در جست‌وجوی مبینا

«خواب و خوراک نداریم. شب و روزمان گریه شده و نگران حال دختر گمشده‌مان هستیم، نیروی انتظامی هنوز اطلاع دقیقی در مورد او به ما نداده است. مگر نمی‌گویند پلیس ایران قوی عمل می‌کند، پس چرا نمی‌تواند سرنخی از وضعیت دخترم پیدا کند.» اینها را پدر مبینا محمدعلی به ما می‌گوید. پدر دختر ۱۹ ساله‌ای که ۲۴ خرداد امسال مفقود شده و تاکنون هیچ رد و نشانی از او پیدا نشده است.
کد خبر: ۱۵۵۶۹۸۵
در جست‌وجوی مبینا
 
بیش از یک هفته است پدر و مادر مبینا آرام و قرار دارند و شب و روزشان را با گریه و انتظار سپری می‌کنند. خانه آنها در نسیم‌شهر اسلامشهر است، همان‌جایی که مبینا برای آخرین بار دیده شد.
پدر مبینا در مورد روز حادثه به جام‌جم می‌گوید: «ما برای برگزاری مراسم ختم یکی از اقوام به شهرستان رفتیم. آن روز مبینا در خانه تنها بود. همیشه او را به اقوام می‌سپردیم، اما این بار گفت من نمی‌آیم و شما بروید. ما هم رفتیم و قرار بود زود برگردیم. دخترم در یک آرایشگاه کار می‌کرد و علاوه‌بر او، چند دختر هم مشغول به کار بودند. مبینا به من گفت تا شب به آرایشگاه می‌روم. یک همسایه دیگری هم داریم که مبینا گفت او حواسش به من است. ما رفتیم و ساعت یک نیمه‌شب به دخترم زنگ زدیم که در خانه بود، اما صبح هرچه تماس گرفتیم، گوشی‌اش خاموش بود. دو خط روی گوشی داشت که با هرکدام تماس گرفتیم، جواب‌مان را نداد. با نگرانی برگشتیم، جست‌و‌جو‌ها را آغاز کردیم و همزمان از پلیس هم درخواست کمک کردیم. در محله‌مان یک مرغ‌فروشی و میوه‌فروشی هستند که دوربین مداربسته دارند. درخواست کردیم که دوربین‌های‌شان را ببینیم، اما اجازه ندادند و گفتند خودمان نگاه می‌کنیم و بعد گفتند چیزی که مربوط به دختر شما باشد، در فیلم‌ها نبود. آرایشگاهی که مبینا به آنجا می‌رفت، چند شاگرد دیگر هم دارد که یکی از آنها گفت مبینا با پسری در ارتباط بود. با آن پسر تماس گرفتیم که قسم خورد و گفت هیچ خبری از مبینا ندارد. مدعی بود دخترم به او گفته دنبالم بیا و او هم گفته تو خانواده داری و دنبالت نمی‌آیم.»
پدر مبینا در ادامه از ادعای یکی از خانم‌های همسایه می‌گوید: «زن همسایه می‌گفت ساعت ۱ شب بیرون رفتم و یک ماشین را دیدم. مبینا یک ساک لباس همراهش بود و مرا که دید، سوار آن ماشین نشد، اما وقتی به کوچه بعدی رفتم، سوار آن ماشین شد. اگر آن ماشین شاسی‌بلند باشد، شاید ما با باندی که دختران را قاچاق می‌کنند، روبه‌رو هستیم.»
پدر بغضش می‌ترکد و ادامه می‌دهد: «پلیس به پرونده ما رسیدگی نمی‌کند و وقتی هم در مورد آخرین وضعیت پرونده سؤال می‌پرسیم، می‌گویند محرمانه است و نمی‌توانیم همه چیز را بگوییم. می‌گویند نقطه‌زنی کرده‌ایم، اما گوشی خاموش است. از مردم خواهش می‌کنم اگر دخترم را دیده‌اند، به ما خبر دهند. از نگرانی نمی‌دانیم چطور روز و شب‌مان سپری می‌شود.»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها