را خدابیامرز پزشکم ، دکتر زرتشت گفت . 2 سال تمام حتی راه رفتن و نشستن هم برایم مشکل شده بود. پس از آن دیگر قید فوتبال را زده بودم».
اما اتفاقی دیگر، روند زندگی او را عوض کرد. شمسایی که به قول خودش مشغول تجارت بود، با یک ضرر 60 میلیون تومانی روبه رو شد؛ یک بحران روحی و روانی واقعی: «اوضاعم بدجوری به هم ریخته بود. دایم فکر و خیال می کردم تا این که برادر بزرگم امیر که خود در تیم ملی فوتسال بازی می کرد از من خواست به خاطر این که از این حال و هوا خارج شوم ، دوباره فوتبال را از سر بگیرم ، اما این بار در سالن نه در زمین چمن». الان 10 سال از پیشنهاد برادر بزرگ تر به برادر کوچک تر می گذرد و وحید شمسایی نه تنها بهترین بازیکن فوتسال آسیاست ، بلکه بهترین گلزن این رشته در جهان نیز به شمار می رود. کسب عناوین بهترین بازیکن مسابقه های بازی های آسیایی ، بهترین گلزن آسیا و مرد سال قاره کهن در فوتسال آن هم به دفعات ، افتخاراتی هستند که وحید شمسایی در سال های اخیر برای فوتسال ایران به ارمغان آورده است

من همیشه گفته ام پاداش که از بابت موفقیت تیم ملی می گیرم برکت زندگی من است و مقدار آن اصلا مهم نیست.

هر چه بود، تو سرانجام پس از ماه ها به تیم ملی فوتسال دعوت شدی. آیا تغییری در بازی وحید شمسایی در هفته های اخیر صورت گرفت که نظر کادر فنی تیم ملی را نسبت به خودش عوض کرد؛
من همیشه یک جور هستم و فکر نمی کنم فرق چندانی با سال گذشته یا 2 سال پیش کرده باشم. تلاش من همیشه این بوده که به تیمم خدمت کنم. حال چه در باشگاهم باشم و چه در تیم ملی.

به ظاهر آقای شمس ، چند بار امیر فراشی را برای تماشا و آنالیز کیفیت بازی تو به ورزشگاه ها فرستاده است؛
درست است. من چند بار آقای فراشی را هنگام حضورم در زمین ، روی سکوها دیده بودم. اما نمی دانستم برای تماشای بازی من به ورزشگاه آمده است.

از تیم باشگاهی ات تام ایران خودرو چه خبر؛
خبر خاصی نیست. ما هفته هاست که در تعقیب تیم منصوری قرچک هستیم و با کوچکترین لغزشی از سوی این تیم می توانیم به صدر جدول صعود کنیم. من با احترام به تیم منصوری قرچک ، همچنان تام ایران خودرو را شانس اول قهرمانی در لیگ امسال می دانم.

پارسال هم همین حرف را زدی ؛ اما شن سا با اختلاف 10 امتیاز نسبت به تام قهرمان لیگ شد.
فصل پیش شرایط فرق می کرد، چون ما مشکلات زیادی مثل محرومیت مربی مان یا مصدومیت بازیکنان داشتیم. خود من چند بازی با دست شکسته بازی کردم. خوشبختانه امسال این مشکلات را نداریم.

هنوز هم معتقدی فوتسال از فوتبال سخت تر است؛
بله. یک بازیکن در فوتسال بیشتر از زمانی که در چمن بازی می کند، تحت فشار قرار دارد. ضمن این که خطر مصدومیت در فوتسال به مراتب بیشتر از فوتبال است. دلیل دیگر این که در فوتبال با اخراج یک بازیکن شاید اتفاق خاصی نیفتد، اما در فوتسال با اشتباه یک بازیکن یا اخراج یک بازیکن ، نتیجه بازی عوض خواهد شد.

اینهایی که می گویی درست است ؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد که وحید شمسایی در فوتبال می توانست یک دهم موفقیت هایی را که در فوتسال دارد، به دست آورد.
شاید حق با شما باشد. به هر حال رسیدن به موفقیت در فوتسال راحت تر از فوتبال است ؛ اما از لحاظ فشردگی کار فکر می کنم بازی فوتسال سخت تر باشد.

تو سابقه حضور در فوتبال را هم داری. درست است؛
بله. سال 79 ، 17 دقیقه در جام باشگاه های آسیا و در بازی استقلال و الاتحاد عربستان بازی کردم.

چرا حضور تو در فوتبال تداوم نداشت؛
خب ، من اصلا قرار نبود فوتبال بازی کنم. آن سال هم با درخواست رولند کخ و به عنوان یار کمکی در فهرست آسیایی استقلال قرار گرفتم و به خاطر همان 17 دقیقه هم چیزی نمانده بود از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا محروم شوم ؛ چراکه درست همان سال ، سازمان فوتسال از فوتبال جدا شده بود و حضور من در تیم چمنی استقلال قانونی نبود.

همه جا گفتی پیش از این که به فوتسال رو بیاوری 100 کیلوگرم وزن داشتی . فاصله شمسایی 100 کیلویی تا زمانی که به تیم ملی فوتسال دعوت شود، چند ماه بود؛
من 102 کیلوگرم بودم که به واسطه برادرم امیر، رفتم نزد آقای سیدمهدی ابطحی تا تمرین هایم را شروع کنم. 3 ماه پس از آن اولین بازی ام را در لیگ فوتسال انجام دادم و 6 ماه بعد هم برای تیم ملی در بازی های آسیایی بازی کردم و به عنوان بهترین بازیکن آسیا معرفی شدم.

در آن مسابقات چند کیلو وزن داشتی؛
در بازی های آسیایی تایلند 72 کیلو بودم.

یعنی ظرف 6 ماه 30 کیلوگرم وزن کم کردی؛!
بله. 20 کیلو را در همان 40 روز اول کم کردم و بقیه را هم با افزایش فشار تمرین ها و رژیم غذایی سخت در مابقی زمان.

هنوز خیلی ها نمی دانند وحید شمسایی در لاتزیو موفق بود یا ناکام؛! پیش از آن که به ایتالیا بروی شایعه شده بود آنها می خواهند تو را تبعه کشورشان کنند تا در تیم ملی ایتالیا بازی کنی ؛ اما عملکرد تو در لاتزیو چندان هم جالب توجه نبود.
بحث تابعیت من و محمدرضا حیدریان شایعه نبود. سرمربی تیم ملی ایتالیا پس از تماشای بازی های ما مصمم بود این کار را انجام دهد؛ اما نه من می توانستم دوری از ایران را تحمل کنم و نه محمدرضا. در مورد عملکرد خودم در ایتالیا هم باید بگویم راضی کننده بود. من چند هفته دیرتر به عضویت لاتزیو درآمدم ، اما در پایان با زدن 19 گل عنوان سومین گلزن برتر لیگ ایتالیا را به دست آوردم ؛ ولی این موفقیت با مصدومیت شدید من از ناحیه زانو خراب شد و نتوانستم در بازی های پایانی تیمم را همراهی کنم.

از این که یک بار دیگر عنوان بهترین بازیکن آسیا را به دست آوردی ، چه احساسی داری؛
خیلی خوشحالم. باور کنید مراسمی که برای تجلیل از بهترین های آسیا در سیدنی برگزار شد، مراسم بسیار باشکوهی بود که من تاکنون نظیر آن را ندیده بودم. دریافت جایزه بهترین بازیکن فوتسال آسیا هم انگیزه مرا برای ادامه کار دوچندان کرد.

این سومین افتخار بین المللی تو در 5 ماه اخیر بود، درست است؛
بله! من خدا را شکر می کنم که به من لطف داشت و عناوین بهترین گلزن جهان ، بهترین بازیکن جام ملت های آسیا و بهترین بازیکن سال را نصیب من کرد.

کسب این عناوین در کنار افتخارات گذشته ، تاثیری در انگیزه وحید شمسایی نداشته است؛
در این 9 سال 104 بازی ملی انجام داده ام ، اما باور کنید هیچ گاه ذره ای از انگیزه ام کم نشده است. من همیشه برای بازی فوتسال انگیزه بالایی دارم.

پس فعلا به خداحافظی از فوتسال فکر نمی کنی؛
نه. من تا وقتی سرحال باشم و مردم از من بخواهند، برای آنها فوتسال بازی خواهم کرد.

و پس از آن؛!
شاید مربی شوم. من خیلی دوست دارم تجربیاتم را به نسل جوان کشورم انتقال دهم.

چه چیزی انگیزه تو را برای ادامه فوتسال بالا نگه می دارد؛
من هنوز یک آرزوی برآورده نشده در فوتسال دارم و آن حضورم با تیم ملی فوتسال در جمع تیم های برتر جام جهانی است.


رضا پورعالی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها