آبی ها دوباره در منزلگاه اصفهان
«شوخی»های کریمی، «جدی»های استقلال
استقلال تهران، جمعه این هفته (30آذر) در دور یک هشتم نهایی جام حذفی فوتبال ایران در اصفهان روبه روی ذوب آهن قرار می گیرد.
کد خبر: ۱۵۶۸۰۳
این دیدار یک هفته پس از شکست پر سر و صدای 2-3استقلال تهران در برابر صنعت نفت آبادان برگزار می شود و به همین خاطر دشواری های پیکار مجدد با ذوبی ها در فولاد شهر مضاعف شده است. حتی دلگرمی پیروزی 0-1 بر حریف اصفهانی در همین محل و منزلگاه نیز نمی تواند به تنهایی تیم مسافر تهرانی را به سرمنزل مقصود برساند و تضمینی در این خصوص باشد. زیرا آنچه آبی ها ندارند، نظم و استمرار است و یکپارچگی که حتی حضور و تلاش فیروز کریمی نیز در این خصوص کارساز واقع نشده است و آبی ها از 3مسابقه خود با هدایت فیروز کریمی شکست خورده اند، اگر در زمان ثبت شکست اول (0-1 در برابر پاس همدان) این دفاعیه وجود داشت که فقط 2 روز از شروع کار کریمی گذشته است، امروز این دفاعیه را هم ندارند.
همه چیز مهیا بود، اما...
از قضا در روز مسابقه با صنعت نفت همه چیز مهیا بود تا استقلال پس از پیروزی 0-1 در زمین ذوب آهن دومین برد متوالی اش را هم جشن بگیرد. این تیم با صنعت نفتی بازی داشت که تا قبل از هفته هفدهم فقط در رده ماقبل آخر جدول قرار داشت و سرمربی نامدارش (ابراهیم قاسمپور) را یک بار دیگر به مرخصی اجباری فرستاده بود و توسط دستیار او مجتبی تقوی هدایت می شد تیمی که در 16 دیدار قبلی اش 9 بار شکست خورده و با 3 پیروزی و 24 گل خورده، بدترین خط دفاعی فصل را نیز در اختیار داشت و ظاهرا فقط برای تسلیم شدن و باختی تازه به تهران آمده بود.اطمینان استقلال از فتح این دیدار به حدی بود که حتی ناصر حجازی پس از چند هفته دوری از نیمکت ذخیره ها و تبعید خودخواسته روی سکوها، جرات کرده و به نیمکت بازگشته بود و لابد یک دلیل جنبی آن نیز این بود که او پنجاه و هشتمین سالگرد تولدش را جشن می گرفت و هواداران آبی که از این نکته مطلع شده بودند برای یکی از محبوب ترین مردان تاریخ حیات این باشگاه سنگ تمام گذاشتند و برایش هورا کشیدند! وقتی او برای اولین بار روی نیمکت در کنار کریمی قرار گرفت، قند در دل آبی ها آب شد و گمان بردند که نفت را به آتش خواهند کشید. گل اول بازی از سوی فرهاد مجیدی این تصور را قوت بخشید، اما در نقطه عطف بازی، مجیدی یک موقعیت تک به تک را در دقیقه 37 به تیر دروازه صنعت نفت زد تا بازی 0-2 نشود و توپ برگشتی به آن سوی میدان رفت و «لئوناردو بیمنتا» مهاجم تقریبا ششدانگ و برزیلی مهمان، با استفاده از اشتباه مجدد و تازه ای از سوی وحید طالب لو گل مساوی را به ثمر رساند و لابد می دانید که پس از آن چه اتفاقی افتاد.
باور نکردنی
مشکل کنونی فیروز کریمی این است که آن قدر در کارها و گفتارش شوخی کرده که حتی وقتی جدی حرف می زند و دست به کارهای «قطعی و قهری » می زند، باز برخی آن را نشانه روحیه شوخ طبعی وی می دانند و آن را باور نمی کنند. در نتیجه وقتی او در پایان مسابقه نافرجام با نفت 5نفر از بازیکنان تیم را که به زعم وی بد کار کرده بودند، در زمین نگه داشت و به قصد مجازات به 30 دقیقه دویدن اضافی در زمین واداشت، برخی گمان کردند فیروزخان باز قصد خنداندن مردم را دارد و چون این قضیه در باشگاه های ما بویژه در سرخابی بی سابقه بوده، اثر و بازتاب وسیع تری داشت و حیرت بیشتری را برانگیخت و به جای این که یک تبلیغ برای کریمی و استقلال باشد، تبدیل به یک سوئتبلیغ برای باشگاه شد و همگان آن را محصول و پیامد تازه ای از بی نظمی های حاکم بر استقلال دانستند. واقعا نیز هرکس که آن صحنه ها را می دید، حق داشت که چنین بپندارد و به نتیجه ای از این دست برسد.
در آینه آینده
کریمی، همان روزها که شوخی در گفتار را از حد گذراند و با هر چیز و هر کس که پیش رویش قرار گرفت، به شوخی پرداخت، باید چنین حسابی را می کرد و چنین روزی را برای خود در آینه آینده پیش بینی می کرد، اما چون این کار را نکرد، امروز حتی وقتی دست به اقدامات جدی و محکم می زند، کسی کارهای او را واقعی نمی پندارد.امروز مهمترین اتهام وارده به کریمی از جانب قدیمی ترهای «آبی» و حتی شماری از هواداران استقلال این است که وی باشگاه آبی ها را نیز جای شوخی و مسخره بازی تصور کرده و حرف دل آنها این است که باشگاه باید مربی بسیار جدی تری را استخدام می کرد، حال آن که کریمی از قضا، یکی از جدی ترین و سرسخت ترین مربیان 20 سال اخیر فوتبال ماست و حرص و جوش و احساسات تند او در کنار زمین، همیشه زبانزد بوده است.
بسیار دیر
اگر مشکل کریمی، جدی تلقی نشدن و کشیده شدن فضای «گل آقا»یی او به محیط کارش است (اشاره به تجلیل از وی در جشنواره کمدی اخیر در تهران) معضل استقلال عدم بهره گیری از برنامه ای دقیق و کارآمد است. رویکرد به فیروز کریمی طرح درستی بود و یک کار عاقلانه جلوه می کرد و هنوز هم این گونه نشان می دهد، اما مساله این است که بسیار دیر و پس از گسسته شدن کامل بنا و زوال تیم صورت گرفت و چون کار تا حدی از کار گذشته بود و تیم آن قدرها هم قابل جمع آوری نیست. آمدن کریمی بیش از آن که آبی ها را نجات داده باشد، باعث زیر سوال رفتن اعتبار این مربی شده است. همان طور که چندی پیش نوشتیم با بساط فعلی احتمال این که فیروز خان قربانی بعدی نابسامانی آبی ها باشد، اصلا کم نیست. با این که خود او در مصاحبه های بعد از بازی با نفت گفته است که یا تیم را درست می کند یا می رود، رو به راه کردن تیم در شرایط فعلی که حاشیه و نارضایتی و اتحاد نداشتن در تیم زیاد است، بسیار دشوار می نماید و شاید کریمی از شتاب و ذوق الحاق به یک باشگاه بزرگ چنان از خود بی خود شده بود که متوجه نشد، استقلال در حال حاضر جای مناسبی برای او نیست و بهتر بود که برای این مهم تا پایان فصل صبر می کرد. این که تعطیلات یک ماهه بین دو نیم فصل نیز مشکلات او و آبی ها را حل کند، قدری دور از ذهن است، هرچند این فرصت خوبی برای آغاز کردن همه چیز از نو است. بازی جمعه با ذوب آهن در جام حذفی؛ خودتان هرچه می خواهید تصور کنید!